قصه قلی بازیگوش

در حال بارگذاری ...ویدیو
8.7

26 آبان 1397

قصه قلی بازیگوش در شهری کوچک خانواده ای زندگی می کردند . این خانواده پسری داشتند بنام قلی که خیلی بازیگوش بود . بیشتر وقتها به بازی کردن مشغول می شد . و کارهایی که به او محول شده بود . را از یاد می برد انجام دهد. روزی مادرش به اوگفت دانه مرغها را بده و تخم مرغهای آنها راببر به مغازه دار بده بعد بیا صحرا علف یباور اما قلی بازیگوش مشغول بازی شد و فراموش کرد به مرغها دانه بدهد مرغ ها هم گرسنه ماندند و تخم مرغها را خوردند .و مغازه دار هم بست و رفت .قلی یکدفعه متوجه شد امادیگردیر شده بود .مادر و پدر قلی هم در صحرا تا شب منتظر ماندند تا بیاید قلی درتاریکی شب به طرف صحرا رفت اما ترسید و بالای درختی رفت .مادر قلی در راه اورا دید و او رابخشید و به خانه برد او هم قول داد دیگر سر به هوا نباشد و بازیگوشی نکند .




يادداشت ها (0 مورد)
براي ثبت نظر و مشاركت در گفتگو ،در سايت ثبت نام نمائيد.

گنجشکک اشی مشی
گنجشکک اشی مشی
مدت ويدئو : 03:30
بازدید : 882
دایره وی مودا
دایره وی مودا
مدت ويدئو : 1:09
بازدید : 109
دیرین دیرین – نشر اکاذیب
دیرین دیرین – نشر اکاذیب
مدت ويدئو : 1:11
بازدید : 123
فصل پاییز
فصل پاییز
مدت ويدئو : 03:52
بازدید : 671
حرمت
حرمت
مدت ويدئو : 03:20
بازدید : 500
همه ...
افسانه تنبلو
افسانه تنبلو
مدت پادکست : 5:06
بازدید : 1564
دو بال پرواز
دو بال پرواز
مدت پادکست : 2:47
بازدید : 1214
کلاغ خوش شانس
کلاغ خوش شانس
مدت پادکست : 4:40
بازدید : 550
پری و شاگرد لحافدوز
پری و شاگرد لحافدوز
مدت پادکست : 6:41
بازدید : 1705
همه ...
مدرسه موش ها
مدرسه موش ها
تعداد تصوير : 12
بازدید : 2598
شکرستان
شکرستان
تعداد تصوير : 16
بازدید : 4216
کلاه قرمزی
کلاه قرمزی
تعداد تصوير : 16
بازدید : 2876
همه ...