حکایت تاجر طمع کار

در حال بارگذاری ...ویدیو
9.8

15 مهر 1397

حکایت تاجر طمع کار در شهری دو مرد تاجر زندگی می کردند یکی بنام سلیمان که مردی آزمند بود و دیگری سلمان ،سلمان دختری داشت که می خواست اورا به خانه بخت بفرستد این دو تاجر سوار برکشتی شدند تا کالای خود را به شهر زنگبار ببرند و بفروشند سلیمان بار روغن زیتون داشت و سلمان ظروف مسی باخود آورده بود در راه یک کشتی به آنها رسید و دو کشتی کنار هم لنگر گرفتند ملوان با سلیمان حرف زد و به او گفت بار روعن در شهر زنگبار خریدار ندارد . سلیمان در فکر فرو رفت که چه کند تا ضرر نکند . به نزد سلمان آمد و به دروغ به او گفت بار مس در آنجا مشتری ندارد سلمان گفت کاش فرصت داشتم ودر آنجا می ماندم تا مشتری بیابم سلیمان به او گفت من حاضرم بار خود را با تو عوض کنم و هردو بار خود را با یکدیگر عوض کردند . در راه طوفان شد ودریا متلاطم گشت . ناخدا دستور داد همه بار خود را به آب بیندازند ظروف مس روغن وهمه چیز را در آب انداختند . سلیمان خیلی ناراخت شد اما پس از آنکه دریا آرام شد و به ساحل رسیدند مشک های روغن بر روی آب آمد اما ظرفهای مسی نیامد سلمان خوشحال شد و خدا را شکر کرد اما سلیمان طماع بیچاره شد .




يادداشت ها (0 مورد)
براي ثبت نظر و مشاركت در گفتگو ،در سايت ثبت نام نمائيد.

تولید ملی آری
تولید ملی آری
مدت ويدئو : 1:09
بازدید : 160
تولد
تولد
مدت ويدئو : 04:44
بازدید : 1575
بردباری حضرت یونس
بردباری حضرت یونس
مدت ويدئو : 12:43
بازدید : 292
گرگ مغرور
گرگ مغرور
مدت ويدئو : 2:22
بازدید : 56
کنترل خشم
کنترل خشم
مدت ويدئو : 03:39
بازدید : 1123
همه ...
شهر من
شهر من
مدت پادکست : 3:59
بازدید : 1019
حسنی دسته گل میشه
حسنی دسته گل میشه
مدت پادکست : 6:34
بازدید : 3300
داستان کوه به کوه نمی رسه
داستان کوه به کوه نمی رسه
مدت پادکست : 2:22
بازدید : 423
پسته اخمو
پسته اخمو
مدت پادکست : 1:48
بازدید : 1170
دایره رنگی و موش کوچولو
دایره رنگی و موش کوچولو
مدت پادکست : 4:11
بازدید : 814
همه ...
رضا فلاح
رضا فلاح
تعداد تصوير : 8
بازدید : 49
شکرستان
شکرستان
تعداد تصوير : 16
بازدید : 4415
مدرسه موش ها
مدرسه موش ها
تعداد تصوير : 12
بازدید : 2661
سهراب یل بیرانوند
سهراب یل بیرانوند
تعداد تصوير : 12
بازدید : 48
کلاه قرمزی
کلاه قرمزی
تعداد تصوير : 16
بازدید : 2947
همه ...