قصه لانه ای برای گربه

در حال بارگذاری ...ویدیو
25

27 آبان 1396

در دهکده ای سرسبز و زیبا حیوانات جنگل کنار همدیگر زندگی می کردند. هر کدام از این حیوانات لانه ای برای خودشان داشتند. مرغ قصه در لانه کوچک با جوجه هایش زندگی می کرد و گاو و گوسفند در طویله هایشان بودند اما گربه کوچولو هیچ لانه ای نداشت. یکی از همین روزهای قشنگ بهاری ابرها جلوی خورشید را گرفتند و باران شدیدی شروع شد. هرکدام از حیوانات دویدند و به لانه هایشان رفتند اما گربه کوچولو زیر باران ماند و خیس شد و کم کم باران قطع شد. ابرها کنار رفتند و خورشید در آسمان پیدا شد. گربه کوچولو زیر خورشید گرمش شده بود به همین دلیل به راه افتاد تا خورشید برای لانه خودش بیاورد. در بین راه مرغ و گوسفند و گاو را دید. از گربه پرسیدند کجا می خوای بری؟ گربه ماجرا را برایشان تعریف کرد اما آنها ناراحت شدند و گفتند: اگر خورشید را ببری شب می شود و ما نمی توانیم کارهایمان را انجام بدهیم. گربه با شنیدن حرفهای آنها پشیمان شد و حیوانات با هم مشورت کردند و به این نتیجه رسیدند که لانه خوبی برای گربه درست کنند.




يادداشت ها (0 مورد)
براي ثبت نظر و مشاركت در گفتگو ،در سايت ثبت نام نمائيد.

نوش دارو پس از مرگ سهراب
نوش دارو پس از مرگ سهراب
مدت ويدئو : 05:28
بازدید : 942
خشم افتتاح
خشم افتتاح
مدت ويدئو : 2:05
بازدید : 104
پرخوری
پرخوری
مدت ويدئو : 03:19
بازدید : 156
قصه رنگ ها
قصه رنگ ها
مدت ويدئو : 01:39
بازدید : 2174
همه ...
عینک پدر بزرگ
عینک پدر بزرگ
مدت پادکست : 2:15
بازدید : 1039
روز آخر درس
روز آخر درس
مدت پادکست : 1:54
بازدید : 332
قصه بچه‌های کربلا
قصه بچه‌های کربلا
مدت پادکست : 2:04
بازدید : 645
بالن باهوش
بالن باهوش
مدت پادکست : 3:52
بازدید : 344
قصه ی گرگ
قصه ی گرگ
مدت پادکست : 5:01
بازدید : 1125
همه ...
مدرسه موش ها
مدرسه موش ها
تعداد تصوير : 12
بازدید : 2408
کلاه قرمزی
کلاه قرمزی
تعداد تصوير : 16
بازدید : 2668
شکرستان
شکرستان
تعداد تصوير : 16
بازدید : 3592
همه ...