میرزا غلامحسین زارع زعفران کارنمونه مهریزی

در حال بارگذاری ...پادکست

04 شهريور 1394

میرغلام ،شاعر وتاجر و زعفران کار ونهال کار نمونه مهریزی که نامش میرزا غلامحسین زارع است، 60سال دارم متولد سال 1335می باشم همه مردم مرا به نام میرزا غلامحسین می شناسند.لباسهای من برای همه شناخته شده است پیراهن جلو بسته با جلیقه و شلوار سیاه پاچه گشادکه در هیچ شرایطی آن را کنار نگذاشته و نخواهم گذاشت . وی دلیل استفاده از این لباس اصیل را حفظ سنت آبا و اجداد خودعنوان کرد و گفت : این لباس قدیم مردم مهریز بوده که به مرور آن را کنار گذاشتند ولی من به آن علاقه دارم و پوشیدن این لباسها را از خواسته های پدر مرحومش میرزا ابولقاسم دانست. میرزا در پاسخ به این سوال که احساس شما در مورد تغییر لباستان چیست؟ گفت:من در این تغییر همان احساسی را دارم که به یک فرد کت و شلوار پوشیده و متشخص بگویند با پیراهن جلو بسته وزیر شلواری وارد اجتماع شود. میرزا غلامحسین که مغازه بزرگ آجیل و خشکبار فروشی در مهریز دارد انواع تخمه ها و مغزهای تنقلات شامل گردو ،بادام پسته ،توت وانجیر خشک و هر چیز را که بخواهید تهیه و بسته بندی می کند. درقسمت عطاری مغازه اش انواع داروهای گیاهی را می توان یافت . عمده محصول او زعفران خوش عطر و رنگ و پسته که حاصل کشت خودش می باشد نیزدر مغازه اش به فروش میرسد . وی که در سال 85 تنها زعفران کار نمونه استان شناخته شده بود ،سال 86 نیز به عنوان نهال کار نمونه پسته در استان یزد شناخته شد . میرزا که تحصیلاتش تا ششم قدیم می باشد طبع شعر دارد ، درباره خود می گوید : نه سخن دانم و نه صوت دلارا دارم چه کنم ، با دل شوریده غزل می خوانم او حتی در مورد موی سیاه سرش نیز این را گفت : موی سر از من سیه مانده هست و می ماند همی بس که دود از آن روان زین زندگانی کرده ام شعرهایش همه پر معناومضمون عشق خدایی دارد که دل هر خواننده را به خود جذب می کند . علاقه او به شعر را می توان از شعرهای زیبا و قاب گرفته داخل مغازه اش فهمید . میرزا غلامحسین در حال حاضر عضو انجمن شاعران وابسته به اداره فرهنگ و ارشاد شهرستان مهریز است وی تخلص میر غلام را در شعرهای خود به کار می برد : یقینم میر غلام، از بی سوادی سخنها گفتی و معنا ندانی وی در جواب این سوال که چه زمانی برای شعر گفتن در نظر می گیرید می گوید: بیشتر در موقع کار کشاورزی اشعاری را که به ذهنم می رسد روی کاغذمی نویسم و بعد آن اشعار را کامل می کنم . میرزا 5 فرزند دارد که همگی به نحوی در انجام کارهایش سهیم هستند وبه دنبال گرد آوری وچاپ کتاب اشعار پدرشان هستند. بیشترین تجارت را با تجار تهران و اصفهان دارم و تاکنون 90درصد از شهرهای ایران را به جهت مسائل کاری و یا سیاحتی دیده ام ودر ضمن تصمیم دارم به شرط اینکه مانعم نشوند با همین لباسها به سفرهای برون مرزی بروم .وی هدف از این سفرها را دنیا دیدن و آشنایی با نکات تازه ذکر کرد ای مـرغـک دیـوانــه هــر دانه نشـد دانـه /ترسم که به دام افتـی زیـن دیـد عـجولانـه هر دست نوازشـگـر خـیر تـو نـمـی خـواهد / هـشـدار و حـذر بنـما از الـفـت بـیـگـانـه آن شـاخـه زیـبـا هم شـاید قـفـسی گـردد / بر شـاخـه اندیشـه کـن لانه و کـاشـانـه تـیـری به کـمـان باشـد همـواره بسـوی تـو /در چـله نـمـی مانـد داری تـو خـبـر یـا نه صـیـاد ز خـون تـو کـمـتـر نـشـود راضـی /چـون در کـف او گشـتی بیـهوده مـزن چانه دردا که در این عـالــم خُسـر است و بنی آدم / یک صید و یکی صـیاد یـک دام و یـکی دانه یک مست و یکی هشیار یک خواب و یکی بیدار /یک زاهـد بـی مایـه یـک سـاقـی مـیخانه یک سالـک کـوی یـار یـک جـانـی و دل آزار /یـک سرکـش و فـتـانه یـک عـارف فـرزانه هـرکس به روند خویش آماده نخـجیـر اسـت /یک در کف خود پیکـان یک سبـحه صـد دانـه زارع تو مـشـو غـافـل از شـیوه هـر شـیـاد /کـز پشـت زنـد خـنجر بس محکـم و جانانه میرزا غلامحسین زارع بیدک الـفـبـای نصیـحـت را نـوشـتم پیـام از مسجـد و دیر و کنشتم 1)- الـف : الا ای عـــارف دانـــا و بـاهــوش بکن حرف مـرا چون حلـقـه بـر گــوش 2)- ب : بخـرج و بـَرج ایـن عـالـم نـظـر کـن ز بــیـکـاری و ولـگـردی حــذر کـن 3)- پ : پـیـاپی بـگـذرد سـال از پـی ســال دل خــود را مــکـن مـمـلـو آمــال 4)- ت : تــوقــع دارمــت در کـار و کــردار بـه غـیـر از یـاد او چـیـزی مـپـنـدار 5)- ث : ثـریـا گـر به تـسـخــیـرت درآیــد تـو را مـانـدن در ایـن عـالـم نشـایـد 6)- ج : جـهـان زان تـو بـاشـد گـر درسـتـی وگـرنـه کــمـتر از آنـی کـه هـستـی 7)- چ : چـکـش بیـجـا مـزن بـر آهـن سـرد عــلاجــش را نـشـایـد درد بـی درد 8)- ح : حـریفـت را بـه نـامـردی مـیـفـکـن ولـو بـاشـد تـو را دیـریـنـه دشـمـن 9)- خ : خــدا را بـیـن تـو در آیـیـنـه ی دل بـه هــر جـا رو کـنـی او داره مـنـزل 10)- د : دغــل بـازی مـکـن امـا در ایـن فـن ز اسـتـادی دغـل بـازان بــیـفـکـن 11)- ذ : ذلیل خواب و خور گشتن چه بیجـاسـت بشر را کار و کوشـش بـس که زیباسـت 12)- ر : رفـاقـت با کــسی کـن کز تـو بهـتـر بـینـدیـشـد به تـدبـیـری نــکـوتـر 13)- ز : ز نـیـرنــگ بــسـی زاهـد مـآبــان مشـو غـافـل مـرو در بـنـد شـیـطان 14)- ژ : ژیان بـاش ای عزیزم مـرد چـون شـیر مکن هـرگز ضـعـیفی را زمـیـن گـیـر 15)- س : سـعادت گـر چه انـدر ازدواج اسـت به غفلت گر شـود مشکـل عـلاج است 16)- ش : شراکت چون کنی با قـوم و خـویشت گـروگـان مـی دهـی چندی ز ریـشت 17)- ص : صــداقـت از تو چـون آوازه شـهـر زننـدت کـوبـه را هـر روزه یـک ســر 18)- ض : ضمانت گـر کـنی در سـفـته و چـک به مـیـزانـش بـراور پــول و مــدرک 19)- ط : طـلبـکـاری مـکـن از ورشـکسـتـه کـه او در هـالــه ای از غــم نشـستـه 20)- ظ : ظَـلَـمتُ و نَفـسـی ار معـنـا بـدانـی مقـصـر غیر خــود کـس را نــدانــی 21)- ع : عـجـب تر از عـجـب دانی چـه باشـد کـه مجـرم محـرم کــاشـانـه بـاشـد 22)- غ : غُـرابـت چـون شـود در قـعـر دریـا عــلاجــش بـا فـغـان نـایـد مـهــیا 23)- ف : فریب مـال و منصب گـر خـوری تـو بـه نـابـودی کـشـانـد هـسـتـی تــو 24)- ق : قـنـاعـت ره گـشـای اقـتـصــادت در آن رمــزی بـشـر را از ســعــادت 25)- ک : کسـی کز عـلم و دانـش بـرتـر آیـد به هــر مـجـمـع درآیـد ســرور آیـد 26)- گ : گـمـان بـد مـبـر هـرگز کـسـی را به طـاووسی نـظـر کـن کـرکــسـی را 27)- ل : لــب از یـاد خـدا هــر روزه بـگـشا سپس کن کـارخـود تـرسیـم و انـشـاء 28)- م : مـکـن سـرپیـچـی از امـر خـدایـت فـــزون مـهـرش ز مـادر از بــرایــت 29)- ن : نمیگویم که تـرسـو یا که خـل بـاش ولیـکن در مـتـانـت همـچـو پـل بـاش 30)- و : ولی نعمت به هـر نعمـت خـدا هـست نـبـایـد دل به امـیـد کـسـان بـسـت 31)- ه : هــزاران گـفـتـه را نـادیـده پـنـدار به عقـل و مـنـطـق و از دیـده پــندار 32)- ی : یـقـینـم مـیـرغـلام از بـی سـوادی سـخـنـهـا گـفـتـی و مـعـنا نــدادی میرزا غلامحسین 09131523550 الـفـبـای نصیـحـت را نـوشـتم پیـام از مسجـد و دیر و کنشتم 1)- الـف : الا ای عـــارف دانـــا و بـاهــوش بکن حرف مـرا چون حلـقـه بـر گــوش 2)- ب : بخـرج و بـَرج ایـن عـالـم نـظـر کـن ز بــیـکـاری و ولـگـردی حــذر کـن 3)- پ : پـیـاپی بـگـذرد سـال از پـی ســال دل خــود را مــکـن مـمـلـو آمــال 4)- ت : تــوقــع دارمــت در کـار و کــردار بـه غـیـر از یـاد او چـیـزی مـپـنـدار 5)- ث : ثـریـا گـر به تـسـخــیـرت درآیــد تـو را مـانـدن در ایـن عـالـم نشـایـد 6)- ج : جـهـان زان تـو بـاشـد گـر درسـتـی وگـرنـه کــمـتر از آنـی کـه هـستـی 7)- چ : چـکـش بیـجـا مـزن بـر آهـن سـرد عــلاجــش را نـشـایـد درد بـی درد 8)- ح : حـریفـت را بـه نـامـردی مـیـفـکـن ولـو بـاشـد تـو را دیـریـنـه دشـمـن 9)- خ : خــدا را بـیـن تـو در آیـیـنـه ی دل بـه هــر جـا رو کـنـی او داره مـنـزل 10)- د : دغــل بـازی مـکـن امـا در ایـن فـن ز اسـتـادی دغـل بـازان بــیـفـکـن 11)- ذ : ذلیل خواب و خور گشتن چه بیجـاسـت بشر را کار و کوشـش بـس که زیباسـت 12)- ر : رفـاقـت با کــسی کـن کز تـو بهـتـر بـینـدیـشـد به تـدبـیـری نــکـوتـر 13)- ز : ز نـیـرنــگ بــسـی زاهـد مـآبــان مشـو غـافـل مـرو در بـنـد شـیـطان 14)- ژ : ژیان بـاش ای عزیزم مـرد چـون شـیر مکن هـرگز ضـعـیفی را زمـیـن گـیـر 15)- س : سـعادت گـر چه انـدر ازدواج اسـت به غفلت گر شـود مشکـل عـلاج است 16)- ش : شراکت چون کنی با قـوم و خـویشت گـروگـان مـی دهـی چندی ز ریـشت 17)- ص : صــداقـت از تو چـون آوازه شـهـر زننـدت کـوبـه را هـر روزه یـک ســر 18)- ض : ضمانت گـر کـنی در سـفـته و چـک به مـیـزانـش بـراور پــول و مــدرک 19)- ط : طـلبـکـاری مـکـن از ورشـکسـتـه کـه او در هـالــه ای از غــم نشـستـه 20)- ظ : ظَـلَـمتُ و نَفـسـی ار معـنـا بـدانـی مقـصـر غیر خــود کـس را نــدانــی 21)- ع : عـجـب تر از عـجـب دانی چـه باشـد کـه مجـرم محـرم کــاشـانـه بـاشـد 22)- غ : غُـرابـت چـون شـود در قـعـر دریـا عــلاجــش بـا فـغـان نـایـد مـهــیا 23)- ف : فریب مـال و منصب گـر خـوری تـو بـه نـابـودی کـشـانـد هـسـتـی تــو 24)- ق : قـنـاعـت ره گـشـای اقـتـصــادت در آن رمــزی بـشـر را از ســعــادت 25)- ک : کسـی کز عـلم و دانـش بـرتـر آیـد به هــر مـجـمـع درآیـد ســرور آیـد 26)- گ : گـمـان بـد مـبـر هـرگز کـسـی را به طـاووسی نـظـر کـن کـرکــسـی را 27)- ل : لــب از یـاد خـدا هــر روزه بـگـشا سپس کن کـارخـود تـرسیـم و انـشـاء 28)- م : مـکـن سـرپیـچـی از امـر خـدایـت فـــزون مـهـرش ز مـادر از بــرایــت 29)- ن : نمیگویم که تـرسـو یا که خـل بـاش ولیـکن در مـتـانـت همـچـو پـل بـاش 30)- و : ولی نعمت به هـر نعمـت خـدا هـست نـبـایـد دل به امـیـد کـسـان بـسـت 31)- ه : هــزاران گـفـتـه را نـادیـده پـنـدار به عقـل و مـنـطـق و از دیـده پــندار 32)- ی : یـقـینـم مـیـرغـلام از بـی سـوادی سـخـنـهـا گـفـتـی و مـعـنا نــدادی میرزا غلامحسین اودر سال 1384 در تربت حیدریه زعفران کار نمونه کشور معرفی شد همچنین به عنوان نهال کار نمونه شد نهالستان او در سال 1384و1392به عنوان نهال کار نمونه انتخاب شد نهال پسته وانار ودیگر نهال ها را کشت می کند وبااین همه طبعی روان دارد ودلی ژرف که اندوه جهان اورا به طوطی شکرشکنی مبدل ساخته است . وبی ادعا افتخار شهر مهریز واستان یزد است در هر هکتار 5یا6کیلوزعفران به دست می آورد زعفران کاری را در سال 1378آغاز کرد جا دارد قبل از آنکه برای او یادبود آبرومندی برگزار کنند اشعارش را به چاپ برسانند و بر زنده اش ارج بنهند تا بر خاطرش مسعود شاهنگی صدا وسیمای مرکز یزد – تولیدات ویژه


يادداشت ها (0 مورد)
براي ثبت نظر و مشاركت در گفتگو ،در سايت ثبت نام نمائيد.
 
ملیکا عیوضی
ملیکا عیوضی
مدت ويدئو : 02:41
بازدید : 1550
معصومه ظهرابی
معصومه ظهرابی
مدت ويدئو : 02:52
بازدید : 1255
باقر سهرابی نظیر – کار آفرین
باقر سهرابی نظیر – کار آفرین
مدت ويدئو : 5:04
بازدید : 245
دکتر سجادی
دکتر سجادی
مدت ويدئو : 4:57
بازدید : 168
معلولیت محدودیت نیست
معلولیت محدودیت نیست
مدت ويدئو : 03:05
بازدید : 1033
همه ...
سهیلا کلاهی (چوبدار)
سهیلا کلاهی (چوبدار)
مدت پادکست : 3:32
بازدید : 2015
جبارزارع/کارآفرین
جبارزارع/کارآفرین
مدت پادکست : 4:00
بازدید : 417
حمید سپیده نام (مستر تستر)
حمید سپیده نام (مستر تستر)
مدت پادکست : 3:41
بازدید : 422
عذرا عدالتی
عذرا عدالتی
مدت پادکست : 2:09
بازدید : 806
همه ...
خوداتکایی خانواده ساروی با تولید جوانه های گیاهی
کشت گلخانه ای توت فرنگی بدون خاک در زنجان
رمضان رستمی
رمضان رستمی
تعداد تصوير : 20
بازدید : 1174
مهناز میرزایی
مهناز میرزایی
تعداد تصوير : 20
بازدید : 2064
زهرا شکوهی - زن قصاب ایرانی
زهرا شکوهی - زن قصاب ایرانی
تعداد تصوير : 8
بازدید : 3432
همه ...