پا پای خر دست دست یاسه به این کار عقلم نمی رسه

در حال بارگذاری ...پادکست

20 اسفند 1398

در گذشته و در شهری دور عروسی در خانه ی مادر شوهرش زندگی می کرد. عروس شربت و شیرینی بسیار دوست می داشت و همین باعث می شد که مادر شوهر همیشه شیرینی ها و شربت هایی را که درست می کرد در جایی پنهان کند اما باز هم عروس جای آن را پیدا می کرد و مقداری از آن ها را می خورد. روزی از روزها مادر شوهر هنگامی که به دیدار دوست خود رفته بود موقع بازگشت به خانه دوستش مقداری شربت به او داد و زن با خرسندی آن ها را از دوستش گرفت و راهی خانه شد اما میان راه که رسید به یاد عروسش یاسه افتاد. او جام شربت را محکم در دستانش گرفت و سعی کرد تا راه حلی پیدا کند که یاسه جام شربت را پیدا نکند. پس هنگامی که به خانه رسید خیلی آرام و با احتیاط از میان حیاط گذشت و به گوشه ای رفت. سپس خم شربت را از میان پارچه ای که آن را در میانش پیچیده بود بیرون آورد و بر لبه ی دیوار کهنار درخت های گردو گذاشت و سپس داخل خانه رفت. اما دیری نگذشت که با کاسه ای آب به حیاط باز گشت و آب را به زمین ریخت تا اگر یاسه به سراغ شربت رفت جای پایش بماند و او بتواند مچ او را بگیرد. مادر شوهر پس از آن که آب را بر زمین ریخت دوباره داخل خانه رفت. یاسه که از بالای بام کارهای مادر شوهرش را زیر نظر داشت تصمیم گرفت تا نقشه ای بکشد و سراغ شربت برود و از آن بخورد. پس اندکی که گذشت یاسه به طویله رفت و سوار بر الاغ به حیاط خانه آمد سپس آرام بر سر جام شربت رفت و با دست جام را برداشت و مشغول خوردن آن شد و پس از آن دوباره با خر به طویله برگشت و خودش به داخل خانه رفت. زمان زیادی نگذشت که مادر شوهر برای سرکشی و دیدن شربت به حیاط آمد اما همین که چشمش به زمین افتاد جای پای خر را دید. او به سرعت به سرا جام شربت رفت و با تعجب دید که جای دستان یاسه بر روی خم مانده است. مادر شوهر که چنین دید چند بار دیگر به جای پای خر و جای دستان یاسه بر روی ظرف شربت خیره ماند و سپس درحالی که انگشت حیرت به دندان می گزید گفت:« پا پای خر، دست دست یاسه، به این کار عقلم نمی رسه» مادر شوهر این را گفت و با حیرت داخل خانه شد.


يادداشت ها (0 مورد)
براي ثبت نظر و مشاركت در گفتگو ،در سايت ثبت نام نمائيد.
 
نابرده رنج گنج میسر نمی شود
نابرده رنج گنج میسر نمی شود
مدت ويدئو : 03:46
بازدید : 624
تش و چاله
تش و چاله
مدت ويدئو : 03:16
بازدید : 591
هم خدا را می خواهد هم خرما را
هم خدا را می خواهد هم خرما را
مدت ويدئو : 02:25
بازدید : 508
زردآلو را برای هسته اش می خورم
زردآلو را برای هسته اش می خورم
مدت ويدئو : 05:05
بازدید : 1821
همه ...
عجب سرگذشتی داشتی کل علی
عجب سرگذشتی داشتی کل علی
مدت پادکست : 5:58
بازدید : 71
خوش درخشید ولی دولت مستعجل بود
خوش درخشید ولی دولت مستعجل بود
مدت پادکست : 5:11
بازدید : 528
کاسه چه کنم؟دستش گرفته
کاسه چه کنم؟دستش گرفته
مدت پادکست : 4:57
بازدید : 1471
کر عامو و دختر عامو
کر عامو و دختر عامو
مدت پادکست : 6:11
بازدید : 3109
بیل مرا نگیری
بیل مرا نگیری
مدت پادکست : 2:16
بازدید : 44
همه ...
هيچ موردي يافت نشد.