حکایت رفیق جوانمرد

در حال بارگذاری ...ویدیو

15 آبان 1397

حکایت رفیق جوانمرد دونفر باهم برای شکار خرس به جنگل رفتند یکی از آنها لاف می زد که من خیلی شجاع هستم واز خرس هراسی ندارم و به دوستش گفت من میروم جلو تر هر وقت سوت زدم توبیا که خرس را یافته ام .اتفاقا رفیقش خرسی را دید و او هم سر رسید و خود را به بالای درختی کشاند تا خرس او را پاره نکند . خرس به دنبال دوستش گذاشته بود امااوبه کمکش نیامد . تا بر روی زمین افتاد . و خرس او را رها کرد و رفت بعد دوباره دوستش آمد و گفت برخیز برو ببین خرس رفته است . اول تصور کرد او مرده ولی بعد که بلند شد.رفیقش از او دوری جست هرکس این نشانه ها دارد می توان گفت او وفا دارد در بلا و غیاب و بعد از مرگ حق یاری خود بپا دارد




يادداشت ها (0 مورد)
براي ثبت نظر و مشاركت در گفتگو ،در سايت ثبت نام نمائيد.

زورگو
زورگو
مدت ويدئو : 05:02
بازدید : 961
چکه آب کولر
چکه آب کولر
مدت ويدئو : 2:06
بازدید : 165
دوچرخه
دوچرخه
مدت ويدئو : 01:49
بازدید : 385
من کی بزرگ میشم
من کی بزرگ میشم
مدت ويدئو : 05:00
بازدید : 193
جام جهانی
جام جهانی
مدت ويدئو : 3:12
بازدید : 29
همه ...
غولچه و دختر بادام
غولچه و دختر بادام
مدت پادکست : 5:00
بازدید : 599
زیر درخت سیب
زیر درخت سیب
مدت پادکست : 3:50
بازدید : 444
قالیشویی موشها
قالیشویی موشها
مدت پادکست : 2:28
بازدید : 873
آقا فرفره
آقا فرفره
مدت پادکست : 2:28
بازدید : 648
احمد خجالتی است
احمد خجالتی است
مدت پادکست : 6:42
بازدید : 516
همه ...
شکرستان
شکرستان
تعداد تصوير : 16
بازدید : 4012
مدرسه موش ها
مدرسه موش ها
تعداد تصوير : 12
بازدید : 2524
کلاه قرمزی
کلاه قرمزی
تعداد تصوير : 16
بازدید : 2810
همه ...