حکایت دانشمند مغرور

در حال بارگذاری ...ویدیو

12 دي 1397

حکایت دانشمند مغرور روزی بود و روزگاری بود . در شهری دورکشتی برای سفرآماده می شد . مرد دانشمند مغروری هم تصمیم به سفر با این کشتی گرفت . در راه به همه افاده می فروخت و خود را برتر از دیگران می دانست . تا اینکه کشتی دچار تلاطم و امواج و طوفان شد اما مرد دانشمند شنا کردن نمی دانست . در اوج غرور متوجه شد که هرکسی ضعفی دارد درنتیجه این حادثه را برای خود درس عبرتی دانست و دیگر مغرور نشد




يادداشت ها (0 مورد)
براي ثبت نظر و مشاركت در گفتگو ،در سايت ثبت نام نمائيد.

داستان همکاری در انجام امور
داستان همکاری در انجام امور
مدت ويدئو : 2:19
بازدید : 21
سبد
سبد
مدت ويدئو : 2:18
بازدید : 175
استتار
استتار
مدت ويدئو : 1:01
بازدید : 62
طوطی کاغذی
طوطی کاغذی
مدت ويدئو : 03:31
بازدید : 2806
مصرف صحیح سوخت
مصرف صحیح سوخت
مدت ويدئو : 05:05
بازدید : 1710
همه ...
مترسک ترسو
مترسک ترسو
مدت پادکست : 5:38
بازدید : 668
داستان موشی به نام پنیرک
داستان موشی به نام پنیرک
مدت پادکست : 3:19
بازدید : 1185
کودکان روزه دار و بازی
کودکان روزه دار و بازی
مدت پادکست : 4:44
بازدید : 1189
خاله قزی/خاله سوسکه
خاله قزی/خاله سوسکه
مدت پادکست : 5:39
بازدید : 1453
عادت بد غرغر کردن
عادت بد غرغر کردن
مدت پادکست : 2:32
بازدید : 863
همه ...
مدرسه موش ها
مدرسه موش ها
تعداد تصوير : 12
بازدید : 2658
سهراب یل بیرانوند
سهراب یل بیرانوند
تعداد تصوير : 12
بازدید : 41
کلاه قرمزی
کلاه قرمزی
تعداد تصوير : 16
بازدید : 2942
شکرستان
شکرستان
تعداد تصوير : 16
بازدید : 4397
رضا فلاح
رضا فلاح
تعداد تصوير : 8
بازدید : 44
همه ...