زر را دشمن بگیر تا مردم تو را دوست بگیرند

در حال بارگذاری ...پادکست

27 آذر 1398

چون سلطان محمود از دعوت خواندن فارغ شد، قبا در پوشید و کلاه بر سر نهاد و موزه در پای کرد و در آیینه نگاه کرد. چهره خود را بدید، تبسم کرد و وزیر را گفت: دانی که این زمان در دل من چه می‌گردد؟! گفت:« خداوند بهتر داند». گفت:« می‌ترسم که مردمان مرا دوست ندارند؛ از آن‌که روی من نه نیکوست و مردمان به عادت، پادشاه نیکوروی را دوست‌تر دارند». وزری گفت:« ای خداوند! یک کار بکن تا تو را از زن و فرزند و جان خویش دوست‌تر دارند و به فرمان تو در آب و آتش روند!» گفت:« چه کنم؟» گفت:« زر را دشمن گیر تا مردمان تو را دوست گیرند!» محمود را خوش آمد و گفت:« هزار معنی و فایده در زیر این سخن است».


يادداشت ها (0 مورد)
براي ثبت نظر و مشاركت در گفتگو ،در سايت ثبت نام نمائيد.
 
زورش به خر نمی رسید، جل را می كوبید
زورش به خر نمی رسید، جل را می كوبید
مدت ويدئو : 01:38
بازدید : 1170
نه خانی آمده ، نه خانی رفته است
نه خانی آمده ، نه خانی رفته است
مدت ويدئو : 02:53
بازدید : 543
مثل کبک سرش را زیر برف کرده
مثل کبک سرش را زیر برف کرده
مدت ويدئو : 02:29
بازدید : 1907
جگرشیر نداری سفر عشق مرو
جگرشیر نداری سفر عشق مرو
مدت ويدئو : 1:20
بازدید : 446
همه ...
آب قطره قطره همه جمع شد ...
آب قطره قطره همه جمع شد ...
مدت پادکست : 2:12
بازدید : 619
برادری سرجاش،بزغاله هفتصددینار
برادری سرجاش،بزغاله هفتصددینار
مدت پادکست : 5:07
بازدید : 1096
پنمسه
پنمسه
مدت پادکست : 1:13
بازدید : 894
جنگل مولا
جنگل مولا
مدت پادکست : 3:34
بازدید : 991
همه ...
هيچ موردي يافت نشد.