انصاف در کارها

در حال بارگذاری ...ویدیو
5.7

08 آذر 1396

در محله قدیمی پدرم یه خیاطی تازه باز شده بود که هر وقت از اونجا رد می شدم دوست داشتم بایستم و به قیافه اش نگاه کنم آخه قیافه جالبی داشت و خیلی مهربون بود. خیلی برام جذاب بود.و عجیب تر اینکه بقیه هم چنین حسی به اون خیاط داشتند و همه اونو دوست داشتند و به اون احترام می گذاشتند . یه روز تو حیاط خونه بابام حرف آقا سید مصطفی خیاط پیش آمد و من از پدرم پرسیدم: بابا این آقا سید مصطفی چرا اینطوریه؟ بابام که تو حیاط مشغول آب دادن باغچه بود گفت:مگه چطوریه؟گفتم آخه هر وقت از در مغازه اش رد می شم دوست دارم بایستم و نگاهش کنم حس غریب بهش دارم. بابام گفت اینکه چیز عجیبی نیست چون منصفه همه دوستش دارند




يادداشت ها (0 مورد)
براي ثبت نظر و مشاركت در گفتگو ،در سايت ثبت نام نمائيد.

گردنبندپربرکت
گردنبندپربرکت
مدت ويدئو : 2:48
بازدید : 121
سه تا دوست
سه تا دوست
مدت ويدئو : 05:18
بازدید : 206
حکایت عبدالله مبارک
حکایت عبدالله مبارک
مدت ويدئو : 04:40
بازدید : 324
همه ...
چرا موقع عصبانیت داد می زنیم؟
چرا موقع عصبانیت داد می زنیم؟
مدت پادکست : 2:09
بازدید : 438
داستانک نفرت
داستانک نفرت
مدت پادکست : 2:10
بازدید : 519
شفاخانه
شفاخانه
مدت پادکست : 4:33
بازدید : 1282
حاکم ظالم
حاکم ظالم
مدت پادکست : 2:06
بازدید : 643
نقل رستم وکک کهزاد
نقل رستم وکک کهزاد
مدت پادکست : 5:10
بازدید : 597
همه ...
اپرای هانسل و گرتل
اپرای هانسل و گرتل
تعداد تصوير : 20
بازدید : 840
دختـر بچـه ی گل فروش
دختـر بچـه ی گل فروش
تعداد تصوير : 1
بازدید : 5582
کاریکاتور فقر و ریشه کنی فقر
کاریکاتور فقر و ریشه کنی فقر
تعداد تصوير : 12
بازدید : 436
بقعه پیر تاکستان
بقعه پیر تاکستان
تعداد تصوير : 12
بازدید : 2664
عمل جراحی
عمل جراحی
تعداد تصوير : 1
بازدید : 1389
همه ...