قصه موش موشی

در حال بارگذاری ...ویدیو

03 آبان 1396

قصه موش موشی از آنجا شروع می شود که در یک جنگل زیبا و سرسبز موش موشی با جغد کوچولو همبازی و دوست بود و همیشه به جغد می گفت: خوش به حالت که تا صبح بیداری. من هم دوست داشتم که به جای اینکه شبها زود بخوابم تا صبح بیدار باشم. مامان موشی وقتی دید که موش موشی از این وضعیت راضی نیست با مادر جغد مشورت کرد و قرار را بر این گذاشتند که یک شب موشی پیش آنها برود تا از وضعیت خانه آنها مطلع شود. به این ترتیب فرزندش را پیش آنها فرستاد. موش موشی با جغد کوچولو به بازی کردن مشغول شد. بعد از اینکه خسته شد به دوستش گفت: وای چقدر گرسنه ام شد پس شما غذا نمی خورید؟ جغد کوچولو گفت: حالا وقت غذا خوردن نیست تا صبح خیلی وقت هست. فعلا باید بیدار بمونیم. موشی که خیلی گرسنه اش بود از شدت گرسنگی نمی دانست چکار کند همانجا بود که آرزو کرد ای کاش در خانه خودش بود.




يادداشت ها (0 مورد)
براي ثبت نظر و مشاركت در گفتگو ،در سايت ثبت نام نمائيد.

آگهان
آگهان
مدت ويدئو : 1:14
بازدید : 61
بهمن
بهمن
مدت ويدئو : 00:57
بازدید : 209
چوپان بی فکر
چوپان بی فکر
مدت ويدئو : 03:17
بازدید : 563
مبل خمیری
مبل خمیری
مدت ويدئو : 03:25
بازدید : 706
سیگار کشیدن کنار بچه ها
سیگار کشیدن کنار بچه ها
مدت ويدئو : 02:24
بازدید : 289
همه ...
خرگوش توپولی
خرگوش توپولی
مدت پادکست : 2:42
بازدید : 2625
قصه‌ کفشدوزک‌ها
قصه‌ کفشدوزک‌ها
مدت پادکست : 4:46
بازدید : 613
پری دریایی
پری دریایی
مدت پادکست : 4:44
بازدید : 1499
ملکه گل ها
ملکه گل ها
مدت پادکست : 3:22
بازدید : 776
کودکان روزه دار و بازی
کودکان روزه دار و بازی
مدت پادکست : 4:44
بازدید : 1082
همه ...
کلاه قرمزی
کلاه قرمزی
تعداد تصوير : 16
بازدید : 2727
شکرستان
شکرستان
تعداد تصوير : 16
بازدید : 3755
مدرسه موش ها
مدرسه موش ها
تعداد تصوير : 12
بازدید : 2454
همه ...