خیاط هم در کوزه افتاد

در حال بارگذاری ...ویدیو

05 شهريور 1398

داستان این ضرب‌المثل به زمان‌های دور بر می‌گردد. زمانی که خیاطی در شهری مغازه‌ای کوچک داشت که بر سر راه گورستان بنا شده بود. هر زمان فردی می‌مرد، برای تدفین او از جلوی مغازه خیاط رد می‌شدند. روزی خیاط با خود فکر کرد که تعداد مردگان را بشمارد و از این طریق برای خود سرگرمی درست کند. اما چون حافظه خوبی نداشت، تصمیم گرفت کوزه‌ای را از دیوار آویزان کند و سنگ‌ریزه‌هایی را کنار آن قرار دهد و هربار که فردی می‌میرد، سنگی داخل کوزه بیندازد. آخر ماه که می‌شد کوزه را خالی می‌کرد و سنگ‌ها را می‌شمرد. دیگر مردم آن محل هم از سرگرمی‌ او خبر داشتند. هربار که از آنجا رد می‌شدند، به او می‌گفتند: چه خبر خیاط؟ و خیاط می‌گفت که مثلا امروز سه نفر در کوزه افتادند. از قضا مرگ به سراغ او هم آمد. روزی مردی که خبر از فوت خیاط نداشت، مغازه‌اش را بسته دید. از دیگران پرسید که خیاط کجاست و چرا مغازه بسته است؟ به او گفتند: خیاط هم در کوزه افتاد. از آن پس این مثل را در زمانی به کار می‌برند که فردی به بلایی دچار شده که پیش از این درباره آن حرف می‌زده است.




يادداشت ها (0 مورد)
براي ثبت نظر و مشاركت در گفتگو ،در سايت ثبت نام نمائيد.

هم خدا را می خواهد هم خرما را
هم خدا را می خواهد هم خرما را
مدت ويدئو : 02:25
بازدید : 467
هیچ جا خونه آدم نمیشه
هیچ جا خونه آدم نمیشه
مدت ويدئو : 01:00
بازدید : 872
همت بلند که مردان روزگار ...
همت بلند که مردان روزگار ...
مدت ويدئو : 02:12
بازدید : 4295
نصیحت قشنگ
نصیحت قشنگ
مدت ويدئو : 01:02
بازدید : 565
همه ...
اگر با دیگرانش بود میلی ...
اگر با دیگرانش بود میلی ...
مدت پادکست : 0:33
بازدید : 1396
هیچ گرانی بی حکمت نیست
هیچ گرانی بی حکمت نیست
مدت پادکست : 5:05
بازدید : 9301
فوت كوزه گری
فوت كوزه گری
مدت پادکست : 1:21
بازدید : 482
پنمسه
پنمسه
مدت پادکست : 1:13
بازدید : 830
نوشدارو بعد از مرگ سهراب
نوشدارو بعد از مرگ سهراب
مدت پادکست : 3:52
بازدید : 233
همه ...
هيچ موردي يافت نشد.