متل پیرزن و گرگ پیر

در حال بارگذاری ...ویدیو

29 خرداد 1396

پیرزن مهربانی در روستا زندگی می کرد. یک روز گرگ پیر در خانه پیرزن را کوبید و ناله کنان گفت که گرسته ام و از شدت گرسنگی دارم می میرم. پیرزن هم از روی دلسوزی دلش به حال گرگ پیر سوخت و در خانه را به روی گرگ باز کرد و چند روز به طور مداوم از او پذیرایی کرد. گرگ که جای گرم و نرمی برای خودش پیدا کرده بود قصد رفتن از آنجا را نداشت. پیرزن که از دست گرگ به ستوه آمده بود نزد آهنگر رفت و از او درخواست کمک کرد. آهنگر با دیدن گرگ از روی هراس بهانه گیری کرد و کمکی به پیرزن مهربان نکرد. پیرزن با خودش گفت: فایده ای ندارد. باید قابلمه ای پر از آب جوش کنم و روی گرگ بریزم تا از اینجا فرار کند. این کار را انجام داد. سپس پسته های دربسته را برایش آورد و گرگ وقتی پسته ها را می خورد دندانش شروع به درد کردن نمود. دوباره پیرزن شروع به اذیت و آزاد گرگ کرد و این بار در زمستان سرد و یخبندان آب سرد را روی گرگ انداخت. به این ترتیب وقتی گرگ پیر شرایط خانه را نامساعد دید تنها راه نجات خود را فرار از آنجا دانست. بعد زا فرار گرگ پیرزن نیز نفسی تازه کشید.




يادداشت ها (0 مورد)
براي ثبت نظر و مشاركت در گفتگو ،در سايت ثبت نام نمائيد.

زیارت
زیارت
مدت ويدئو : 3:30
بازدید : 113
مسابقات آدم برفی سازی
مسابقات آدم برفی سازی
مدت ويدئو : 4:53
بازدید : 97
آش نذری
آش نذری
مدت ويدئو : 04:18
بازدید : 334
جغد
جغد
مدت ويدئو : 02:19
بازدید : 1019
کمک
کمک
مدت ويدئو : 05:33
بازدید : 652
همه ...
قصه
قصه
مدت پادکست : 4:26
بازدید : 206
کمک به مامان
کمک به مامان
مدت پادکست : 2:03
بازدید : 1180
زبان تبر
زبان تبر
مدت پادکست : 3:13
بازدید : 758
داستان سه خواهر
داستان سه خواهر
مدت پادکست : 5:19
بازدید : 1948
قصه بهار دوستی
قصه بهار دوستی
مدت پادکست : 4:23
بازدید : 479
همه ...
مدرسه موش ها
مدرسه موش ها
تعداد تصوير : 12
بازدید : 2426
کلاه قرمزی
کلاه قرمزی
تعداد تصوير : 16
بازدید : 2691
شکرستان
شکرستان
تعداد تصوير : 16
بازدید : 3658
همه ...