روایتی از زندگی شیخ عباس قمی - کتاب منازل الاخره

در حال بارگذاری ...ویدیو

05 مرداد 1399

شیخ عباس قمی (م ۱۳۵۹ق)، عالم بزرگ شیعی قرن چهاردهم قمری است. مفاتیح الجنان، سفینة البحار و منتهی الآمال از مشهورترین تألیفات اوست. عباس بن محمدرضا القمی مشهور به شیخ عباس قمی در سال ۱۲۹۴ ق در شهر قم متولد شد. پدرش حاج محمدرضا قمی مردی کاسب بود که مردم او را نیک مردی باتقوا و آشنا به مسائل دینی می‎شناختند و برای یادگیری احکام دین به نزد وی می‎رفتند. وی دوران کودکی و نوجوانی را در زادگاهش شهر قم گذراند و دروس مقدماتی را نزد استادانی بزرگ فراگرفت. استادانی که معرفت الهی در روح آنان تجسم یافته بود. او از خرمن دانش این بزرگان خوشه‎ها چید ولی بیشترین بهره را از محضر عالم آگاه آیت الله حاج میرزا محمد ارباب قمی (متوفی ۱۳۴۱ ق) برد. عالم فرزانه و پرهیزگاری که در هیچ حال امر به معروف و نهی از منکر را ترک نمی‎کرد و در هر محفل و مجلسی این دو فریضه را متذکر می‎شد استاد بسیار دقیق و پرمایه عصر خود بود. حوزه‌ نجف اشرف: او که در دوران نوجوانی مراحل آغازین تحصیلات حوزوی را به پایان برده بود سرانجام نتوانست خود را به اندوخته‎های محدود حوزه آن وقت قم قانع سازد از این رو تصمیم به هجرت گرفت. در سال ۱۳۱۶ ق. کوله‎بار سفر بست و به دنبال فراگیری دانش عازم نجف اشرف گردید. از آن جا که شیخ عباس اشتیاق وصف ناپذیری به شناخت راویان و محدثان راستگو و نقل اخبار اهل بیت علیهم ‎السلام داشت استادی را برگزید که از کوثر حدیث سیرابش سازد. از این رو از همان ابتدای ورود به نجف اشرف شیفته عالم آگاه، محدث و محقق بزرگ، حاج میرزا حسین نوری (متوفای ۱۳۲۰ ق) گشت و در درس او شرکت جست. شیخ عباس قمی بر آن بود تا آن چه را از استاد فرار می‎گیرد بی‎کم و کاست بنویسد و همانند استاد بازگویش کند. به همین سبب طولی نکشید که به کمک حافظه قوی و تلاش پیگیر به مقام و منزلت والایی در نزد استاد دلسوز و پرتلاش خود دست یافت. تا آن جا که در همان ایام استنساج کتاب باارزش استادش، مستدرک الوسائل را در اختیار گرفت و به خوبی از عهده این کار بزرگ برآمد. همچنین وی در تألیفات دیگر استاد از کمک شایسته وی دریغ نداشت. محدث قمی درک محضر این استاد بزرگ را منت خداوند می‎داند و می‎نویسد: «...پس خداوند متعال به من منت گذارد به ملازمت شیخنا الاجل الاعظم تقه الاسلام النوری الطبرسی انار الله برهانه. مستدرک الوسائل را برای او استنساخ می‎کردم که بفرستد برای طبع به ایران و در خدمت او بودم تا سنه‌ ۱۳۱۸ ق».وی چهار سال در محضر محدث نوری بود و در این چهار سال تلاش و کوشش او به حدی رسید که جز و شاگردان طراز اول استاد بشمار رفت. بازگشت به قم: شیخ عباس در سال ۱۳۲۲ ق به قم بازگشت و مشغول تألیف و تدریس و وعظ و ارشاد مردم شد و تا سال ۱۳۲۹ ق در این شهر مذهبی اقامت داشت. در این ایام عازم بیت الله الحرام شد و پس از مراجعت از زیارت خانه خدا همچنان در قم سکونت داشت. در سال ۱۳۳۲ ق بنا به عللی و مخصوصاً به موجب تنگدستی به مشهد مقدس مهاجرت کرد و در آن جا سکونت گزید. خصوصیات اخلاقی و روحی محدث قمی در زمان خود یکی از مربیان بزرگ و معلمان اخلاق اسلامی در میان مردم و حوزه‎های علمیه شناخته می‎شد و از شهرت ویژه‎ای برخوردار بود و خصوصیات اخلاقی فراوانی داشت که در این فصل به پاره‎ای از آن‌ها اشاره می‎کنیم: الف) انس با کتاب: یکی از ویژگی‌های محدث قمی علاقه فراوان به نوشتن و مطالعه‌کتاب بود به بطوری که می‎توان گفت او در کتاب و قلم خلاصه شده بود. محدث یا در کتابخانه بود یا با کتاب. کمتر دیده می‎شد که او مشغول مطالعه و بررسی کتابی نباشد. عشق محدث به کتاب آن هم کتب حدیثی نورانیت خاصی به او بخشیده بود. فرزند بزرگ ایشان در این باره می‎گوید: «در اول کودکی با مرحوم پدرم هر وقت از شهر بیرون می‎رفتم او از اول صبح تا به شام مرتب به نوشتن و مطالعه مشغول بود». زمانی که برای زیارت به کشورهای دور مسافرت می‎کرد اوقات فراغت خود را با کتاب سپری می‎کرد. «او با عده‎ای از تجار به سوریه مسافرت کرد. آنان می‎گفتند هر وقت ما به سیاحت می‎رفتیم ایشان می‎نشست و مشغول مطالعه و تألیف می‎شد و هر چه اصرار می‎کردیم که با ما بیرون بیاید امتناع می‎ورزید و شب‌ها هم که ما به خواب می‎رفتیم او مشغول مطالعه و تألیف می‎شد». عشق و علاقه محدث قمی به کتاب به اندازه‎ای بود که وقتی کمترین پولی بدست می‎آورد آن را در خرید کتاب صرف می‎کرد و گاه پیاده از قم به تهران به استقبال آن می‎رفت. او خود می‎گوید: «زمانی که در قم تحصیل می‎کردم، خیلی تنگدست بودم تا جایی که یک قِران و دو قِران جمع می‎کردم تا این که مثلاً سه تومان می‎شد. آن را برداشته، از قم تا تهران پیاده می‎رفتم و با آن کتاب خریده، به قم برمی‎گشتم و به تحصیل ادامه می‎دادم». ب) تواضع و اخلاص: از دیگر ویژگی‌های ایشان تواضع بسیار و همه جانبه‎ای بود که از خود نشان می‎داد. در خانه، مدرسه و خیابان هر کسی را که می‎دید - چه کوچک و چه بزرگ - احترام می‎کرد. در نزد علما و از بین آنان به ویژه در حضور کسانی که با حدیث و اخبار اهل بیت علیهم السلام سروکار داشتند، اوج فروتنی و تواضع را به نمایش می‎گذارد. هیچگاه در مجالسی که وارد می‎شد در صدر نمی‎شست و هرگز خود را بر دیگران مقدم نمی‎داشت. وی از خودستایی و خودپسندی به شدت احتراز می‎کرد و به هیچ وجه غرور نداشت. محدث قمی حدیث اخلاص بود و آیه زهد. مسیری که می‎رفت اگر کوچکترین شبهه‎ای در دلش رخنه می‎کرد که قدمش برای خدا نیست یا وسوسه‎ای قلبش را می‎لرزاند بدون هیچ تأمل، از آن جا بازمی‎گشت. نقل است «در یکی از سال‌ها مرد نیکوکاری از محدث قمی خواهش می‎کند که قبول کند بانی مجلس محدث شود و تعهد می‎کند که مبلغ پنجاه دینار عراقی به ایشان تقدیم کند. در آن موقع هزینه محدث در هر ماه سه دینار بوده است. محدث قمی می‎گوید: «من برای امام حسین علیه السلام منبر می‎روم نه برای دیگری و بدین گونه آن وجه را نپذیرفت». امر به معروف و نهی از منکر دیگر ویژگی حدیث اخلاص بود. او خود هرگز گرد گناه نمی‎گشت و در ذهنش هم فکر گناه را جای نمی‎داد. از منکرات ناراحت می‎شد و دیگران را از ارتکاب آن بازمی‎داشت. کسی جرأت غیبت در محضر او نداشت و از دروغ گفتن ناراحت می‎شد. در یک کلام محدث قمی آن چه می‎گفت با آن چه عمل می‎کرد و آنچه مردم از رفتار و کردارش درک می‎کردند یکی بود. از این رو سخنش در دل شنوندگان اثر شگرف داشت. آنانی که در درس اخلاق و نصایح او شرکت می‎جستند و گوش و جان به این سروش اخلاص فرامی‎دادند نقل می‎کنند که سخنان نافذ او چنان بود که آدمی را از گناهان و پندارهای بد دور می‎ساخت و متوجه خدا و عبادت می‎کرد. ج) زهد: زندگی محدث قمی بسیار ساده بود به طوری که از حد زندگی یک طلبه عادی هم پایین‌تر بود. لباسش عبارت بود از یک قبای کرباسی بسیار نظیف و معطر و تمیز. چند سال زمستان و تابستان را با آن قبای کرباسی می‎گذرانید. هیچ گاه در فکر لباس و تجمل نبود. فرش خانه‎اش گلیم بود. از سهم امام استفاده نمی‎کرد و می‎گفت: من اهلیت ندارم از آن استفاده کنم! روزی در نجف اشرف دو زن محترم که در بمبئی سکونت داشتند و از بستگان آقا کوچک (از محترمین نجف) بودند حضور ایشان می‎رسند و تقاضا می‎کنند هر ماه مبلغ ۷۵ روپیه به ایشان تقدیم کنند که از لحاظ زندگی در رفاه باشد. در آن ایام مخارج ماهانه‌ خانواده وی از ماهی ۵۰ روپیه تجاوز نمی‎کرد. حاج شیخ عباس از پذیرفتن آن خودداری می‎کند. میرزا محسن محدث زاده فرزند کوچک آن مرحوم اصرار می‎کند تا قبول نماید ولی قبول نمی‎کند تا این که زنان محترم ناامید می‎شوند و می‎روند. پس از رفتن آن ها فرزند به پدر می‎گوید: من هم دیگر از کسبه بازار برای مخارج روزانه قرض نمی‎کنم! حاج شیخ عباس می‎گوید: ساکت باش! من همین مقدار هم الان خرج می‎کنم، نمی‎دانم فردای قیامت چگونه جواب خدا و امام زمان عجل اله تعالی فرجه شریف را بدهم. در جواب این مقدار معطل هستم، چگونه بارم را سنگین‎تر کنم؟ نظر آنان که نکردند بدین مشتی خاک * الحق انصاف توان داد که صاحب نظرند کتاب منازل الاخره (زندگی پس از مرگ) در کتاب منازل الاخره (زندگی پس از مرگ)، به تالیف شیخ عباس قمی، به حقیقت مرگ می‌رسیم و اینکه مرگ پایان زندگانی انسان نیست، بلکه آغاز مرحله‌ای جدید از زندگانی اوست. مرگ دروازه‌ای گشوده به سوی حیات آخرت است. مرگ پاسخگویی به دعوت ناگزیر خدای هستی بخش، در انتقال از سرای فانی و ناپایدار، به منزلگاهی باقی و پاینده است. مرگ سفری نزدیک به دیار جاودانگی است. مرگ برای انسانی که دل به خدا داده و با ایمان و یاد قیامت، عمل صالح را رهتوشه سفر آخرت خویش قرار داده است، شادمانی و آسایش و بازگشتی خجسته به سوی بهشت برین است. مرگ برای او بشارتی به نعمت‌های جاودانه است. مرگ برای او بالاترین شادمانی است. مرگ پلی برای عبور دادن مؤمن از شداید و ناگواری‌ها به سوی بهشت بیکرانه و نعمت‌های همیشگی است. مرگ برای مؤمن، چونان کندن جامه‌ای چرکین و پوشیدن لباسی فاخر به جای آن، چونان. باز کردن بندها، شکستن زنجیرها و سوار گشتن بر رام‌ترین مرکب‌ها، چونان انتقال از منزلی ویران و وحشت زا به سرایی ایمن و مأنوس است. مردن برای مؤمن همچون بوییدن بهترین و دلپذیرترین رایحه‌ها است، از کثرت خوبی این بو خوابی آرام به سراغش می‌آید و همه درد و رنج هایش پایان می‌پذیرد. مردن برای مؤمنی که زاد سفر برگرفته و به حق آماده مرگ شده، نافع تر از دوایی است که دردمندی برای معالجه خویش استعمال می‌کند، آری! اگر آنان نعمت‌هایی را که مرگ سبب وصول به آن‌ها است می‌شناختند، آن را طلب می‌کردند و دوستش می‌داشتند بیشتر از آنکه انسان عاقل دور اندیش، برای دفع آفت‌ها و جلب سلامت‌ها، دارو را می‌طلبد و دوست می‌دارد. مردن برای مؤمن چونان وارد شدن به حمامی است که آخرین باقیمانده کثافت معاصی را از جان او می‌زداید و آلودگی گناهان را از پیکره هستی او پاک می‌کند. به راستی وقتی مؤمن، خود را در دنیا غریب می‌بیند و حصار بسته زندگی دنیایی را زندان روح ملکوتی خویش می‌شمارد، مرگ را که آغاز سفرش به وطنی آشنا، و سکوی پروازش به آسمان ملکوت است، چه سعادتی می‌شمارد و چه ملتهبانه چشم انتظارش می‌ماند! کتاب منازل الاخره (زندگی پس از مرگ) به ما می‌گوید که: آیا هنگام آن نرسیده است که با فراهم ساختن رهتوشه آخرت، خود را برای کوچ ناگزیری که در پیش داریم آماده کنیم؟ آیا هنگام آن نرسیده است که از ملاحظه عمر رو به کاهش خویش و از دیدن مردن دیگران پرده فراموشی و غفلت را درهم بدریم و به خود آییم و برای سفر مرگ خویش زاد و توشه برگیریم؟ مرگ از نظر انسان پنهان است، آرزویش وی را فریب دهد، شیطان همیشه همراه اوست، گناه و معصیت را در نظر او زینت بخشد تا انجامش دهد. و او را در آرزوی توبه نگهدارد تا آن را به تأخیر اندازد و در حالت غفلت کامل مورد هجوم مرگ قرار گیرد. افسوس بر آن انسان غافلی که لحظه لحظه عمرش دلیلی بر محکومیّت او به شمار می‌آید، و شقاوت و بدبختی، فرجام کار و کتاب شریف «منازل الآخره» با نگاهی حدیث شناسانه به همه منزلگاه‌هایی که بر سر راه مسافران آخرت قرار گرفته‌اند، در صدد نشان دادن تصویری روشن از هر یک از این منزلگاه‌ها برآمده و کوشیده است تا ضمن برشمردن اهمیّت و خطرات هر جایگاه، ابزاری برای نجات از هول و وحشت هر کدام، و وسیله‌ای برای دستیابی به سلامت و مصونیّت در هر مقام، ارائه دهد و خواننده کتاب را به اندیشه تدارک و جبران خطاهایی که در گردنه‌های خطرناک سفر آخرت موجب سقوط به دامن عذاب و عقاب الهی هستند، وادارد.




يادداشت ها (0 مورد)
براي ثبت نظر و مشاركت در گفتگو ،در سايت ثبت نام نمائيد.

پیامبر در زندان
پیامبر در زندان
مدت ويدئو : 5:00
بازدید : 61
دیو و ماهی
دیو و ماهی
مدت ويدئو : 5:00
بازدید : 51
حکایت سرچشمه‌ی زیبایی انسان چیست؟
حکایت سرچشمه‌ی زیبایی انسان چیست؟
مدت ويدئو : 1:33
بازدید : 322
قصه پلنگ و جوان
قصه پلنگ و جوان
مدت ويدئو : 03:26
بازدید : 803
همه ...
حکایت گنج
حکایت گنج
مدت پادکست : 2:04
بازدید : 320
داستانك تصمیم یك جنگجو
داستانك تصمیم یك جنگجو
مدت پادکست : 1:24
بازدید : 785
حلقه نامزدی
حلقه نامزدی
مدت پادکست : 5:42
بازدید : 474
به نقطه صفر برگرد
به نقطه صفر برگرد
مدت پادکست : 1:51
بازدید : 569
داستانک موهبت لبخند
داستانک موهبت لبخند
مدت پادکست : 2:03
بازدید : 596
همه ...
کاریکاتور فقر و ریشه کنی فقر
کاریکاتور فقر و ریشه کنی فقر
تعداد تصوير : 12
بازدید : 1809
اپرای هانسل و گرتل
اپرای هانسل و گرتل
تعداد تصوير : 20
بازدید : 1320
عمل جراحی
عمل جراحی
تعداد تصوير : 1
بازدید : 1788
دختـر بچـه ی گل فروش
دختـر بچـه ی گل فروش
تعداد تصوير : 1
بازدید : 6993
بقعه پیر تاکستان
بقعه پیر تاکستان
تعداد تصوير : 12
بازدید : 3135
همه ...