قصه گنجشک ترسو

در حال بارگذاری ...ویدیو

11 آذر 1396

گنجشک کوچولویی که خیلی ترسو بود در یکی از باغهای زیبا زندگی می کرد. یک روز از روزهای زیبای بهاری در حال پرواز بود که یک تکه پنبه دید. با دیدن آن خوشحال شد و با خودش گفت: چه خوب شد این پنبه را دیدم. می توانم آن را به لانه ببرم تا با آن وسیله ای گرم و نرم درست کنم. گنجشک کوچولو با شادمانی پنبه را برداشت و پرواز کرد. در بین راه پنبه ار بالا کنار گربه افتاد. گنجشک شروع به آه و ناله کرد چون از گربه می ترسید و نمی توانست پنبه را بیاورد. مورچه ماجرا را از او پرسید و گفت: به شرطی که تکه ای از آن را به من بدهی آن را برایت می آورم. به این ترتیب گنجشک کوچولو پنبه را به مورچه داد و به راه خود ادامه داد. این بار پنبه در رودخانه افتاد و قورباغه با گرفتن کمی از پنبه آن را به گنجشک داد. بعد از این گنجشک پرواز کنان به لانه اش رسید. وقتی داخل لانه شد تصمیم داشت با پنبه برای خود لحاف و بالش درست کند اما مقدار پنبه خیلی کم بود به همین خاطر خود را سرزنش کرد و گفت: اگر ترسو نبودم حالا تمام پنبه را داشتم.




يادداشت ها (0 مورد)
براي ثبت نظر و مشاركت در گفتگو ،در سايت ثبت نام نمائيد.

سیبهای شاکی
سیبهای شاکی
مدت ويدئو : 07:03
بازدید : 171
تو بخور که سیری تو رو سفیدی منه
تو بخور که سیری تو رو سفیدی منه
مدت ويدئو : 4:47
بازدید : 58
کمک به سالمندان
کمک به سالمندان
مدت ويدئو : 03:11
بازدید : 791
آواز و طبل
آواز و طبل
مدت ويدئو : 5:04
بازدید : 127
کفش های بازرگان
کفش های بازرگان
مدت ويدئو : 05:44
بازدید : 558
همه ...
پسته اخمو
پسته اخمو
مدت پادکست : 1:48
بازدید : 1034
فرید سرما می خوره
فرید سرما می خوره
مدت پادکست : 4:54
بازدید : 972
قصه بع بعی
قصه بع بعی
مدت پادکست : 2:47
بازدید : 589
قصه یک معما و سیب گم شده
قصه یک معما و سیب گم شده
مدت پادکست : 3:27
بازدید : 441
فرشته ای از آسمون
فرشته ای از آسمون
مدت پادکست : 4:40
بازدید : 1370
همه ...
شکرستان
شکرستان
تعداد تصوير : 16
بازدید : 3400
کلاه قرمزی
کلاه قرمزی
تعداد تصوير : 16
بازدید : 2581
مدرسه موش ها
مدرسه موش ها
تعداد تصوير : 12
بازدید : 2336
همه ...