فوت کوزه گری

در حال بارگذاری ...پادکست
8

02 آذر 1398

استاد كوزه گری بود كه خیلی با تجربه بود و كوزه های لعابی كه می ساخت خیلی مشتری داشت. شاگردی نزد وی كار می كرد كه زرنگ بود و استاد به او علاقه داشت و تمام تجربه های كاری خود را به او یاد داد. شاگرد وقتی تمام كارها را یاد گرفت . شروع به ایراد گرفتن كرد و گفت مزد من كم است . و كم كم زمزمه كرد كه من می توانم بروم وبرای خودم كارگاهی راه اندازی كنم و كلی فایده ببرم. هرچه استاد كوزه گر از او خواهش كرد مدتی دیگر نزد او بماند تا شاگردی پیدا كند و كمی كارها را یاد بگیرد تا استاد دست تنها نباشد ، پسرك قبول نكرد و او را دست تنها گذاشت و رفت. شاگرد رفت و كارگاهی راه اندازی كرد وهمانطور كه یاد گرفته بود كاسه ها را ساخت و رنگ كرد و روی آن لعاب داد و در كوره گذاشت . ولی متوجه شد كه رنگ كاسه های او مات است و شفاف نیست. دوباره از نو شروع كرد و خاك خوبتر انتخاب كرد و در درست كردن خمیر بیشتر دقت كرد و بهترین لعاب را استفاده كرد و آنها را در كوره گذاشت ولی باز هم مشكل قبلی بوجود آمد. شاگرد فهمید كه تمام اسرار كار را یاد نگرفته . نزد استاد رفت و مشكل خود را گفت . و از استاد خواهش كرد كه او را راهنمائی كند. استاد از او پرسید كه چگونه خاك را آماده می كند و چگونه لعاب را تهیه می كند و چگونه آنرا در كوره می گذارد . شاگرد جواب تمام سوالها را داد. استاد گفت : درست است كه هر شاگردی باید روزی استاد شود ولی تو مرا بی موقع تنها گذاشتی . بیا یك سال اینجا بمان تا شاگرد تازه هم قدری كار یاد بگیرد و آن وقت من هم تو را راهنمائی خواهم كرد و تو به كارگاه خودت برو. شاگرد قبول كرد یكسال آنجا ماند ولی هر چه دقت كرد متوجه اشتباه خودش نمی شد . یك روز استاد او را صدا زد و گفت بیا بگویم كه چرا كاسه های لعابی تو مات است. استاد كنار كوره ایستاد و كاسه ها را گرفت تا در كوره بگذارد به شاگردش گفت چشمهایت را باز كن تا فوت وفن كار را یاد بگیری. استاد هنگام گذاشتن كاسه ها در كوره به آنها چند فوت می كرد . بعد از او پرسید : ” فهمیدی “ . شاگرد گفت : نه . استاد دوباره یك كاسه دیگر برداشت و چند فوت محكم به آن كرد و گرد وخاكی كه از آن برخاسته بود به شاگرد نشان داد و گفت : این فوت و فن كار است ، این كاسه كه چند روز در كارگاه می ماند پر از گرد و خاك می شود در كوره این گرد وخاك با رنگ لعاب مخلوط می شود و رنگ لعاب را كدر می كند . وقتی آنرا فوت می كنیم گرد وغبار پاك می شود و لعاب خالص پخته می شود و رنگش شفاف می شود . حالا پی كارت برو كه همه كارهایت درست بود و فقط همین فوت را كم داشت. این مثل اشاره به كسی دارد كه بسیار چیزها می داند ولی از یك چیز مهم آگاهی ندارد.


يادداشت ها (0 مورد)
براي ثبت نظر و مشاركت در گفتگو ،در سايت ثبت نام نمائيد.
 
ضرب المثل آتش بیار معرکه
ضرب المثل آتش بیار معرکه
مدت ويدئو : 02:20
بازدید : 577
اگر برای من آب ندارد برای تو نان دارد
اگر برای من آب ندارد برای تو نان دارد
مدت ويدئو : 3:22
بازدید : 106
خروس اگه خروس باشه،تو راه هم میخونه
خروس اگه خروس باشه،تو راه هم میخونه
مدت ويدئو : 04:11
بازدید : 634
مرغ یک پا دارد
مرغ یک پا دارد
مدت ويدئو : 02:27
بازدید : 2415
زورش به خر نمی رسید، جل را می كوبید
زورش به خر نمی رسید، جل را می كوبید
مدت ويدئو : 01:38
بازدید : 1156
همه ...
دو برار به یه قبا
دو برار به یه قبا
مدت پادکست : 0:57
بازدید : 536
رمضان و ضرب المثلهای بهبهانی
رمضان و ضرب المثلهای بهبهانی
مدت پادکست : 2:58
بازدید : 2833
آب نمی بیند وگرنه شناگر ماهریست
آب نمی بیند وگرنه شناگر ماهریست
مدت پادکست : 1:12
بازدید : 2105
کلکش را کندند
کلکش را کندند
مدت پادکست : 3:58
بازدید : 949
سر خرم را بر می گردانم
سر خرم را بر می گردانم
مدت پادکست : 5:04
بازدید : 764
همه ...
هيچ موردي يافت نشد.