خانم فاطمه سیلاخورى مادر خلبان شهید احمد كشورى

در حال بارگذاری ...پادکست

09 خرداد 1394

گفتگو با خانم فاطمه سیلاخورى مادر خلبان شهید, احمد كشورى وقتى عروسم از پله هاى هلى كوپتر بالا رفت و جسد سوخته او را دید, فقط گفت:همه باید كمر همت ببندید و نبود او را جبران كنید, جاى خالى او را پر كنید. 15 آذرماه سالروز شهادت سیمرغ خونین بال آسمانها شهید احمد كشورى است. همه ما و حتى فرزندانمان نام كشورى و شیرودى را پس از تماشاى سریال سیمرغ فراموش نخواهیم كرد. دو یار و دو همراهى كه در دفاع از اسلام و میهن اسلامى از جان خود نیز فروگذار نكردند. با سلام و درود به مقام معظم رهبرى و ارواح پاك شهدا. پیش از پاسخ به این سوال لازم است كمى در مورد پدربزرگ و مادربزرگ احمد بگویم. یعنى پدر و مادر خودم. پدرم ما را خداترس بارآورده بود و مادرم نیز خیلى پرهیزگار بود و با كمك آنها بود كه قرآن و اسلام در قلب من و در تار و پود من جاى گرفت. احمد فرزند اول من بود. وقتى كه او را باردار شدم از خدا خواستم خدایا این بچه را از من نگیر. چون سابقه مرگ نوزاد در فامیل بود. ایام باردارىام را با پرهیزگارى تمام كردم و وقتى كه احمد به دنیا آمد همه متعجب شدند, صورت او از رستنگاه مو تا زیر چانه در پرده نورانى بود. ماما بچه را كه دید با صلوات او را در بغل مادرم گذاشت. احمد 4 ماهه كه شد مكررا مریض مى شد تا اینكه در منزل پدرم شب خواب دیدم حضرت على(ع), امام حسین(ع) و امام رضا(ع) را كه هر یك با لباسهاى بسیار پاكیزه و صورتى نورانى با هم صحبت مى كردند. امام رضا(ع) رو به من كرد و دست را بر سینه خود گذاشت و به من فرمود: خودم ضامن احمد هستم. یعنى هر طورى كه شد, مریض شد و یا حادثه اى برایش پیش آمد. یكى دیگر از امامان نیز فرمود: احمد 27 سال بیشتر عمر نمى كند. احمد تا 14 سالگى چندین بار مریض شد و یا زمین مى خورد اما من او را به امام رضا(ع) سپرده بودم. تا اینكه با نقاشى كشیدن, مبارزه خود را با رژیم آغاز كرد. هر چه بزرگتر مى شد دوست داشت به خداوند بیشتر نزدیك شود. احمد علاوه بر نقاشى, در كشتى, شنا, كاردستى و دروس دبیرستانى اش همواره موفق بود. احمد در سن 16 سالگى با دختردایى اش نامزد شد و چند سال بعد بود كه در رشته خلبانى قبول شد. احمد در تحصیل نیز نبوغ خاصى از خود نشان داد. آن موقع كه كرمانشاه بود یك استاد دانشگاه بود كه مى گفت: متعجبم از رفتار احمد با خانمش. احمد دوران دانشگاه را با نمرات عالى به پایان رساند و از همان موقع تمام تلاشش براى مبارزه با نظام طاغوت بود. احمد 5 خواهر و 5 برادر داشت و نسبت به آنها خیلى مهربان بود. همیشه مى گفت زن با رعایت حجاب و عفت باید در جامعه حضور یابد. مراسم ازدواجش هم كه قبل از انقلاب بود ساده بود. بدون لهو و لعب عروسیهاى قبل از انقلاب. نسبت به همسرش خیلى مهربان بود. با او صادقانه برخورد مى كرد و روى شیردادن به بچه خیلى حساس بود. احمد دوست داشت همسرش در كلاسهاى مختلف شركت كند. بچه را نگه مى داشت و با او بازى مى كرد تا همسرش به كلاس برود. همیشه مى گفت: من دوست دارم یك خانم در خانه موفق باشد و در عین حال با حفظ حجاب و عفت در جامعه هم حضور داشته باشد. همسرش فعالیتهاى قرآنى داشت و كلاس اسلام شناسى براى دوستانش گذاشته بود. احمد همیشه مى گفت: من دوست دارم زنان ما شیرزن باشند. حتى یكى از زنان افسر, زمانى كه با من برخورد كرد به من گفت: شما باید به فرزندت افتخار كنى كه ما 30 زن افسر و خلبان و پرسنل از ابهت ایشان باحجاب شدیم. احمد یك ماه قبل از شهادتش از تمام برادرهایش عكس گرفت و به پدرش گفت: من دیگر شما را نمى بینم. حتى خانمش را هم با خود به كرمانشاه برد و به او گفت: بیا آخر عمرى پهلوى من باش. با توجه به اینكه احمد 4, 5 بار مورد سوءقصد قرار گرفته بود و خودم نیز چند بار خواب دیده بودم كه شهید شده است شهادتش براى ما محرز بود. هنگام شهادت او, دخترش سه ساله و پسرش سه ماهه بود. چون ما آمادگى داشتیم و براى ما طبیعى بود, روحیه خودمان را خیلى حفظ كردیم و این براى مردم خیلى عجیب بود, چون تا به حال چنین چیزى ندیده بودند. البته همه مى گفتند كشورى رفت, كمر كشور شكست. وقتى عروسم از پله هاى هلى كوپتر بالا رفت و جسد سوخته او را دید, فقط گفت: همه باید كمر همت ببندید و نبود او را جبران كنید, جاى خالى او را پر كنید. من هم در اتاق فرمانده بودم كه شیرودى آمد داخل. گفتم: تو باید جاى احمد را براى ایران پر كنى, اما مواظب خودت باش كه دیگر داغ تو را نبینم. شیرودى در جواب به من گفت: ((بعد از احمد زندگى برایم معنى ندارد. )) زیرا كشورى, شیرودى و سهیلیان با هم هم قسم شده بودند و اول سهیلیان شهید شد, 40 روز بعد, یعنى 15 آذر, كشورى و 5 ماه بعد هم شیرودى به شهادت رسید. مزار فرزند شهیدم در قطعه 24 بهشت زهرا است. آن لحظه خیلى خوشحال شدم كه با سریال تلویزیونى سیمرغ, فعالیت و ایثارگرى شهدا به مردم شناسانده مى شود. آن كسى را كه در نقش شهید كشورى بود واقعا مثل پسر خودم مى دانستم. ((مثل كه نه, خود احمد بود. لحظه اى كه او را از نزدیك دیدم دوست داشتم كه او را همچون پسرم مورد نوازش قرار دهم. افسوس كه نامحرم بود و نمى توانستم. اما هم شیرودى و هم كشورى در سریال سیمرغ, واقعا ((شیرودى)) و ((كشورى)) بودند نه مثل آنها و نه نقش آنها. بهترین خاطره ما اطلاعمان از سفارشنامه اى بود كه دست یكى از دوستان احمد مانده بود و او اسیر عراق شده بود و ما بعد از تماشاى فیلم بود كه خبردار شدیم چنین سفارشنامه اى بوده و خیلى خوشحال شدیم.


يادداشت ها (0 مورد)
براي ثبت نظر و مشاركت در گفتگو ،در سايت ثبت نام نمائيد.
 
شهید مدافع حرم(احمد مکیان)
شهید مدافع حرم(احمد مکیان)
مدت ويدئو : 3:41
بازدید : 268
شهید حمدالله فاضلی
شهید حمدالله فاضلی
مدت ويدئو : 4:08
بازدید : 251
شهید نائب علی عینی
شهید نائب علی عینی
مدت ويدئو : 02:05
بازدید : 1066
شهید عیسی سیاهی
شهید عیسی سیاهی
مدت ويدئو : 4:41
بازدید : 297
شهید حبیب الله قلعه نویی
شهید حبیب الله قلعه نویی
مدت ويدئو : 04:51
بازدید : 486
همه ...
شهید خلیل فاتح آقبلاغ
شهید خلیل فاتح آقبلاغ
مدت پادکست : 3:50
بازدید : 1399
شهید بهرام مزارعی
شهید بهرام مزارعی
مدت پادکست : 1:55
بازدید : 911
کاخ سردار امجد - تالش
کاخ سردار امجد - تالش
مدت پادکست : 0:58
بازدید : 1865
شهید نعمت الله بنیاسی
شهید نعمت الله بنیاسی
مدت پادکست : 1:17
بازدید : 178
شهید حسن شاه حسینی
شهید حسن شاه حسینی
مدت پادکست : 4:29
بازدید : 347
همه ...
تشییع پیکر جانباز شهید مجید نبیل
تشییع پیکر جانباز شهید مجید نبیل
تعداد تصوير : 20
بازدید : 1302
شهید احمد هاشمی
شهید احمد هاشمی
تعداد تصوير : 20
بازدید : 1496
شهید رجبعلی ابراهیمی
شهید رجبعلی ابراهیمی
تعداد تصوير : 4
بازدید : 932
شهید حسین قجه ای
شهید حسین قجه ای
تعداد تصوير : 16
بازدید : 2044
شهید محمود کاوه
شهید محمود کاوه
تعداد تصوير : 20
بازدید : 1607
همه ...