خسرو پرویز

در حال بارگذاری ...پادکست

10 آذر 1393

روزی یکی از غلامان برای خسرو پرویز ظرفی پر از آش به مجلس او آورد اما بر سر سفره از حلال و شکوه شاه دستش لرزید و چند قطره از آن بر لباس خسرو ریخت. پادشاه عصبانی شد و دستور داد غلام را اعدام کنند، غلام بازگشت و تمام مابقی آش را بر لباس خسرو ریخت خسرو با ناراحتی و خشم پرسید این چه کاریست؟ با این دو سه قطره که بر لباس شما ریختم سزاوار کشته شدن نبودم و اگر با این جرم کوچک مرا می کشتی تو را ظالم به حساب می آوردند به همین سبب بازگشتم و گناهی بزرگتر انجام دادم تا کسی تو را به خاطر کشتن من سرزنش نکند. شاه غلام را بخشید و او را مورد لطف خود قرار داد.


يادداشت ها (0 مورد)
براي ثبت نظر و مشاركت در گفتگو ،در سايت ثبت نام نمائيد.
 
برترین جانشین
برترین جانشین
مدت ويدئو : 5:00
بازدید : 59
قصه پلنگ و جوان
قصه پلنگ و جوان
مدت ويدئو : 03:26
بازدید : 756
دوستان شما نشان دهنده شخصیت شما هستند
دوستان شما نشان دهنده شخصیت شما هستند
مدت ويدئو : 2:44
بازدید : 181
حسن همسایگی
حسن همسایگی
مدت ويدئو : 2:39
بازدید : 212
مرد گل خوار و عطار قند فروش
مرد گل خوار و عطار قند فروش
مدت ويدئو : 09:10
بازدید : 1550
همه ...
دخترك گل فروش
دخترك گل فروش
مدت پادکست : 1:10
بازدید : 993
غم نان یا تشویش جهان
غم نان یا تشویش جهان
مدت پادکست : 2:18
بازدید : 494
داستانک بهترین هدیه
داستانک بهترین هدیه
مدت پادکست : 1:39
بازدید : 540
شیخ مشرک الدین
شیخ مشرک الدین
مدت پادکست : 2:59
بازدید : 556
ننه آقای کرمانی و توصیه های آن
ننه آقای کرمانی و توصیه های آن
مدت پادکست : 1:58
بازدید : 282
همه ...
دختـر بچـه ی گل فروش
دختـر بچـه ی گل فروش
تعداد تصوير : 1
بازدید : 6467
عمل جراحی
عمل جراحی
تعداد تصوير : 1
بازدید : 1621
کاریکاتور فقر و ریشه کنی فقر
کاریکاتور فقر و ریشه کنی فقر
تعداد تصوير : 12
بازدید : 1382
اپرای هانسل و گرتل
اپرای هانسل و گرتل
تعداد تصوير : 20
بازدید : 1111
بقعه پیر تاکستان
بقعه پیر تاکستان
تعداد تصوير : 12
بازدید : 2949
همه ...