خرافات از کجا می آیند

در حال بارگذاری ...ویدیو
5

15 مهر 1397

شما از کلمه خرافات چه مفهومی را استنباط می کنید؟ زمانی که می خواهید آن را تشریح کنید، آیا تصور نمی کنید وقوع چنین امری محال باشد؟! به عنوان مثال، فرض کنید که در جواب بگویید خرافات یعنی اعتقاد به چیزی که در واقع نمی تواند بدین صورت وجود داشته باشد. اما در اطراف ما چیزهای بسیاری وجود دارند که به آن اعتقاد داریم، ولی نمی توان آن را ثابت کرد! در تاریخ بشر، هر شخصی به چیز خاصی عقیده داشته که امروزه از آنها به عنوان خرافات یاد می کنیم. اما مردمی که در آن ادوار به این مسائل عقیده داشتند، اصلاً خرافه پرست نبوده اند. به عنوان مثال، قدیمی ها اعتقاد داشتند که سایه یا عکس انسان، قسمتی از روح اوست. بر این اساس، آنها فکر می کردند شکستن هر چیزی که این سایه روی آن تشکیل می شود، به روح او آسیب خواهد رساند! بنابراین شکستن آئینه را بد یمن می دانستند. اکثریت مردم در آن زمان به این شکل فکر می کردند اما امروزه چنانچه شخصی شکستن آئینه را نامیمون بداند، فردی خرافه پرست می باشد زیرا دیگر عقیده نداریم که سایه جزئی از روح آدمی است. بنابراین خرافات در گذشته، جزء اعتقادات مردم بود و بدان عمل کرده و به آنها پایبند بودند تا اینکه پیشرفت علم و دانش و روشن شدن حقایق، بی اساس بودن آنها را ثابت کرد. از این رو نمی توان گفت که خرافات، دقیقاً از چه زمانی در تفکر مردم شکل گرفته است. در گذشته بشر سعی می کرد تا حوادث و رویدادها را با اندک دانشی که داشت، توجیه کند. برای مثال، قدیمی ها عقیده داشتند که دیدن ستاره های دنباله دار، خوشبختی می آورد. آنها مطالب زیادی درباره خورشید، ستارگان، ماه، ستاره های دنباله دار و… نمی دانستند، بنابراین سعی می کردند تا شرح و تفسیری درباره هر یک از اینها داشته باشند و کارهایی برای محافظت از تاثیر حوادث ناشی از آنها انجام دهند. اما با پیشرفت علم و دانش، ساختار اشکال سماوی مشخص و روشن شده و عقاید قدیمی متروک و کنار گذاشته شد. از نظر روانشناسان ، خرافات در مواقع حساس و لحظه های عدم اطمینان و اعتماد بر آینده بوجود می آیند . مثلاً در ارتباط با مسائلی چون تولد ومرگ و مرض و ... تا از این طریق از اضطراب و تشویش رها شده تسكین خاطری یابند . جادو و جنبل و ... برای علاج بیماران وسیله ای است برای تسكین و احساس آرامش . اگر بپذیریم كه خرافات عامل كاهش دهنده اضطراب است ، بنابراین روشن می شود كه چرا طبقاتی از مردم كه مدام در معرض خطر قرار دارند از بقیه مردم خرافی ترند و نیز طبق تحقیقات انجام شده افراد فوق العاده متعصب خرافی ترند . طبقات اجتماعی هر چه پائین تر باشند ، شخص خرافی تر است .اما هر چه تحصیلات عالی تر باشد خرافات كمتر و هر چه هوش بیشتر باشد فرد كمتر خرافی می باشد.11 2- از نظر قرآن : خداوند به همه مردم (اعم از مسلمانها و غیر مسلمانها ) فرموده و می گوید : یا ایها الناس كلوا مما فی الارض حلالاً فی الارض حلالاً طیباً و لا تتبعوا خطوات الشیطان انه لكم عدو مبین (آیه 168 سوره بقره) مضمون آیه حكمی است كه محل ابتلای عموم مردم است ، مثلاً یك عده از مشركین از چهار پایان ومواد غذایی را بدون جهت و از روی افتراء و دروغ بر خدا ، خود حرام كرده بودند چنانكه از طایفه ثقیف و خزاعه بنی عامر بن صعصعه نقل شده است و در میان مومنان هم بعد از اسلام نیز یك سلسله امور خرافی دیده می شود . كه از بقایای دوران قبل از اسلام بود و مطابق قانون وراثت اخلاق وآداب اجتماعی در افكار آنها باقی مانده بود و البته جای تعجب هم نبود زیرا معمولا روشهای نوین دینی یا دنیوی كه وارد محیط تازه ای می شوند. ابتدا متوجه ریشه های روش كهنه شده و آنها را قطع می كنند و چنانچه حیات آن ادامه پیدا كند ( كه آن هم در سایه حسن تربیت و حسن قبول میسر است ) به شاخ و برگها می پردازد و آنها را یكی پس از دیگری قطع می كند اما اگر این فرصت را نیابد اصول نوین با بقایای روش قدیم مختلط شده و معجونی می سازد كه نه اینست ونه آن . لذا خداوند متعال دستور داده كه از آنچه در زمین است بخورند و با این بهانه ها و افكار خرافی آنها را بر خود حرام نكنند.12 3- منشاء اساسی همان روح و نفس بشر می باشد كه در مقابل هیجانات مختلف واكنشهای متفاوتی از خود بروز می دهد و اگر بشر از قدیم الایام این قدرت را داشت كه بطور منطقی هیجانات خود را كنترل كند مسلماً خرافاتی در كار نبود . بطور خلاصه می توان گفت كه بشر سه عیب بزرگ داشت : یكی اینكه می ترسید دیگر اینكه زود خیره می شد و حیرت می كرد و سوم آن كه نادان بود . (خوف ، حیرت ، جهل ) سه انگیزه اساسی و مهم در افكار و خیالات خرافی است.13 علل شیوع خرافات: عقاید باطل ، بدعتهای خانمان برانداز ، مكتبهای باطل ، همه نتیجه دروغهایی است كه بر خدا و رسول بسته اند ، تصور كنید در دروغهایی كه علمای یهود و نصاری جعل كرده و مردم را از پیروی اسلام بازداشتند . دروغهایی كه بوسیله معاویه ، ابوهریره ، سلاطین اموی و عباسی به رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم نسبت داده شده تا حق را در صورت باطل و باطل را در صورت حق ظاهر نمودند ، در تاریخ مشهور است كه معاویه پول كلانی به « سمره بن جندب » داد كه روایت كرد : آیه « و من الناس من یشتری نفسه ابتغاء مرضات الله ....»14 درباره علی بن ابیطالب است. قرآن مجید در آیات متعددی تابعان را كه بدون تفكر از متوعان پیروی كرده اند اهل عذاب دانسته و عذرشان را قبول نمی دارد و می گوید : « فبشر عباد الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه ...»15 یعنی سخن را می شنوند ودرباره آنها فكر می كنند و بهترین آنرا اختیار می كنند . خلاصه : هر راهی و هر كاری و هر دینی كه انسان اختیار می كند باید اول آنرا بفهمد و در اطراف آن تحقیق بكند ، سپس آنرا قبول كرده و در راه آن قد م بردارد و در این راه اگر اشتباه هم بكند پیش خدا معذور خواهد بود . در تقلید از فقها كه مقلد راهی به مسایل دینی ندارد ، دستور داده شده كه ، تا چند نفر متخصص و خبره ، ایمان و عدالت و علم و فقیه را تصدیق نكرده اند نمی شود از او تقلید نمود . در ذیل آیه « و منهم امیون لا یعلمون الكتاب الا امانی ...»16 در تفسیر برهان از حضرت صادق علیه السلام نقل شده كه مردی عرض كرد عوام یهود در تقلید از علمای خود چاره ای نداشتند ، چنانكه عوام ما نیز ناچار بی آنكه از حقیقت با خبر باشند از علماء تقلید كنند ؟ امام در ضمن جواب فرمودند : اگر عوام ما از فقها ، فسق ، عصبیت ، بر سر هم زدن برای مال خدا ... ببینند و باز از آنها تقلید كنند مانند عوام یهود هستند . بعد فرموده ، از فقها آنكه پرهیزگار ، حافظ دین مخالفت هوای نفس ومطیع خدا باشد ، بر عوام است كه از او تقلید كنند.17 به نظر می رسد تبلیغات مداوم و برنامه ریزی شده در مورد بت پرستی یا هر مورد نو آوریها و بدعتها و خرافات را بگونه ای تثبیت می كند . تقلید كوركورانه از نیاكان یكی دیگر از علل منتقل شدن خرافات از نسلی به نسل دیگر است . قرآن در این باره اشاره به منطق سست مشركان در مساله تحریم بی دلیل غذاهای حلال یا بت پرستی كرده ، می گوید : هنگامی كه به آنها گفته شود از آنچه خدا نازل كرده پیروی كنید می گویند ما از آنچه پدران ونیاكان خود را بر آن یافتیم پیروی می كنیم . و اذا قیل لهم ما انزل الله قالوا بل نتبع ما الفینا علیه آباءنا.18 قرآن بلافاصله این منطق خرافی و تقلید كوركورانه از نیاكان را با این عبارت كوتاه و رسا محكوم می كند . آیا نه اینست كه پدران آنها چیزی نمی فهمیدند و هدایت نیافتند . اولو كان آباوهم لا یعقلون شیئا و لا یهتدون. 19 یعنی اگر نیاكان آنها دانشمندان صاحبنظر و افراد هدایت یافته ای بودند جای این بود كه از آنها تبعیت شود ، اما با اینكه می دانند آنها مردمی نادان و بی سواد و موهوم پرست بودند پیروی آنها چه معنی دارد؟ آیا مصداق تقلید جاهل از جاهل نیست . ولی خدا پرست با ایمان این منطق را رد می كند و قرآن مجید در موارد بسیاری پیروی و تعصب كوركورانه از نیاكان را شدیداً مذمت كرده است و این منطق را كه انسان چشم و گوش بسته از پدران خود پیروی كند ، كاملاً مردود می شناسد . اصولاً پیروی از پیشینیان اگر به این صورت باشد كه انسان عقل و فكر خود را در بست دراختیار آنها بگذارد ، این كار نتیجه ای جز عقبگرد و ارتجاع نخواهد داشت . چرا كه معمولاً نسلهای بعد از نسلهای پیشین با تجربه تر وآگاهترند . ولی متاسفانه این طرز فكر جاهلی هنوز در میان بسیاری از افراد و ملتها حكومت می كند كه نیاكان خود را همچون بت می پرستند ، یك مشت آداب و سنن خرافی را به عنوان اینكه « آثار پیشینیان» است بدون چون و چرا می پذیرند و لفافه های فریبنده ای همچون حفظ ملیت و اسناد تاریخی یك ملت بر آن می پوشانند.20 جدای از تعصب ها عده ای شاید بخاطر منافعی كه بت پرستی برایشان داشت به آن روی می آورند . و سختیهایی كه به ظاهر اسلام و خدا پرستی داشت به آن رو نمی آورند . عوامل بیرونی موثر بر شیوع خرافات: بررسی شد كه محیط جامعه بشری تاثیر مستقیم در ایجاد و پرورش خرافات دارد ، جامعه ایرانی ما طی قرن متوالی سرگذشت ها و احوال و افكار مختلفی همگام با سلائق متفاوتی را سپری كرده است . چیزی كه قطعی است نبود تاریخ معین د رتعیین عصر شیوع خرافات در ایران است . با شواهدی از تاریخ و قول بعضی از مورخان به اصل مطلب بیشتر قرین می شویم . حمله مغول به ایران به ایران و نابودی هر آنچه در دسترس شان بود . از جمله آبادیهای بسیاری را ویران كردند . كشتار فجیعی كه انجام دادند و دلاوریها و شجاعت های ناب مردم آن عهد درمقابل آن گروه خود بحثی جداگانه است . بحث ما در اینجا پیرامون مذهب و عقاید مغول ها و تاثیراتی كه روی فرهنگ ما داشتند می باشد آنها پیرو عقیده شومی بودند كه در آن اصول معتقدات كاملاً مشخص نگردیده بود . گرایش به خرافات وجادوگری به منزله عواملی برای مصون ماندن از مصائب وچشم زخمها و ایمن ماندن از بلاهای آسمانی و زمینی چون رعد وبرق ، زلزله ، سیل ، قحطی و بیماری درمیان مغولان رواج داشت . و بعید به نظر می رسد در تصادم و برخورد دو اندیشه ، اندیشه های جدیدی ظهور نكند . از طرف دیگر نزاع بین شیعه و سنی و نبود اتحاد بینشان باعث انحطاط بیشتر جامعه شد . به همین جهت جنبش های فكری و اجتماعی این دوران كه آمیخته ای از تصوف و تشیع بوده است و از اندیشه های بدعت آمیز همه فرقهای كهن اسلامی و شطحیات غیر صوفیانه و نیز افكار مسیحی و یهودی سودجسته و چنین فرا نموده كه قادر به غیب آموزی و پیشگوئی وآینده نگری است كه عكس العملی در قبال بیداد حاكمان زمان می باشد . پس معتقدات و افكار ، در جامعه ایرانی به دوشعبه تقسیم می شود: 1- افكار و اعتقاداتی كه ریشه در بین خود مردم دارد . 2- افكار و اعتقاداتی كه میراث ملل بیگانه است.21 اقسام خرافات: گروهی قائلند با آن كه در تاریخ فرهنگ بشری ، خرافه پرستی ، تاكنون جلوه های متنوع و فراوانی داشته واز حد شمار خارج است ، شاید بتوان آنها را از لحاظ اقبال فردی و جمعی اشخاص یا از لحاظ زیانهایی كه بطور انفراد یا اجتماع برای بشر داشته اند ، به سه نوع ذیل تقسیم كرد : ? خرافاتی كه جنبه فردی و عوام پسندانه دارد . این گونه خرافات ، عقایدی واهی را در بر می گیرد ، كه افراد یا اقلیتهای خاص در یك جامعه به آن معتقد هستند و طبعاً زیان رفتارهای ناهنجار ونگرانی های برخاسته از آنها ، ضمن آنكه مستقیماً به خود آن اشخاص خرافه پرست می رسد بطور غیر مستقیم دامن اجتماع آنها را نیز می گیرد . ? خرافاتی كه جنبه اجتماعی و سیاسی دارد . مقصود از خرافات اجتماعی ، افكار موهوم و علایق و احساسات غیر منطقی است كه اكثریت جامعه به آن معتقد و پا بند می شوند و گاه آنگونه از آنها هواداری میكنند كه برای حفظ و بقایشان حاضرند جان و مال خویش را فدا سازند ، زیان این گونه پندارها كه غالباً به صورت آرمانهای ملی یا شبه دینی جلوه گر می شود عمومی است بت پرستی و مكتبهای اعتقادی از این گونه است . ? خرافات سیاسی نیز شامل اندیشه های عوام فریبانه و منحطی است كه گروههای افراطی یا احزاب خاص و سیاست مداران خودخواه قدرت طلب برای ارضای حس برتری طلبی خویش از آن سود می جویند و با تحریك عواطف بظاهر مقدس اقوام و طوائف، نظیر دفاع از ملیت و آب و خاك و یا با توجیه فرضیه های شبه علمی چون برتری بیولوژیكی نژادها به مقاصد توسعه طلبانه خود جامه عمل می پوشانند. 22 فصل اول تحقیق خرافات و راه درمان آن تهیه و تنظیم: محبوبه احمدی شجاع مدرسه علمیه نرجس (علیهاسلام) در زمینه سحر و جادو گفتنی است سحر و جادو از نظر قرآن كریم و احادیث واقعیت دارد. به این امر در آیه 102 سوره بقره و 4 سوره فلق اشاره شده است. از این آیات و برخی روایات استفاده می شود كه برخی از سحرها واقعا اثر گذارند. همچنان كه آیه 102 سوره بقره می فرماید: مردم سحرهایی را فرا می گرفتند كه میان مرد و همسرش جدایی می افكند. علامه طباطبایی در وجود داشتن چنین اموری می فرمایند: «... در این میان افعال خارق العاده دیگری است كه مستند به هیچ كدام از سبب از اسباب طبیعی و عادی نیست، مانند خبر دادن از پنهانی ها و مانند ایجاد محبت یا دشمنی و گشودن گره ها و گره زدن ها و خواب كردن و احضار و حركت دادن اشیاء با اراده و از این قبیل كارهایی كه مرتاض ها انجام می دهند كه به هیچ وجه قابل انكار نیست، یا خودمان بعضی از آنها را دیده ایم و یا برایمان آن قدر نقل كرده اند كه دیگر قابل انكار نیست». تأثیر تكوینی سحر به اذن خداوند: یكی از اصول اساسی توحید، این است كه همه قدرت ها در این جهان از قدرت پروردگار سرچشمه می گیرد، حتی سوزندگی آتش و برندگی شمشیر بی اذن فرمان او نمی باشد. منتها مفهوم این بیان مجبور بودن افراد در كار خود نیست. توضیح این كه: جهان آفرینش، جهان اسباب و مسببات است. البته برخی سبب ها مادی است و برخی غیر مادی است. اراده حكیمانه خداوند بر این تعلق گرفته است كه هر پدیده و حادثه ای از علت ویژه خود صادر گردد و درعین حال، نظام علت و معلول ها همگی به خدا منتهی شده و از او قدرت و نیرو می گیرند. او است كه سبب را می آفریند و به آن قدرت و نیرو می بخشد و آن را برای ایجاد معلول ویژه خود آماده می سازد. در حقیقت مؤثر واقعی، در تمام نظام جهان یكی است و نظام جهان كه به صورت اسباب و مسببات جلوه گری دارند، همگی از او استمداد گرفته و به او منتهی می شوند (اصالت روح، ایت الله سبحانی، ص 241، مؤسسه امام صادق). در تأثیر سحر و جادو نیز وضع چنین است. خداوند متعال با قدرت خویش، چنین اراده و نیرویی را در افراد به ودیعت نهاده است. انسان ها با بهره گیری از این اراده و تقویت آن می توانند به كارهای شگفت انگیزی دست زنند. برخی مانند اولیای خداوند از آن نیرو و در مسیر مناسب، استفاده می كنند و عده ای دیگر، با سوء استفاده از آن به كارهای ناشایست اقدام می كنند؛ پس، در واقع اصل وجود این نیرو در نهاد آدمی از آن خداوند و به فرمان او است، منتها چگونگی بهره گیری از آن به عهده خود انسان نهاده شده است و او در چگونگی بهره گیری از آن مسؤول است گاهی خواستگار كم است و یا برخى افراد، به خاطر عدم وجود این تناسب، پس از خواستگارى، پى‏گیرى نمى‏كنند و شما گمان مى‏كنید بخت شما بسته شده است. پس این هم مى‏تواند یكى از عوامل جور نشدن باشد و نه بسته شدن بخت. بنابراین حل نشدن مشكل ازدواج مى‏تواند ریشه در عوامل و علل فوق داشته باشد. گرچه نمى‏خواهیم بگوییم سحر و جادو و بستن بخت، هیچ گونه واقعیتى ندارد، ولى از طرف دیگر نمى‏توان مطمئن بود كه مورد و مشكل شما ریشه در همین مسئله دارد. وجود نیروهایى نظیر آن چه از سحر و جادو ناشى مى‏شود، به مقتضاى نظام دنیا مى‏باشد. در این نظام، تزاحم بین زشتى‏ها و پلیدى‏ها وجود دارد و همچنان كه انسان‏هاى شیطان‏صفت و زشت‏كار وجود دارد، جن‏هاى پلید و آزار دهنده نیز وجود دارد؛ ولى باید توجه داشت كه غالب آن چه امروزه در میان مردم در این‏باره شایع است، بى اساس است و بیشتر به افكار روانى، تخیلات، سوءظن‏ها، توهمات و مشكلات واقفى موجود در رفتار و اعمال آنها مربوط است و اگر بر فرض موردى پیدا شد كه سحرى در كار بود، مى‏توان از راه‏هاى زیر براى بطلان آن استفاده نمود: 1. استعاذه به خداوند و خواندن سوره‏هاى فلق و ناس. 2. خواندن و نوشتن آیات 75 تا82 سوره یونس و همراه داشتن آن. 3. دعا و تضرع به درگاه خداوند. 4. درخواست دعا از اولیاى واقعى خداوند. 5. صدقه دادن. 6- درخواست دعا از اولیاى واقعى خداوند. 7- صدقه دادن. و تداوم صدقه و خواندن سوره یس و آیه «و ان یكاد» و «چهار قل» موثراست. نكته دیگر این كه تأثیر دعا امرى مسلم و حتمى است؛ چه خود انسان دعا كند و یا دیگرى را شفیع در دعا قرار دهد. ولى باید به افراد قابل اعتماد مراجعه كرد و از كسانى كه به دنبال شهرت و سودجویى نیستند بهره گرفت. در مورد دعانویس‏ها؛ باید دانست كه بسیارى از این افراد شیادانى هستند كه از عقاید مردم سوء استفاده مى‏كنند. بنابراین باید در برخورد با آنان هوشیار بود. براى دعا به درگاه خداوند نیازى به واسطه و دعانویس نیست؛ بلكه هر كس مى‏تواند براى رفع مشكلات خود به درگاه او عرض حاجت نماید و از اعمال نیك براى تقرب به درگاه خداوند بهره ببرد. مگر آن كه به افراد وارسته و اهل دل دسترسى داشته باشیم كه به طور یقین دعاى آنان و نفوذ كلام آنان تأثیر ویژه‏اى دارد. و بالاخره اینكه از نظر فقهی تعلیم و تعلم سحر - به جز برای بی اثر كردن سحر ساحران - حرام است. آیت الله فاضل : اصل سحر و جادو و مراجعه به ساحر و جادوگر برای این امور حرام است و درآمدی هم كه از این طریق كسب شود حرام است ولی مراجعه برای بطلان و بی اثر كردن سحر اشكال ندارد (جامع المسائل آیت الله فاضل، س 961).




يادداشت ها (0 مورد)
براي ثبت نظر و مشاركت در گفتگو ،در سايت ثبت نام نمائيد.

غذای مغز
غذای مغز
مدت ويدئو : 2:22
بازدید : 103
شلوار جین چطور اختراع شد ؟
شلوار جین چطور اختراع شد ؟
مدت ويدئو : 1:32
بازدید : 156
وابستگی به دارایی
وابستگی به دارایی
مدت ويدئو : 4:57
بازدید : 121
چگونه با فخرفروشی مقابله کنیم
چگونه با فخرفروشی مقابله کنیم
مدت ويدئو : 4:17
بازدید : 94
طراحی صورت کامل
طراحی صورت کامل
مدت ويدئو : 4:31
بازدید : 126
همه ...
ظروف مسی
ظروف مسی
مدت پادکست : 2:58
بازدید : 1435
چرا شب یلدا طولانی است ؟
چرا شب یلدا طولانی است ؟
مدت پادکست : 2:04
بازدید : 1106
لجن درمانی
لجن درمانی
مدت پادکست : 10:01
بازدید : 425
درمان اعتیاد
درمان اعتیاد
مدت پادکست : 2:00
بازدید : 580
آیا می دانید که...
آیا می دانید که...
مدت پادکست : 2:10
بازدید : 304
همه ...
پلی متال خلخاب
پلی متال خلخاب
تعداد تصوير : 9
بازدید : 631
هروئین
هروئین
تعداد تصوير : 12
بازدید : 2036
کلیسای درختی در ایتالیا
کلیسای درختی در ایتالیا
تعداد تصوير : 12
بازدید : 567
نقشه ایران در طول تاریخ
نقشه ایران در طول تاریخ
تعداد تصوير : 12
بازدید : 695
مه
مه
تعداد تصوير : 20
بازدید : 1028
همه ...