قصه همیشه جوان

در حال بارگذاری ...ویدیو
7.1

23 اسفند 1396

در یک روستای زیبا، دهقانی بود که پیر شده و از این امر خیلی ناراحت بود. اما پیرمرد دیگری او را نصیحت می کرد و می گفت: این گذر زمان است و باید این اتفاق بیفتد. اما پیرمرد همچنان ناراحت بود تا اینکه یک روز در خواب می بیند هر چه گندم کاشته به همان اندازه رشد کرده و مانده است و فرزند کوچکش بزرگتر نمی شود و ... خلاصه در خواب خیلی بی قراری می کرد و اصلا آرامش نداشت تا اینکه همسرش او را از خواب بیدار کرد. دهقان وقتی که متوجه شد همه اینها رویا و خوابی بیشتر نبوده خیلی خوشحال شد و خدارو شکر کرد که هر چیزی نیاز به گذر زمان دارد.




يادداشت ها (0 مورد)
براي ثبت نظر و مشاركت در گفتگو ،در سايت ثبت نام نمائيد.

هواپیمای چوبی
هواپیمای چوبی
مدت ويدئو : 02:09
بازدید : 1603
تقسیم شترها
تقسیم شترها
مدت ويدئو : 4:26
بازدید : 109
بچه های بد
بچه های بد
مدت ويدئو : 03:47
بازدید : 210
موش و کلاغ
موش و کلاغ
مدت ويدئو : 02:21
بازدید : 685
همه ...
قصه اولین پرواز
قصه اولین پرواز
مدت پادکست : 4:44
بازدید : 453
قصه نی‌نی تنبل
قصه نی‌نی تنبل
مدت پادکست : 2:58
بازدید : 1044
آقا فرفره
آقا فرفره
مدت پادکست : 2:28
بازدید : 614
حکایت موش و قالب پنیر
حکایت موش و قالب پنیر
مدت پادکست : 5:07
بازدید : 89
کتاب و کودک
کتاب و کودک
مدت پادکست : 2:40
بازدید : 1301
همه ...
شکرستان
شکرستان
تعداد تصوير : 16
بازدید : 3694
کلاه قرمزی
کلاه قرمزی
تعداد تصوير : 16
بازدید : 2706
مدرسه موش ها
مدرسه موش ها
تعداد تصوير : 12
بازدید : 2437
همه ...