مورچه اشک ریزان

در حال بارگذاری ...ویدیو

11 آذر 1396

در داستان مورچه اشک ریزان ماجرا از این قرار است که در روستایی سرسبز و زیبا پیرزنی بود که نان هایش خیلی خوشمزه بود. در یکی از روزهای گرم تابستان که برای پخت نان دست به کار شد بعد از اینکه خمیر را آماده کرد و تصمیم داشت آن را در تنور بگذارد خمیر داخل تنور افتاد. پیرزن کمی خم شد تا خمیرش را از داخل تنور بیرون بیاورد. در این موقع مورچه کوچولو از آنجا عبور کرد. وقتی خاله پیرزن را دید گفت: ای وال خاله پیرزن در تنور افتاده. وای خاله به تنور؛ مورچه اشک ریزان. خلاصه مورچه در حال گریه و زاری بود که گنجشک او را دید. گنجشک از او ماجرا را پرسید و مورچه هم برایش تعریف کرد. گنجشک از شدت ناراحتی تمام پرهایش ریخت. پیرمرد ماست فروش هم که ماجرا را سوال کرد وقتی برایش توضیح دادند او هم از شدت ناراحتی ماست ها را روی سر و صورت خود ریخت. خاله پیرزن که نان هایش را درست کرده بود گفت: خوب حالا نزد مرد ماست فروش بروم و به او نان بدهم تا او هم به من ماست بدهد. در این موقع پیرمرد و گنجشک و مورچه را دید که با تعجب به او نگاه می کردند. خاله پیرزن که متوجه شد جریان از چه قرار است گفت: مورچه قبل از اینکه از افتادن من در تنور کاملا مطمئن شود شروع به گریه و زاری کرده و همه را از این ماجرا باخبر کرده است.




يادداشت ها (0 مورد)
براي ثبت نظر و مشاركت در گفتگو ،در سايت ثبت نام نمائيد.

جشن تولد
جشن تولد
مدت ويدئو : 05:01
بازدید : 546
در خیال شکار
در خیال شکار
مدت ويدئو : 05:44
بازدید : 276
دهان بویه
دهان بویه
مدت ويدئو : 01:03
بازدید : 164
محاکمه
محاکمه
مدت ويدئو : 03:14
بازدید : 670
گوسفند
گوسفند
مدت ويدئو : 02:25
بازدید : 1232
همه ...
پیرزن کوچولو
پیرزن کوچولو
مدت پادکست : 4:36
بازدید : 1268
علی بهونه می گیره
علی بهونه می گیره
مدت پادکست : 5:11
بازدید : 1111
حکایت پادشاه و درویش
حکایت پادشاه و درویش
مدت پادکست : 1:57
بازدید : 308
مو فرفری و مو قرمزی
مو فرفری و مو قرمزی
مدت پادکست : 4:10
بازدید : 698
سینا سلام نمی کرد
سینا سلام نمی کرد
مدت پادکست : 3:47
بازدید : 1323
همه ...
کلاه قرمزی
کلاه قرمزی
تعداد تصوير : 16
بازدید : 2859
مدرسه موش ها
مدرسه موش ها
تعداد تصوير : 12
بازدید : 2582
شکرستان
شکرستان
تعداد تصوير : 16
بازدید : 4143
همه ...