اگر قاطر کسی را رم ندهی کسی را با تو کاری نیست

در حال بارگذاری ...پادکست

14 آبان 1398

در گذشته زن و شوهری در شهری با هم زندگی می کردند. یک شب زن زودتر از شوهر خوابش برد و مرد در گوشه ی اتاق نشست و کتابش را مطالعه می کرد. پس از مدتی که مرد خواست بخوابد به ناگاه با صدای فریاد همسرش چشمانش را باز کرد و از همسرش علت را جویا شد. زن گفت:« خواب دیدم که مرده ام و مرا به گورستان برده اند و سپس درحالی که مرا در گور خواباندند عده ای بر سرم ریختند و پشت سر هم فریاد می کشیدند و بر سرم می کوبیدند. من از گورستان می ترسم و دیگر نمی توانم در این خانه که نزدیک گورستان است زندگی کنم». مرد که چنین شنید اندکی با خود اندیشید و پس از اندک زمانی خاموش ماندن گفت:« گورستان که ترس ندارد، اصلا برای آنکه این سخن را به تو ثابت کنم همین الان به گورستان می روم و خبر آن را برای تو می آورم». مرد این را گفت و به سوی گورستان رفت و همین که در آن جا گام بر می داشت به گوری خالی رسید. مرد از فرط خستگی در همان گور خالی خوابید. پس از چند ساعت مرد با شنیدن صدایی چشمانش را گشود و با کنجکاوی سرش را از گور بیرون آورد.همین که مرد سرش را از گور بیرون آورد قاطرانی که مرد صدای آن ها را شنیده بود رم کردند. از بخت بد مرد کاروانی از آن جا عبور می کرد و با باری گران که متعلق به بازرگانانی ثروتمند بود به سوی شهری می رفت که قاطران با دیدن سر مرد که به ناگاه از گور بیرون آمده بود ترسیدند و رم کردند و هر آنچه بار بر پشت خود داشتند بر روی زمین رها ساختند و عده ای از آن حیوانات گریختند. کاروانیان که چنین دیدند خشمگین شدند و گمان بردند آن مرد دزدی است که در آن جا پنهان شده و قصد آزار و اذیت آن ها را داشته است. پس همه ی کاروانیان به سر آن مرد ریختند و با چوب و چماق به جانش افتادند و تا جایی که می توانستند وی را کتک زدند. مرد که حسابی زخمی شده بود با آه و ناله ی بسیار به سوی خانه اش به راه افتاد. هنگامی که مرد به خانه رسید زنش با دیدن وی فریاد بلندی کشید و گفت:« دیدی سخنان من و آن خوابم درست بود؟ دیدی در گور با آدم چه می کنند؟». مرد که دیگر حوصله ی شنیدن سخنان بیهوده ی زن را نداشت با صدایی بلند فریاد زد:« در گور خبری نبود. من تنها این را می دانم و بهتر است تو نیز بدانی که تا قاطر کسی را رم ندهی کسی را با تو کاری نیست».


يادداشت ها (0 مورد)
براي ثبت نظر و مشاركت در گفتگو ،در سايت ثبت نام نمائيد.
 
تاریخ پر افتخار
تاریخ پر افتخار
مدت ويدئو : 01:02
بازدید : 415
محراب عشق
محراب عشق
مدت ويدئو : 4:11
بازدید : 60
فواره چون بلند شود سرنگون شود
فواره چون بلند شود سرنگون شود
مدت ويدئو : 5:00
بازدید : 259
حساب به دینار بخشش به خروار
حساب به دینار بخشش به خروار
مدت ويدئو : 04:13
بازدید : 378
دو در کردن
دو در کردن
مدت ويدئو : 3:07
بازدید : 52
همه ...
یارو رو باش
یارو رو باش
مدت پادکست : 5:57
بازدید : 17
داستانک آرامش برگ و سنگ
داستانک آرامش برگ و سنگ
مدت پادکست : 2:38
بازدید : 593
حکایت مارگیر و اژدها
حکایت مارگیر و اژدها
مدت پادکست : 3:44
بازدید : 318
فرصتی برای مادر
فرصتی برای مادر
مدت پادکست : 1:53
بازدید : 319
دقت در سخن گفتن
دقت در سخن گفتن
مدت پادکست : 3:12
بازدید : 623
همه ...
اپرای هانسل و گرتل
اپرای هانسل و گرتل
تعداد تصوير : 20
بازدید : 1172
کاریکاتور فقر و ریشه کنی فقر
کاریکاتور فقر و ریشه کنی فقر
تعداد تصوير : 12
بازدید : 1482
عمل جراحی
عمل جراحی
تعداد تصوير : 1
بازدید : 1682
دختـر بچـه ی گل فروش
دختـر بچـه ی گل فروش
تعداد تصوير : 1
بازدید : 6601
بقعه پیر تاکستان
بقعه پیر تاکستان
تعداد تصوير : 12
بازدید : 2998
همه ...