قصه سگ با وفا

در حال بارگذاری ...ویدیو

03 ارديبهشت 1398

در جنگل سرسبز و قشنگ کلبه ای وجود داشت و چوپانی در آن زندگی می کرد که یک گله و سگ باوفایی داشت. اما در یک روز از روزها چوپان از دیدن سگ پیر خسته شده و به او گفت: تو پیر شده ای و از طرفی من شبها آتش درست می کنم و هیچ گرگی به ما حمله نمی کند ،پس بهتر است که از اینجا دور شوی .سگ با ناراحتی از آنجا رفت اما از آن جایی که بسیار با وفا بود در آن نزدیکی ها میان شاخ و برگ ها زندگی می کرد تا از دور مواظب چوپان و گله باشد. روز ها گذشت تا اینکه یک روز چوپان داد و فریادش به آسمان بلند شد و می گفت: کمک !کمک ! گرگ به گله زده است . سگ با وفا وقتی صدای چوپان راشنید به سرعت خودش را به آنها رساند و باعث فرار گرگ ها شد . چوپان که کاملا از رفتار خودش پشیمان شده بود سگ را به داخل کلبه آورد و به او غذا و جای گرم داد تا از شرمندگی در بیاید.




يادداشت ها (0 مورد)
براي ثبت نظر و مشاركت در گفتگو ،در سايت ثبت نام نمائيد.

اعتماد از دست رفته
اعتماد از دست رفته
مدت ويدئو : 1:04
بازدید : 123
شجاعت یا بی عقلی
شجاعت یا بی عقلی
مدت ويدئو : 02:06
بازدید : 1184
فرار از خاطرات تلخ
فرار از خاطرات تلخ
مدت ويدئو : 5:42
بازدید : 152
شاه کلید
شاه کلید
مدت ويدئو : 05:23
بازدید : 645
گرفتاری
گرفتاری
مدت ويدئو : 1:03
بازدید : 195
همه ...
قصه الاغ و آواز خوش
قصه الاغ و آواز خوش
مدت پادکست : 9:56
بازدید : 567
داستان پری
داستان پری
مدت پادکست : 3:35
بازدید : 1101
نقاشی
نقاشی
مدت پادکست : 2:27
بازدید : 871
قصه های انقلاب
قصه های انقلاب
مدت پادکست : 5:17
بازدید : 511
خاله شاخ نبات
خاله شاخ نبات
مدت پادکست : 4:51
بازدید : 1193
همه ...
رضا فلاح
رضا فلاح
تعداد تصوير : 8
بازدید : 47
مدرسه موش ها
مدرسه موش ها
تعداد تصوير : 12
بازدید : 2660
شکرستان
شکرستان
تعداد تصوير : 16
بازدید : 4400
سهراب یل بیرانوند
سهراب یل بیرانوند
تعداد تصوير : 12
بازدید : 43
کلاه قرمزی
کلاه قرمزی
تعداد تصوير : 16
بازدید : 2943
همه ...