قصه سه خواهر

در حال بارگذاری ...ویدیو

23 شهريور 1396

قصه سه خواهر از آنجا شروع می شود که در یک دهکده بسیار زیبا پیرزنی زندگی می کرد که سه تا دختر داشت. اما هر کدام از دخترها در یک جایی دورتر از پیرزن زندگی می کردند. یک روز پیرزن مریض شد و حالش اصلا خوب نبود. کبوتر قصه نزد پیرزن آمد و گفت: چه کاری می توانم برایت انجام دهم؟ پیرزن گفت: نزد دخترانم برو و به آنها بگو پیش من بیایند. کبوتر پیش دختر بزرگتر رفت و به او گفت: مادرت مریض شده. دختر بزرگ گفت: من لباسهای زیادی برای شستن دارم و الان نمی توانم بیایم. کبوتر دختر را نفرین کرد و گفت: انشاءالله شستن لباسهایت هیچ وقت تمام نشود. کبوتر از آنجا دور شد و پیش دختر دوم رفت. به او گفت: بیا نزد مادرت برویم چرا که او مریض شده است. دختر در جوابش گفت: نمی توانم بیایم چون ظرف نشسته دارم و باید کارهایم را انجام بدهم. کبوتر دختر را نفرین کرد و گفت: ان شاءالله که هیچ وقت شستن ظرفهایت تمام نشود. کبوتر با ناراحتی از آنجا دور شد و به نزد دختر سوم رفت. دختر تا فهمید مادرش مریض شده است سریع کارهایش را کنار گذاشت و به نزد مادرش رفت و از او پرستاری کرد تا حال مادرش خوب شد. از آن روز به بعد چون دعای مادر پشت سر دختر بود دست به هر کاری می زد سریع کارهایش راه می افتاد.




يادداشت ها (0 مورد)
براي ثبت نظر و مشاركت در گفتگو ،در سايت ثبت نام نمائيد.

قصه امیركبیر
قصه امیركبیر
مدت ويدئو : 04:38
بازدید : 935
زانو داریم تا زانو
زانو داریم تا زانو
مدت ويدئو : 06:44
بازدید : 127
پنگوئن
پنگوئن
مدت ويدئو : 03:17
بازدید : 945
بوی عطر در ماه رمضان
بوی عطر در ماه رمضان
مدت ويدئو : 05:10
بازدید : 264
آسیاب بچرخ
آسیاب بچرخ
مدت ويدئو : 03:27
بازدید : 4896
همه ...
زنبور
زنبور
مدت پادکست : 3:01
بازدید : 367
بچه بی دندون
بچه بی دندون
مدت پادکست : 2:01
بازدید : 279
سگی که قار قار می کرد
سگی که قار قار می کرد
مدت پادکست : 3:41
بازدید : 1078
قصه پیروزی جنگل
قصه پیروزی جنگل
مدت پادکست : 6:00
بازدید : 294
قصه
قصه
مدت پادکست : 4:26
بازدید : 163
همه ...
مدرسه موش ها
مدرسه موش ها
تعداد تصوير : 12
بازدید : 2370
شکرستان
شکرستان
تعداد تصوير : 16
بازدید : 3476
کلاه قرمزی
کلاه قرمزی
تعداد تصوير : 16
بازدید : 2623
همه ...