تا ابله در جهان است مفلس درنمی ماند

در حال بارگذاری ...پادکست
4.5

22 تير 1399

روزی مرغ ماهیخواری بود که پیر شده بود و چون از زرنگی و چابکی افتاده بود دیگر نمی توانست زود زود و به خوبی ماهی بگیرد. کم کم از بی خوراکی لاغر و رنجور شده بود و با خود قرار گذاشت که وضع رفتار خود و شیوه ی زندگی اش را تغییر بدهد.یک روز به کنار جوی بار آمد و همان جا که همیشه ماهی می گرفت خوابید و گردن خود را آویزان کرد و بنا کرد زیر لب دعا خواندن و زاری کردن که:« خداوندا؛ مرا ببخش، من به ماهی های بیچاره رحم نکردم اما حال تو به من رحم کن و توبه ام را قبول کن» ماهیخوار همانطور که خوابیده بود و توی آب را نگاه می کرد این حرف ها را زمزمه می کرد تا اینکه یک ماهی که از آنجا می گذشت صدایش را شنید و او را صدا زد و پرسید:« چه شده؟ چرا گریه و زاری می کنی؟» ماهیخوار جواب داد:« من حالا دیگر پیر شده ام و از بس به ماهی ها بدی کرده ام همه مرا مرغ گناهکار و مردم آزار می دانند» ماهی کمی دلش سوخت ولی از کینه ای که داشت گفت:« راست می گویی خیلی در حق ماهی ها ظلم کردی اما خب حالا زیاد غصه نخور؛ اگر به راستی پشیمان شده باشی و دیگر مردم آزاری نکنی خدا خودش تو را می بخشد» ماهیخوار گفت:« بله بله. خدا البته می بخشد اما خب خدا حق خودش را می بخشد؛ حق مردم را که نمی تواند ببخشد و حالا ماهی های زیادی در آب هستند که من پدر یا پسر یا دختر و یا حتی عمه و خاله ی آن ها را خورده ام و آن ها هرگز مرا نمی بخشند. برای همین به اینجا آمده ام که همه ی ماهی ها پیام بدهم تا همه بدانند و جمع شوند تا من عذری که دارم بگویم و از آن ها به این وسیله طلب بخشش کنم، آنگاه اگر قبول کردند آن قدر از صحرا برایشان گندم و برنج و میوه و خوراکی بیاورم تا دیگر حق آن ها ادا شود و عوض بدی های گذشته خوبی های بسیار بکنم تا همه ی آن ها از من راضی بشوند». ماهی حرف های ماهیخوار را باور کرد و گفت:« حالا که اینطور است من میروم و این خبر را می برم و جوابش را می آورم». ماهی رفت و چندتا از ماهی ها را صدا زد و گفت:« یک مرغ ماهیخوار آمده لب آب و می گوید توبه کرده و می خواهد از همه عذرخواهی کند و خونبهای عزیزان ما را بدهد تا خدا او را ببخشد، حالا بیایید برویم تا عذرخواهی کند» ماهی ها گفتند:« اگر راست بگوید و به راستی پشیمان شده باشد حرفی نیست اما خیلی مشکل است کسی که عمری مردم آزاری کرد و خون و مال مردم را خورده و عادت کرده حالا به این آسانی دست از کارهای زشت خود بردارد؛ اصلا مرغ ماهیخوار همیشه مرغ ماهیخوار است، ما این حرف ها را باور نمی کنیم توبه و پشیمانی آن است که وقتی کسی توانایی دارد بدی نکند وگرنه وقتی کسی زور مردم آزاری ندارد توبه اش توبه نیست، این توبه یک جور حیله است که باز یک طور دیگر استفاده کند ولی اگر تو خیلی دلت می سوزد برو به او بگو ماهی ها می گویند تو اگر راست می گویی تا آخر عمرت ماهی نگیر، ما از تو راضی هستیم، گندم و برنج هم خودت بخور تکه از گرسنگی نمیری». ماهی که دلش به حال ماهیخوار سوخته بود برگشت و به ماهیخوار گفت:« من رفتم و پیغام تو را بردم، راستش این است که ماهی ها به تو اعتماد ندارند و می گویند اگر تا آخر عمر دیگر ماهی ها را اذیت نکنی از تو راضی می شوند و دیگر آمدن آن ها پیش تو لازم نیست» ماهیخوار شروع کرد به گریه کردن و گفت:« دیدی ای ماهی جان من چقدر بدبختم که حالا هم که اینگونه توبه کرده ام باز مرا باور نمی کنند. خب اصلا حالا بیا یک کاری بکنیم از همه ی کارها بهتر. برو و از ته آب یک رشته از آن علف های محکم بیاور تا آن موقع بگویم چه باید کرد» ماهی رفت و یک رشته ی دراز علف آورد، ماهیخوار گفت:« بسیار خوب؛ حالا من سرم را می گذارم کنار این جوی آب و تو هم این رشته را بیاور و محکم آن را بر گلوی من ببند که اصلا هیچ ماهی نتواند دیگر از گلوی من پایین برود و فقط دهان من برای حرف زدن باز باشد، آن وقت برو و همه ی ماهی ها را خبر کن تا بیایند و با خاطر جمع و خیال راحت به حرف های من گوش بدهند». ماهی رشته را برداشت و آمد تا گردن ماهیخوار را ببندد ماهیخوارهم فرصت را غنیمت شمرد و ماهی را گرفت و خورد و قدری هم آب رویش خورد آنگاه زیر لب گفت:« خب این از خوراک امروزم؛ تا فردا هم خدا بزرگ است. شاید باز هم یک ماهی احمق پیدا شود و حرف مرا باور کند آخر تا ابله در جهان است مفلس در نمی ماند».


يادداشت ها (0 مورد)
براي ثبت نظر و مشاركت در گفتگو ،در سايت ثبت نام نمائيد.
 
از جوانی تا پیری، از پیری تا به کی؟
از جوانی تا پیری، از پیری تا به کی؟
مدت ويدئو : 1:01
بازدید : 167
سقای زمستان و آهنگر تابستان بودن
سقای زمستان و آهنگر تابستان بودن
مدت ويدئو : 1:22
بازدید : 269
مثل کبک سرش را زیر برف کرده
مثل کبک سرش را زیر برف کرده
مدت ويدئو : 02:29
بازدید : 1928
مرغ یک پا دارد
مرغ یک پا دارد
مدت ويدئو : 02:27
بازدید : 2442
همه ...
خودم می دونم!
خودم می دونم!
مدت پادکست : 2:32
بازدید : 689
با توکل زانوی اشتر ببند
با توکل زانوی اشتر ببند
مدت پادکست : 2:16
بازدید : 688
خالی بندی
خالی بندی
مدت پادکست : 2:06
بازدید : 582
فلک همیشه به کام یکی نمی گردد
فلک همیشه به کام یکی نمی گردد
مدت پادکست : 5:58
بازدید : 109
همه ...
هيچ موردي يافت نشد.