قصه تنبلی مینا کوچولو

در حال بارگذاری ...ویدیو

20 خرداد 1398

روزی از روزها مینا کوچولو که باهوش و با نمک بود کوله پشتی خود را روی زمین انداخت و گفت: من دوستی در مدرسه دارم که خیلی تنبل هست و حسابی بهش خوش می گذرد پس چرا من باید کار کنم از این به بعد من هم کار نمی کنم . اعضای خانواده از کار مینا متعجب شدند. موقع ناهار که شد بعد از صرف غذا، مینا کوچولو قاشق را روی زمین انداخت و از سینا خواست که کارها را انجام بدهد. مینا به پای تلویزیون نشست و به مادرش گفت: مادر جان! برای من یک لیوان آب بیاور . مادرش گفت: باشه عزیزم برایت آب می آورم چون ما یک خانواده ایم و باید به همدیگر کمک کنیم . یک ماه گذشت مینا خیلی خواب آلود و تنبل شده بود . خانواده اش هم از دستش ناراحت بودند. مینا به خودش آمد و هنگامی که ناراحتی خانواده اش را دید حسابی خجالت کشیده و ناراحت و اندوهگین شد و از آن موقع دوباره تصمیم گرفت تنبلی را کنار بگذارد و در کارها به دیگران کمک کند




يادداشت ها (0 مورد)
براي ثبت نظر و مشاركت در گفتگو ،در سايت ثبت نام نمائيد.

شرط ازدواج
شرط ازدواج
مدت ويدئو : 01:01
بازدید : 322
اسراف نان
اسراف نان
مدت ويدئو : 02:48
بازدید : 2892
زورگو
زورگو
مدت ويدئو : 05:02
بازدید : 1057
گلستان
گلستان
مدت ويدئو : 1:09
بازدید : 112
آموزش نقاشی آناناس
آموزش نقاشی آناناس
مدت ويدئو : 3:48
بازدید : 889
همه ...
اون کیه؟ اون چیه؟
اون کیه؟ اون چیه؟
مدت پادکست : 4:44
بازدید : 880
داستان زیبای باغ گلابی
داستان زیبای باغ گلابی
مدت پادکست : 4:59
بازدید : 10
داستان مورچه و عسل
داستان مورچه و عسل
مدت پادکست : 3:28
بازدید : 549
قصه آهو و یوزپلنگ
قصه آهو و یوزپلنگ
مدت پادکست : 3:02
بازدید : 1149
قصه قوقولی خان
قصه قوقولی خان
مدت پادکست : 5:43
بازدید : 45
همه ...
رضا فلاح
رضا فلاح
تعداد تصوير : 8
بازدید : 370
کلاه قرمزی
کلاه قرمزی
تعداد تصوير : 16
بازدید : 3253
شکرستان
شکرستان
تعداد تصوير : 16
بازدید : 5130
سهراب یل بیرانوند
سهراب یل بیرانوند
تعداد تصوير : 12
بازدید : 488
مدرسه موش ها
مدرسه موش ها
تعداد تصوير : 12
بازدید : 2931
همه ...