نظرت را کیمیا کن

در حال بارگذاری ...پادکست
25

03 تير 1399

یکی از بزرگان دانشمندی صاحب دل بود. روزی در مشهد خراسان در هنگام زمستان می گذشت. پیری پالان دوز دید که از زور سرما توانایی کوفتن مشته بر پالان ندارد. مرد به او نگریست و همتی کرد، مشته ی پالان دوز زر شد. پالان دوز چون بزرگ را دید گفت:« نیازی به زر تو نیست آن را به حالت نخستین بازگردان». آن بزرگ در این کار فروماند و او را یارای این کار نبود. پس پالان دوز بر مشته نظری ژرف افکند و آن را به حالت نخستین بازگرداند. آنگاه در برابر نگاه پرسشگر آن بزرگ چنین گفت:« نظرت را کیمیا کن». چنین بود که گفتار مرد از آن پس به صورت کیمیا در آمد. از آن روز به بعد هرگاه بخواهند به کسی توصیه کنند که همتت را افزون کن و یا بلند نظر باش این مثل را به کار می برند که " نظرت را کیمیا کن ".


يادداشت ها (0 مورد)
براي ثبت نظر و مشاركت در گفتگو ،در سايت ثبت نام نمائيد.
 
آن کس که بود سایه نشین  سایه ندارد
آن کس که بود سایه نشین سایه ندارد
مدت ويدئو : 1:31
بازدید : 168
خیاط هم در کوزه افتاد
خیاط هم در کوزه افتاد
مدت ويدئو : 3:06
بازدید : 125
با یک گل بهار نمیشه
با یک گل بهار نمیشه
مدت ويدئو : 01:51
بازدید : 1954
تکیه بر جای بزرگان نتوان زد به گزاف
تکیه بر جای بزرگان نتوان زد به گزاف
مدت ويدئو : 01:49
بازدید : 667
همه ...
او اموله کوتاه موگذرده
او اموله کوتاه موگذرده
مدت پادکست : 0:38
بازدید : 368
خانه ی دروغگو آتش گرفت هیچکس باور نکرد
خانه ی دروغگو آتش گرفت هیچکس باور نکرد
مدت پادکست : 5:50
بازدید : 86
هلو بیفت تو گلو
هلو بیفت تو گلو
مدت پادکست : 4:59
بازدید : 925
کوره اسب وشیشه بار؟
کوره اسب وشیشه بار؟
مدت پادکست : 4:09
بازدید : 1375
همه ...
هيچ موردي يافت نشد.