گوزن و شاخ زیبا

در حال بارگذاری ...پادکست

17 شهريور 1395

روزی گوزنی بر لب چشمه ای رفت تا آب بنوشد. تصویر خود را در آب دید. پاهایش در نظرش باریک و اندکی کوتاه جلوه کرد. غمگین شد اما شاخ های بلند و قشنگش را که دید شادمان و مغرور شد. در همین حال چند شکارچی قصد او کردند. گوزن به سوی دشت گریخت و چون چالاک می دوید صیادان به او نرسیدند. اما وقتی به جنگل رسید؛ شاخ هایش به شاخه درختان گیرکرد و نتوانست به تندی فرار کند. صیادان که به دنبالش بودند رسیدند و او را گرفتند. گوزن چون گرفتار شد گفت: دریغ، پاهایم که از آنها ناخشنود بودم نجاتم دادند اما شاخ هایم که به زیبایی آنها می بالیدم گرفتارم کردند.


يادداشت ها (0 مورد)
براي ثبت نظر و مشاركت در گفتگو ،در سايت ثبت نام نمائيد.
 
حکایت عبدالله مبارک
حکایت عبدالله مبارک
مدت ويدئو : 04:40
بازدید : 351
وارسته
وارسته
مدت ويدئو : 01:00
بازدید : 348
ره توشه
ره توشه
مدت ويدئو : 3:04
بازدید : 165
همه ...
حکیم زیرک
حکیم زیرک
مدت پادکست : 1:28
بازدید : 530
داستانک دل بزرگ
داستانک دل بزرگ
مدت پادکست : 2:15
بازدید : 480
ضرب المثل کلاهت رو قاضی کن
ضرب المثل کلاهت رو قاضی کن
مدت پادکست : 2:28
بازدید : 181
حکایت دررفتگی پای غلامرضا
حکایت دررفتگی پای غلامرضا
مدت پادکست : 5:43
بازدید : 283
داستانک پسر و تلفن مادر
داستانک پسر و تلفن مادر
مدت پادکست : 1:10
بازدید : 675
همه ...
عمل جراحی
عمل جراحی
تعداد تصوير : 1
بازدید : 1512
بقعه پیر تاکستان
بقعه پیر تاکستان
تعداد تصوير : 12
بازدید : 2825
کاریکاتور فقر و ریشه کنی فقر
کاریکاتور فقر و ریشه کنی فقر
تعداد تصوير : 12
بازدید : 1066
اپرای هانسل و گرتل
اپرای هانسل و گرتل
تعداد تصوير : 20
بازدید : 986
دختـر بچـه ی گل فروش
دختـر بچـه ی گل فروش
تعداد تصوير : 1
بازدید : 6171
همه ...