قصه همیشه جوان

در حال بارگذاری ...ویدیو

23 اسفند 1396

در یک روستای زیبا، دهقانی بود که پیر شده و از این امر خیلی ناراحت بود. اما پیرمرد دیگری او را نصیحت می کرد و می گفت: این گذر زمان است و باید این اتفاق بیفتد. اما پیرمرد همچنان ناراحت بود تا اینکه یک روز در خواب می بیند هر چه گندم کاشته به همان اندازه رشد کرده و مانده است و فرزند کوچکش بزرگتر نمی شود و ... خلاصه در خواب خیلی بی قراری می کرد و اصلا آرامش نداشت تا اینکه همسرش او را از خواب بیدار کرد. دهقان وقتی که متوجه شد همه اینها رویا و خوابی بیشتر نبوده خیلی خوشحال شد و خدارو شکر کرد که هر چیزی نیاز به گذر زمان دارد.




يادداشت ها (0 مورد)
براي ثبت نظر و مشاركت در گفتگو ،در سايت ثبت نام نمائيد.

هتل یک میلیون ستاره
هتل یک میلیون ستاره
مدت ويدئو : 00:56
بازدید : 180
به دنیا نیای لجوج
به دنیا نیای لجوج
مدت ويدئو : 1:17
بازدید : 130
تله برای شکارچی
تله برای شکارچی
مدت ويدئو : 04:57
بازدید : 161
رد پای ببر
رد پای ببر
مدت ويدئو : 04:24
بازدید : 593
امتحان نقاشی
امتحان نقاشی
مدت ويدئو : 05:14
بازدید : 193
همه ...
کلاغ ومرد باقالی کار
کلاغ ومرد باقالی کار
مدت پادکست : 5:51
بازدید : 1293
تخمه سیاه خوش شانس
تخمه سیاه خوش شانس
مدت پادکست : 5:00
بازدید : 645
قصه
قصه
مدت پادکست : 4:26
بازدید : 286
از آفتاب نترس
از آفتاب نترس
مدت پادکست : 5:11
بازدید : 628
همه ...
کلاه قرمزی
کلاه قرمزی
تعداد تصوير : 16
بازدید : 2825
شکرستان
شکرستان
تعداد تصوير : 16
بازدید : 4068
مدرسه موش ها
مدرسه موش ها
تعداد تصوير : 12
بازدید : 2546
همه ...