انصاف در کارها

در حال بارگذاری ...ویدیو
4.9

08 آذر 1396

در محله قدیمی پدرم یه خیاطی تازه باز شده بود که هر وقت از اونجا رد می شدم دوست داشتم بایستم و به قیافه اش نگاه کنم آخه قیافه جالبی داشت و خیلی مهربون بود. خیلی برام جذاب بود.و عجیب تر اینکه بقیه هم چنین حسی به اون خیاط داشتند و همه اونو دوست داشتند و به اون احترام می گذاشتند . یه روز تو حیاط خونه بابام حرف آقا سید مصطفی خیاط پیش آمد و من از پدرم پرسیدم: بابا این آقا سید مصطفی چرا اینطوریه؟ بابام که تو حیاط مشغول آب دادن باغچه بود گفت:مگه چطوریه؟گفتم آخه هر وقت از در مغازه اش رد می شم دوست دارم بایستم و نگاهش کنم حس غریب بهش دارم. بابام گفت اینکه چیز عجیبی نیست چون منصفه همه دوستش دارند




يادداشت ها (0 مورد)
براي ثبت نظر و مشاركت در گفتگو ،در سايت ثبت نام نمائيد.

ره توشه
ره توشه
مدت ويدئو : 3:04
بازدید : 135
انصاف
انصاف
مدت ويدئو : 2:44
بازدید : 220
کار به دست خداست
کار به دست خداست
مدت ويدئو : 03:19
بازدید : 586
ارشمیدست و جنس چینی
ارشمیدست و جنس چینی
مدت ويدئو : 4:58
بازدید : 166
شادی نکردن از خطای دیگران
شادی نکردن از خطای دیگران
مدت ويدئو : 2:45
بازدید : 110
همه ...
داستانک  استخدام
داستانک استخدام
مدت پادکست : 2:00
بازدید : 480
حفره
حفره
مدت پادکست : 3:30
بازدید : 437
مرد فراری
مرد فراری
مدت پادکست : 2:44
بازدید : 676
آخرین سخن
آخرین سخن
مدت پادکست : 1:09
بازدید : 312
حکایت دوقورت ونیم
حکایت دوقورت ونیم
مدت پادکست : 3:20
بازدید : 937
همه ...
بقعه پیر تاکستان
بقعه پیر تاکستان
تعداد تصوير : 12
بازدید : 2717
دختـر بچـه ی گل فروش
دختـر بچـه ی گل فروش
تعداد تصوير : 1
بازدید : 5896
کاریکاتور فقر و ریشه کنی فقر
کاریکاتور فقر و ریشه کنی فقر
تعداد تصوير : 12
بازدید : 698
عمل جراحی
عمل جراحی
تعداد تصوير : 1
بازدید : 1433
اپرای هانسل و گرتل
اپرای هانسل و گرتل
تعداد تصوير : 20
بازدید : 896
همه ...