ما را هم از این نمد کلاهی است

در حال بارگذاری ...پادکست

29 تير 1399

هرگاه در محفلی راجع به موضوعی بحث شود یکی از حاضران مجلس که داعیۀ علم و اطلاع در اطراف موضوع مورد بحث داشته باشد برای اعلام و اثبات فضل و دانش خویش به این ضرب المثل متوسل می شود و می گوید:"ما را هم از این نمد کلاهی است". این عبارت مثلی اختصاص به مسائل معنوی ندارد بلکه غالباً در امور مادی نیز از آن استفاده می کنند، فی المثل اگر پای مال و منال در میان باشد و یا برای احراز مقام و منصبی فعالیت کنند برای توجیه خواستۀ خویش چنین می گویند:"ما را هم از این نمد کلاهی باید باشد." یا به شکل دیگر:"از ین نمد کلاهی نصیبم گردید". اما ریشۀ این ضرب المثل: مولانا عبدالرحمن جامی (817-898 هجری) یکی از شاعران صوفی مشرب و یکی از نویسندگان بزرگ ایران است که در قرن نهم هجری می زیست و با سلطان حسین بن منصور بن بایقرا آخرین پادشاه معارف پرور دودمان تیموری در ایران معاصر بود و مورد عنایت و حمایت امیر علیشیر نوایی وزیر دانشمند او بوده است. جامی سر آمد فضلای عصر خویش بود و جمعی از محققین او را آخرین شاعر بزرگ ایران می دانند و خاتم الشعرا لقب داده اند. ملا بنایی نیز از شعرای معاصر جامی بود که در شعر و ادب خاصه بدیهه گویی به حد کمال دست داشت و در این زمینه خود را برتر و بالاتر از شعرای همزمان من جمله جامی می دانست. روزی سلطان میرزاحسن با جمعی از شعرا و دانشمندان نشسته بود و از هر مقوله سخن می گفتند و البته روی سخن آنان بیشتر در اطراف کمالات علمی و ادبی جامی دور می زد. ملا بنایی که از شاعران حاضر در آن مجلس بود رشتۀ سخن را به بدیهه گویی و اشعار ارتجالی کشانیده گفت:"جامی هر که و هر چه باشد در بدیهه گویی عاجز است". اتفاقاً در این موقع جامی وارد مجلس شد و به فراست دریافت که سخن از او در میان بوده است. میرزاحسن که میزبان جلسه بود به حاضران گفت: امروز بدیعتاً شعر باید گفت." و ابتدا به جامی که مقام شیخوخیت داشت رو کرد و گفت:"می خواهم این چهار چیز را به سلک نظم آورید: چراغ، غربال، نردبان، ترنج". مولانا جامی مرتجلاً گفت: ای گشته چراغ دولتت بدر منیر/ غربال شود سینۀ اعدادت ز تیر/ بر پلۀ نردبان همت نه پای/ از اوج فلک ترنج دولت برگیر. آن گاه رو به ملا بنایی کرد و گفت: از تو شعر بدیهه می خواهم که این چهار چیز در آن گنجانده شود: "منقل، طاس، شرح شمسیه ، کلاه نمد." ملا بنایی بدون تأمل گفت: چون منقل اگرچه دود آهی داریم/ بر طال ملک نه کارگاهی داریم/ با ما سخنی ز شرح شمسیه مگوی/ ما نیز ازین نمد کلاهی داریم. شک نیست که این عبارت مثلی سابقۀ قدیمیتر دارد چنان که در الهی نامۀ عطار موضوع حکایتی با این شعر شروع می شود. در آن ویرانه شد محمود یک روز یکی/ دیوانه ای را دید پر سوز. تا به این بیت می رسد که دیوانه می گوید: گرت هم زین نمد بودی کلاهی/ ترا بودی درین اندوه راهی. ولی گمان می رود که عبارت بالا پس از مشاعره و بدیهه گویی جامی و ملا بنایی در بزم سلطان میرزاحسن که همیشه مجمع فضلا و دانشمندان نامدار بوده است بر سر زبانها افتاده به صورت ضرب المثل درآمده است. علی کل حال بر عهدۀ پژوهشگران آینده است که در این مورد بیشتر تحقیق و مداقه کنند تا چنانچه واقع نفس الامر جز این باشد ریشۀ واقعی ضرب المثل را به دست آورند.


يادداشت ها (0 مورد)
براي ثبت نظر و مشاركت در گفتگو ،در سايت ثبت نام نمائيد.
 
ضرب المثل هوا پس است
ضرب المثل هوا پس است
مدت ويدئو : 01:55
بازدید : 2718
ضرب المثل از ماست که بر ماست
ضرب المثل از ماست که بر ماست
مدت ويدئو : 02:46
بازدید : 512
مرا به خیر تو امیدی نیست شر مرسان
مرا به خیر تو امیدی نیست شر مرسان
مدت ويدئو : 1:14
بازدید : 287
مرغ یک پا دارد
مرغ یک پا دارد
مدت ويدئو : 02:27
بازدید : 2437
همه ...
هیزم تر به کسی فروختن
هیزم تر به کسی فروختن
مدت پادکست : 5:58
بازدید : 97
پسر شمشیر
پسر شمشیر
مدت پادکست : 5:58
بازدید : 119
آهن را پهن كنی بیل می شود
آهن را پهن كنی بیل می شود
مدت پادکست : 0:55
بازدید : 512
برادری سرجاش،بزغاله هفتصددینار
برادری سرجاش،بزغاله هفتصددینار
مدت پادکست : 5:07
بازدید : 1116
همه ...
هيچ موردي يافت نشد.