چه کشکی چه پشمی

در حال بارگذاری ...پادکست
1.3

05 شهريور 1392

روزی روزگاری چوپانی گله را به صحرا برد ؛ به درخت گردوی تنومندی رسید . از آن بالا رفت و به چیدن گردو مشغول شد که ناگهان گرد باد سختی در گرفت و باران سختی شروع به باریدن گرفت،چوپان درمانده بود و نمی دانست که باید چه کاری انجام دهد.اوکه این وضعیت را دید ناگهان چشمش به بقعه امامزاده افتاد و گفت: ای امام زاده اگر از این وضعیت به سلامت رهایی یابیم،نصف گله ام را بین فقیر و فقرا نذر می کنم.قدری باد ساکت شد و چوپان به شاخه قوی تری دست زد و جای پایی پیدا کرده و خود را محکم گرفت.گفت : ای امام زاده چطور است که گله ام را به امامزاده بیاورم و تو هرکاری که می خواهی با آنها انجام دهی. گله دار که پایین آمده بود و گله را به طرف خانه حرکت می داد ناگهان فکری به ذهنش رسید و گفت: آی امامزاده جان،تو که چوپان نداری گله ها را نگاه داری؛چطور است من خودم چوپان تو بشوم.سپس شیر و پشم و کشک گله را جمع می کنم و نصف آن را نذر میدهم و نصف دیگر را برای خود نگه می دارم.همچنان که می رفت به یاد آورد که چوپانی کار دشواری می باشد و اجرت و دستمزد زیادی دارد.دوباره رو به امامزاده کرد و گفت:من که از گله نگهداری کنم اجرت کار مرا چه کسی پرداخت می کند.بهتر است شیر و کشک و ماست گله را به عنوان اجرت کم کنم و پشم گوسفندان را بین فقرا تقسیم نمایم.بارش باران ملایم شده بود و چوپان به همراه گله به روستا نزدیک شده بودند.وقتی چوپان از جلوی امامزاده رد می شد رو به امامزاده کرد و گفت:آخه قربان تو بشوم،تو پشم گوسفندان به چه کار تو می آید؛من گرفتار باد و باران شدم و یک غلطی کردم.اصلا چه کشکی چه پشمی.اصلا تو کشک و پشم می بینی که من بین نیازمندان تقسیم کنم.هنوز حرف چوپان تمام نشده بود که سیل بزرگی براه افتاد و نیمی از گله را با خود برد.بعد از آن به کسی که در گرفتاری و سختی قولی داده باشد و بعد از رفع گرفتاری به قول خود عمل نکند می گویند:چه کشکی و چه پشمی.


يادداشت ها (0 مورد)
براي ثبت نظر و مشاركت در گفتگو ،در سايت ثبت نام نمائيد.
 
نصیحت قشنگ
نصیحت قشنگ
مدت ويدئو : 01:02
بازدید : 567
دوستی خاله خرسه
دوستی خاله خرسه
مدت ويدئو : 05:39
بازدید : 949
سنگ مفت،گنجشک مفت
سنگ مفت،گنجشک مفت
مدت ويدئو : 02:57
بازدید : 597
زرنگی در جمع
زرنگی در جمع
مدت ويدئو : 03:44
بازدید : 1102
همه ...
یا سخن دانسته گوی ای مرد عاقل یا خموش
یا سخن دانسته گوی ای مرد عاقل یا خموش
مدت پادکست : 5:58
بازدید : 70
از این ستون به آن ستون فرج است
از این ستون به آن ستون فرج است
مدت پادکست : 0:52
بازدید : 453
حساب به دینار بخشش به خروار
حساب به دینار بخشش به خروار
مدت پادکست : 5:30
بازدید : 1217
همین آش و همین كاسه
همین آش و همین كاسه
مدت پادکست : 1:13
بازدید : 528
رمال اگر غیب می دانست...
رمال اگر غیب می دانست...
مدت پادکست : 5:19
بازدید : 2048
همه ...
هيچ موردي يافت نشد.