تازه مسلمان

در حال بارگذاری ...پادکست

08 تير 1393

دو همسایه كه یكى مسلمان و دیگرى نصرانى بود، گاهى با هم راجع به اسلام سخن مى گفتند. مسلمان كه مرد عابد و متدینى بود آن قدر از اسلام توصیف وتعریف كردكه همسایه نصرانیش به اسلام متمایل شد و قبول اسلام كرد. شب فرا رسید، هنگام سحر بود كه نصرانى تازه مسلمان دید در خانه اش را مى كوبند، متحیر و نگران پرسید: كیستى ؟ از پشت در صدا بلند شد: من فلان شخصم و خودش را معرفى كرد، همان همسایه مسلمانش بود كه به دست او به اسلام تشرف حاصل كرده بود. در این وقت شب چكار دارى ؟ زود وضو بگیر و جامه ات را بپوش كه برویم مسجد براى نماز! تازه مسلمان براى اولین بار در عمر خویش وضو گرفت و به دنبال رفیق مسلمانش روانه مسجد شد. هنوز تا طلوع صبح خیلى باقى بود. موقع نافله شب بود، آن قدر نماز خواندند تا سپیده دمید و موقع نماز صبح رسید. نماز صبح را خواندند و مشغول دعا و تعقیب بودند كه هوا كاملاً روشن شد. تازه مسلمان حركت كرد كه برود به منزلش ، رفیقش گفت : كجا مى روى ؟ مى خواهم برگردم به خانه ام ، فریضه صبح را كه خواندیم دیگر كارى نداریم . مدت كمى صبر كن و تعقیب نماز را بخوان تا خورشید طلوع كند. بسیار خوب . تازه مسلمان نشست و آن قدر ذكر خدا كرد تا خورشید دمید. برخاست كه برود، رفیق مسلمانش قرآنى به او داد و گفت : فعلاً مشغول تلاوت قرآن باش ‍ تا خورشید بالا بیاید و من توصیه مى كنم كه امروز نیت روزه كن ، نمى دانى روزه چقدر ثواب و فضیلت دارد؟ كم كم نزدیك ظهر شد. گفت : صبر كن چیزى به ظهر نمانده ، نماز ظهر را در مسجد بخوان . نماز ظهر خوانده شد. به او گفت : صبر كن طولى نمى كشد كه وقت فضیلت نماز عصر مى رسد، آن را هم در وقت فضیلتش بخوانیم ! بعد از خواندن نماز عصر گفت : چیزى از روز نمانده . او را نگاه داشت تا وقت نماز مغرب رسید. تازه مسلمان بعد از نماز مغرب حركت كرد كه برود افطار كند. رفیق مسلمانش گفت : یك نماز بیشتر باقى نمانده و آن عشا است . صبر كن تا در حدود یك ساعت از شب گذشته ، وقت نماز عشا (وقت فضیلت ) رسید و نماز عشاء هم خوانده شد. تازه مسلمان حركت كرد و رفت . شب دوم هنگام سحر بود كه باز صداى در را شنید كه مى كوبند، پرسید: كیست ؟ من فلان شخص همسایه ات هستم ، زود وضو بگیر و جامه ات را بپوش كه به اتفاق هم به مسجد برویم . من همان دیشب كه از مجسد برگشتم ، از این دین استعفا كردم . برو یك آدم بیكارترى از من پیدا كن كه كارى نداشته باشد و وقت خود را بتواند در مسجد بگذراند. من آدمى فقیر و عیالمندم ، باید به دنبال كار و كسب روزى بروم . امام صادق بعد از اینكه این حكایت را براى اصحاب و یاران خود نقل كرد، فرمود:((به این ترتیب ، آن مرد عابد سختگیر، بیچاره اى را كه وارد اسلام كرده بود خودش از اسلام بیرون كرد. بنابراین ، شما همیشه متوجه این حقیقت باشید كه بر مردم تنگ نگیرید، اندازه و طاقت و توانائى مردم را در نظر بگیرید تا مى توانید كارى كنید كه مردم متمایل به دین شوند و فرارى نشوند، آیا نمى دانید كه روش سیاست اموى بر سختگیرى و عنف و شدت است ، ولى راه و روش ما بر نرمى و مدارا و حسن معاشرت و به دست آوردن دلهاست.


يادداشت ها (0 مورد)
براي ثبت نظر و مشاركت در گفتگو ،در سايت ثبت نام نمائيد.
 
انصاف در کارها
انصاف در کارها
مدت ويدئو : 3:09
بازدید : 249
کوزه شکسته ( میروم)
کوزه شکسته ( میروم)
مدت ويدئو : 04:42
بازدید : 616
جواهر
جواهر
مدت ويدئو : 1:31
بازدید : 71
محمد خوارزمی
محمد خوارزمی
مدت ويدئو : 05:52
بازدید : 1451
ارزش فرزند سالم
ارزش فرزند سالم
مدت ويدئو : 3:51
بازدید : 121
همه ...
جشن نوروز در اقوام کرد
جشن نوروز در اقوام کرد
مدت پادکست : 2:40
بازدید : 1030
اعرابی و رسول اکرم
اعرابی و رسول اکرم
مدت پادکست : 2:54
بازدید : 673
داستان  مار را چگونه باید نوشت
داستان مار را چگونه باید نوشت
مدت پادکست : 2:32
بازدید : 148
حیدربیک و دختر حاکم
حیدربیک و دختر حاکم
مدت پادکست : 5:57
بازدید : 4289
حکایت علم آموزی بدون مزد
حکایت علم آموزی بدون مزد
مدت پادکست : 2:39
بازدید : 308
همه ...
کاریکاتور فقر و ریشه کنی فقر
کاریکاتور فقر و ریشه کنی فقر
تعداد تصوير : 12
بازدید : 1768
بقعه پیر تاکستان
بقعه پیر تاکستان
تعداد تصوير : 12
بازدید : 3123
عمل جراحی
عمل جراحی
تعداد تصوير : 1
بازدید : 1775
دختـر بچـه ی گل فروش
دختـر بچـه ی گل فروش
تعداد تصوير : 1
بازدید : 6933
اپرای هانسل و گرتل
اپرای هانسل و گرتل
تعداد تصوير : 20
بازدید : 1301
همه ...