آن گلابی خیر پدرم

در حال بارگذاری ...پادکست

22 تير 1399

هرگاه کسی در پی به دست آوردن چیزی باشد ولی به سبب موانعی که ایجاد می شود نتواند به منظور خود برسد و وسیله ی دلخواه خود را به دست آورد، ناچار از آن می گذرد و مثل " آن گلابی خیر پدرم" را به کار می برد. در روزگاران گذشته در شهری مردی خسیس زندگی می کرد. این مرد باغی بزرگ از درخت های گلابی داشت که هرساله بار و میوه های بسیاری از آن برداشت می کرد. این مرد خسیس از هنگام شکوفه کردن گل های درخت هایش تا به هنگام برداشت آن ها از صبح زود از جا برمی خاست و کنار باغ خود می رفت و تا نیمه های شب در آن جا از باغش نگهبانی می کرد. و اگر کسی به طور ناگهانی از کنار باغ رد می شد و حتی نگاهی به درخت های او می انداخت، آن مرد به آن رهگذر بیچاره اتهام دزدی می زد و با او مشغول جروبحث می شد. سرانجام روزها و شب های انتظار به سررسید تا اینکه گلابی ها به ثمر نشستند و هنگام چیدن آن ها فرارسید. مرد به هنگام سرزدن سپیده ی صبح، زن و فرزندانش را از خواب بیدار کرد و با سبدها و جعبه هایی در دست راهی باغ شدند. مرد به فرزندان و همسرش سفارش فراوان کرد و رو به آن ها گفت:« بسیار خوب؛ بهتر است تا دیر نشده مشغول چیدن گلابی ها شوید و هیچ چیز حتی یک دانه هم بر روی شاخه ها باقی نگذارید. چون هریک از این گلابی ها ارزش بسیاری برای ما دارد و زندگی ما از پول همین گلابی ها می گذرد. همه را از روی درخت بکنید حتی اگر کال و نرسیده باشند. هرکدام از شما تیزتر و در بالا رفتن از درخت واردتر است به نوک درخت برود. درضمن یادتان باشد که حتی دانه ای از این میوه های خوش طعم را رها نکنید. خیلی خوب دست به کار شوید». پس از تمام شدن حرف های مرد همه ی فرزندانش مشغول چیدن گلابی ها شدند و همانطور که پدرشان سفارش کرده بود حتی از گلابی های خراب و کرم خورده هم نمی گذشتند. یکی از فرزندان مرد نتوانست دانه ای گلابی را که به نوک شاخه ای از یک درخت بلند مانده بود بچیند. پس از او باقی بچه ها هم برای کندن آن گلابی تلاش کردند اما هیچ یک راه به جایی نبردند. تا اینکه پسر کوچک برای چیدن آن بالای درخت رفت اما به ناگاه پایش لغزید و به شاخه ای پایین تر افتاد. مرد خسیس که جان فرزندش را در خطر دید سری جنباند و آهی کشید و سپس با ناراحتی به گلابی مانده بر درخت خیره شد و رو به پسرش گفت:« بسیار خوب پسرجان؛ نمی خواهد به خاطر آن گلابی جانت را از دست بدهی؛ درست است که حیف شد اما ان گلابی باشد خیر پدرم».


يادداشت ها (0 مورد)
براي ثبت نظر و مشاركت در گفتگو ،در سايت ثبت نام نمائيد.
 
بیفایدا قاشماق چاروق ییرتار
بیفایدا قاشماق چاروق ییرتار
مدت ويدئو : 2:53
بازدید : 1767
با یک گل بهار نمیشه
با یک گل بهار نمیشه
مدت ويدئو : 01:51
بازدید : 1971
سنگ مفت،گنجشک مفت
سنگ مفت،گنجشک مفت
مدت ويدئو : 02:57
بازدید : 684
تش و چاله
تش و چاله
مدت ويدئو : 03:16
بازدید : 627
همه ...
چشم زخم
چشم زخم
مدت پادکست : 2:44
بازدید : 507
برو شیر درنده باش
برو شیر درنده باش
مدت پادکست : 5:58
بازدید : 90
خرج اتینا
خرج اتینا
مدت پادکست : 1:54
بازدید : 579
آن گلابی خیر پدرم
آن گلابی خیر پدرم
مدت پادکست : 3:43
بازدید : 42
راز فالوده
راز فالوده
مدت پادکست : 4:36
بازدید : 2328
همه ...
هيچ موردي يافت نشد.