حکایت سهم تنبلی

در حال بارگذاری ...ویدیو

15 آبان 1397

حکایت سهم تنبلی در روزگار قدیم در شهری پسرکی در مغازه ای مشغول کار بود . اماخیلی تنبلی می کرد صاحب مغازه اورا بیرون کرد. مردی هیزم شکن به جنگل می رفت در راه به او رسید و از او خواست تا شاگرد او بشود مرد پذیرفت با هم به جنگل رفتند مرد درختی را خواست بشکند از او خواست تا کمک کند اما او قبول نکرد و مشغول آواز خواندن شد. مرد چوبها را جمع کرد و به هیزم فروش فروخت.پسر از او سهم خود را خواست مرد گفت :تو کاری نکردی بعد به نزد قاضی رفتند. قاضی حرفهای هردو را شنید و سر انجام تعدادی سکه در دست گرفت و در گوش پسر به صدا در آورد . و به او گفت تو کاری نکرده ،مزد می خواهی؟ بعد دستور داد اورا بزندان بیاندازند .مرد هیزم شکن دلش به رحم آمد و گفت برود دوباره کار کند اما پسر همچنان به آواز خواندن می پرداخت.




يادداشت ها (0 مورد)
براي ثبت نظر و مشاركت در گفتگو ،در سايت ثبت نام نمائيد.

کمربند ایمنی
کمربند ایمنی
مدت ويدئو : 04:50
بازدید : 586
خاله عروسک من
خاله عروسک من
مدت ويدئو : 04:59
بازدید : 922
ولخرجی
ولخرجی
مدت ويدئو : 4:47
بازدید : 182
سزارشگاه
سزارشگاه
مدت ويدئو : 2:46
بازدید : 172
پندانه -  تب قرعه کشی
پندانه - تب قرعه کشی
مدت ويدئو : 1:57
بازدید : 226
همه ...
قصه های انقلاب
قصه های انقلاب
مدت پادکست : 5:17
بازدید : 494
انوشیروان و پیر کشاورز
انوشیروان و پیر کشاورز
مدت پادکست : 1:50
بازدید : 757
من دیگه خجالت نمی کشم
من دیگه خجالت نمی کشم
مدت پادکست : 2:26
بازدید : 1354
علی بهونه می گیره
علی بهونه می گیره
مدت پادکست : 5:11
بازدید : 1128
هدیه ای برای پسرک
هدیه ای برای پسرک
مدت پادکست : 2:47
بازدید : 1492
همه ...
مدرسه موش ها
مدرسه موش ها
تعداد تصوير : 12
بازدید : 2617
کلاه قرمزی
کلاه قرمزی
تعداد تصوير : 16
بازدید : 2900
شکرستان
شکرستان
تعداد تصوير : 16
بازدید : 4278
همه ...