ارزش دود کباب

در حال بارگذاری ...ویدیو

09 ارديبهشت 1397

در شهری مردی زندگی می کرد که خیلی گرسنه بود اما پولی برای سیر کردن شکم خود نداشت فقط توانست نان سنگکی بخرد. بعد از خرید نان سنگک چشمش به کبابی افتاد. با خودش گفت: بهتر است که نزد کبابی بروم و در آنجا نان سنگک را جلوی دود بگیرم و بخوردم. دقیقا این کار را انجام داد . وقتی سیر شد از آنجا حرکت کرد که به طرف خانه اش برود که ناگهان کبابی او را صدا کرد و گفت کجا می روی؟ باید پول دود کبابم را بدهی. هر چه مرد فقیر گفت که من کباب نخوردم چرا می خواهی از من پول بگیری فایده ای نداشت. به این ترتیب مجبور شدند نزد قاضی بروند. ماجرا را برای قاضی تعریف کردند. قاضی چندتا سکه در دستش گرفت و آنها را بالا و پایین کرد تا صدایشان درآمد. مرد کبابی خوشحال از اینکه الان قاضی پول ها را به او می دهد. اما قاضی گفت: تو نباید پول بگیری فقط باید صدای سکه را بشنوی. ارزش این سکه هم ارزش همان دود کباب را دارد. به این ترتیب مرد کبابی به اشتباه خودش پی برد.




يادداشت ها (0 مورد)
براي ثبت نظر و مشاركت در گفتگو ،در سايت ثبت نام نمائيد.

کلاغ تشنه
کلاغ تشنه
مدت ويدئو : 00:58
بازدید : 878
محله شاد
محله شاد
مدت ويدئو : 03:05
بازدید : 250
مزاحمت
مزاحمت
مدت ويدئو : 05:18
بازدید : 374
درست کردن کلاه نمایش
درست کردن کلاه نمایش
مدت ويدئو : 03:12
بازدید : 527
این کیف مال منه
این کیف مال منه
مدت ويدئو : 05:02
بازدید : 234
همه ...
از آفتاب نترس
از آفتاب نترس
مدت پادکست : 5:11
بازدید : 643
قصه درخت سیب
قصه درخت سیب
مدت پادکست : 4:46
بازدید : 926
قصه خر خردمند وگرگ نعلبند
قصه خر خردمند وگرگ نعلبند
مدت پادکست : 5:50
بازدید : 678
متل و مثل
متل و مثل
مدت پادکست : 5:55
بازدید : 1503
نخودی
نخودی
مدت پادکست : 0:45
بازدید : 429
همه ...
شکرستان
شکرستان
تعداد تصوير : 16
بازدید : 4156
مدرسه موش ها
مدرسه موش ها
تعداد تصوير : 12
بازدید : 2588
کلاه قرمزی
کلاه قرمزی
تعداد تصوير : 16
بازدید : 2860
همه ...