هندی و هندی تر

در حال بارگذاری ...پادکست

20 اسفند 1398

روزی مردی رهگذر به شهری رسید و برای خوردن غذا به سوی چلوکبابی آن شهر به راه افتاد تا اینکه به بازار رسید. مرد کمی در بازار به گشت و گذار مشغول شد تا اینکه بوی کباب او را به سویی کشید. او به راسته ی دستفروشان رسید، درست در کنار دکان یکی از آهنگران در راسته ی دستفروشان یک دکان چلو کبابی بود که بوی کبابش به مشام می رسید. مرد به سوی چلو کبابی به راه افتاد اما هنوز به آن جا نرسیده بود که حس کرد کسی دستش را گرفته و او را از حرکت باز نگاه داشته است. وقتی مرد به صاحب دست نگاه کرد دید که صاحب دکان آهنگری است که دست او را محکم گرفته است. مرد رهگذر پرسید:« چه شده برادر؟» آهنگر گفت:« به گمانم تازه واردی درست است؟» مرد پاسخ داد:« بله» آهنگر گفت:« حدسم درست بوده آخر هرگز تو را در بازار ندیده بودم. اکنون که تازه به اینجا آمدی بهتر است به دکان من هم سری بزنی». آهنگر این را گفت و مرد را به داخل دکانش برد و شروع کرد به تعریف و تمجید از شمشیری که بر دیوار آویخته بود و باصدایی بلند گفت:« این شمشیر هندی است که برنده تر از آن در جهان نیست»> مرد خواست به شمشیر نزدیک شود و آن را بلند کند که آهنگر داد زد:« نه نه؛ چه می کنی مرد؟ آن شمشیر بسیار خطرناک است آن شمشیر هندی است». مرد رهگذر کنجکاو شد و گفت:« بگو بدانم مگر شمشیر هندی چه خاصیتی دارد که تو اینگونه از آن سخن می گویی؟» آهنگر گفت:« هرگاه گفتند تیغ هندی باید از آن دور بایستی و به آن نزدیک نشوی زیرا هیچ چیز در جهان نیست که شمشیر هندی تنواند آن را به دو نیم کند». رهگذر که بسیلر کنجکاو شده بود هر چه پول در جیبش داشت به آهنگر داد و آن شمشیر را از او خرید و با شادی با خود گفت:« اکنون آن را می آزمایم». سپس چشمش به قلوه سنگی که در برابرش بود خورد و پرسید:« می شود با این قلوه سنگ آزمایش کرد؟» آهنگر سری تکان داد و گفت:« با هر چه می خواهی آزمایش کن زیرا هم شمشیر مال تو است و دست مال تو». رهگذر شمشیرش را بالا برد و چنان بر دل قلوه سنگ فرود آورد که شمشیرش به دو نیم شد. رهگذر که از شکستن شمشیرش بسیار خشمگین شده بود به آهنگر گفت:« مگر تو نگفتی که شمشیر هندی همه چیز را به دو نیم میکند پس چرا اکنون خود شمشیر به دو نیم شد؟ نکند این شمشیر هندی نبوده؟» آهنگر درحالی که آرام و بی صدا می خندید گفت:« چرا؛ این شمشیر هندی بود اما بدان که بعضی چیزها از بعضی چیزها برترند اگ چه شمشیر هندی بود اما این سنگ از آن ندی تر بود».


يادداشت ها (0 مورد)
براي ثبت نظر و مشاركت در گفتگو ،در سايت ثبت نام نمائيد.
 
آن کس که بود سایه نشین  سایه ندارد
آن کس که بود سایه نشین سایه ندارد
مدت ويدئو : 1:31
بازدید : 118
سودا به رضا، خویشی به خوشی
سودا به رضا، خویشی به خوشی
مدت ويدئو : 1:13
بازدید : 170
جیک جیک مستونت بود،فکر زمستونت بود
جیک جیک مستونت بود،فکر زمستونت بود
مدت ويدئو : 04:01
بازدید : 683
سنگ مفت،گنجشک مفت
سنگ مفت،گنجشک مفت
مدت ويدئو : 02:57
بازدید : 637
زردآلو را برای هسته اش می خورم
زردآلو را برای هسته اش می خورم
مدت ويدئو : 05:05
بازدید : 1821
همه ...
ناخوش خر خورده
ناخوش خر خورده
مدت پادکست : 5:58
بازدید : 64
دست پیش را گرفته که پس نیفته
دست پیش را گرفته که پس نیفته
مدت پادکست : 2:33
بازدید : 2297
شیر که بی یال و دم نمی شود
شیر که بی یال و دم نمی شود
مدت پادکست : 5:08
بازدید : 905
بابا سبیل چربکن ات را گربه برد
بابا سبیل چربکن ات را گربه برد
مدت پادکست : 4:24
بازدید : 32
بوقش را زدند
بوقش را زدند
مدت پادکست : 2:22
بازدید : 938
همه ...
هيچ موردي يافت نشد.