متل نان و آب

در حال بارگذاری ...ویدیو

29 ارديبهشت 1397

پیرزنی در خانه تنها زندگی می کرد و از این وضعیت خیلی خوشحال بود که هیچ گونه رفت و آمدی در خانه اش نیست. تا اینکه یک روز مریض شد ولی چون با کسی ارتباط نداشت خیلی اذیت شد. حتی نمی توانست برای خودش آب از چاه بیاورد تا اینکه صدای بچه ها را شنید. از آنها خواست که به او کمک کنند. بچه ها نیز قبول کرده و به چاه رفتند و برایش آب آوردند. پیرزن با زحمت فراوان به پخت نان مشغول شد. یکی از بچه ها نزد او آمد و درخواست کمی نان تازه کرد اما پیرزن به او نداد و گفت: سطل آبی را برایم آورده ای حالا به جای آن نان از من می خواهی! در صودرتی که من مریض هستم و نمی توانم به تو نان بدهم. پیرزن بعد از چند ساعت به خواب عمیقی فرو رفت. بچه ها برای اینکه او را دلداری بدهند و از او پرستاری کنند به منزلش رفتند و تمام کارهای او را انجام دادند. وقتی پیرزن از خواب بیدار شد و همه جا را تمیز و مرتب دید خیلی خوشحال شد و با خودش گفت: رحمت به در حیاطی که همیشه باز باشد. به این ترتیب پیرزن بچه ها را دعوت کرده و به آنها نان تازه داد.




يادداشت ها (0 مورد)
براي ثبت نظر و مشاركت در گفتگو ،در سايت ثبت نام نمائيد.

خونسردی
خونسردی
مدت ويدئو : 04:04
بازدید : 515
سلام سلامتی میاره
سلام سلامتی میاره
مدت ويدئو : 05:09
بازدید : 170
آموزش نقاشی لاک پشت
آموزش نقاشی لاک پشت
مدت ويدئو : 3:50
بازدید : 153
تماشاخانه
تماشاخانه
مدت ويدئو : 02:39
بازدید : 850
جوشانده برگ چنار
جوشانده برگ چنار
مدت ويدئو : 05:11
بازدید : 499
همه ...
قصه های انقلاب
قصه های انقلاب
مدت پادکست : 5:17
بازدید : 453
داستان خانه دیو در اشکفت شاه چشمه
داستان خانه دیو در اشکفت شاه چشمه
مدت پادکست : 4:56
بازدید : 588
نقش مدیریتی زن در خانواده
نقش مدیریتی زن در خانواده
مدت پادکست : 2:31
بازدید : 354
راستگو باشیم
راستگو باشیم
مدت پادکست : 4:00
بازدید : 1134
احمد خجالتی است
احمد خجالتی است
مدت پادکست : 6:42
بازدید : 498
همه ...
شکرستان
شکرستان
تعداد تصوير : 16
بازدید : 3910
کلاه قرمزی
کلاه قرمزی
تعداد تصوير : 16
بازدید : 2771
مدرسه موش ها
مدرسه موش ها
تعداد تصوير : 12
بازدید : 2494
همه ...