گوزن و شاخ زیبا

در حال بارگذاری ...پادکست

17 شهريور 1395

روزی گوزنی بر لب چشمه ای رفت تا آب بنوشد. تصویر خود را در آب دید. پاهایش در نظرش باریک و اندکی کوتاه جلوه کرد. غمگین شد اما شاخ های بلند و قشنگش را که دید شادمان و مغرور شد. در همین حال چند شکارچی قصد او کردند. گوزن به سوی دشت گریخت و چون چالاک می دوید صیادان به او نرسیدند. اما وقتی به جنگل رسید؛ شاخ هایش به شاخه درختان گیرکرد و نتوانست به تندی فرار کند. صیادان که به دنبالش بودند رسیدند و او را گرفتند. گوزن چون گرفتار شد گفت: دریغ، پاهایم که از آنها ناخشنود بودم نجاتم دادند اما شاخ هایم که به زیبایی آنها می بالیدم گرفتارم کردند.


يادداشت ها (0 مورد)
براي ثبت نظر و مشاركت در گفتگو ،در سايت ثبت نام نمائيد.
 
مردی که اندرز می خواست
مردی که اندرز می خواست
مدت ويدئو : 4:50
بازدید : 204
ندو که نمی رسی.....
ندو که نمی رسی.....
مدت ويدئو : 5:00
بازدید : 87
حکایت (مور و قلم)
حکایت (مور و قلم)
مدت ويدئو : 02:10
بازدید : 204
برخیزید
برخیزید
مدت ويدئو : 3:23
بازدید : 101
وقتی همه کدخدا باشند ده ویران می شود
وقتی همه کدخدا باشند ده ویران می شود
مدت ويدئو : 5:00
بازدید : 112
همه ...
نمایش رادیویی مسافران بهشت
نمایش رادیویی مسافران بهشت
مدت پادکست : 4:51
بازدید : 336
حکایت بازرگان و سعدی
حکایت بازرگان و سعدی
مدت پادکست : 2:04
بازدید : 297
اسب باد پا
اسب باد پا
مدت پادکست : 1:36
بازدید : 456
مرد کور و روزنامه نگار خلاق
مرد کور و روزنامه نگار خلاق
مدت پادکست : 1:34
بازدید : 480
همه ...
عمل جراحی
عمل جراحی
تعداد تصوير : 1
بازدید : 1397
کاریکاتور فقر و ریشه کنی فقر
کاریکاتور فقر و ریشه کنی فقر
تعداد تصوير : 12
بازدید : 491
دختـر بچـه ی گل فروش
دختـر بچـه ی گل فروش
تعداد تصوير : 1
بازدید : 5676
بقعه پیر تاکستان
بقعه پیر تاکستان
تعداد تصوير : 12
بازدید : 2683
اپرای هانسل و گرتل
اپرای هانسل و گرتل
تعداد تصوير : 20
بازدید : 856
همه ...