محمد علی صاعد اصفهانی‌

در حال بارگذاری ...پادکست
7.1

27 شهريور 1398

محمد علی صاعد اصفهانی‌ محمد علی صاعد یکی از شاعران معاصر است. محمد علی صاعد فرزند میرزا اسد اللّه در سال 1304 ه. ش در اصفهان در یک خانواده‌ی مذهبی متولد شد. خواندن و نوشتن و قرائت قرآن را از سن 5 سالگی تحت توجه پدرش فرا گرفت. پدرش که از فعالان سیاسی مذهبی بود تمام دوران رضا شاه را بیشتر در حال تبعید در شهرهای مختلف گذراند و مقارن با رفتن رضا شاه از ایران به رحمت ایزدی پیوست. محمد علی پس از تحصیلات ابتدایی به ناچار درس خواندن را رها کرد و به شغل آزاد رنگرزی اتومبیل روی آورد و ضمن اشتغال به کار در مدارس قدیمه به کسب علم پرداخت. صاعد سرودن شعر را از همان سنین کودکی در مدرسه‌ی ابتدایی شروع کرد و چون پدرش علاقه‌ی وی را به شعر دانست او را به نزد مرحوم صغیر برد و از این طریق بود که پایش به انجمن‌های شعری وقت «انجمن عشیق» باز شد، ریاست آن انجمن با میرزا عباس خان شیدا بود که تخلّص نام «صاعد» که بعد آن را لقب خانوادگی خود قرار داد، از طرف استاد صغیر توسط مرحوم «شیدا» در همان جلسه‌ی اول انجمن برای محمد علی انتخاب گردید. با انحلال انجمن عشیق انجمن دیگری با نام «کمال» توسط مرحوم شیدا و مرحوم صغیر و صاعد اصفهانی و یازده نفر دیگر تأسیس گردید که از سال 1354 تاکنون ریاست آن بر عهده‌ی صاعد اصفهانی قرار گرفت. محمد علی صاعد فرزند میرزا اسداللّه در سال 1304 ه. ش در اصفهان در یک خانواده‌ی مذهبی متولد شد. پدرش از فعالان سیاسی مذهبی بود که در دوران رضا شاه در شهرهایی چون ملایر و تهران و... تبعید بود او از مبارزات پدرش می گوید و اینکه پدرش در مبارزات حاج آقا نورالله در زمان رضا شاه مسئولیت برگزاری دعای ندبه در مساجد دروازه نو و محله بیدآباد را برعهده داشت و این چنین بود که پس از ممنوعیت خواندن دعای ندبه در بعدازظهرها این دعا با پیشنهاد افتخار شیرازی در صبح ها خوانده شد. صاعد سرودن شعر را از همان سنین کودکی شروع کرد و نخستین شعری که گفت در 4 سالگی و برای حضرت علی اکبر (ع) بود، چون پدرش علاقه‌ی وی را به شعر دانست او را به نزد مرحوم صغیر اصفهانی برد و صغیر به پدر محمدعلی گفت: پسرت شاعر می شود. وی شعرخوانی را نزد صغیر در 14 سالگی آغازکرد و از این طریق بود که پایش به انجمن‌های شعری وقت «انجمن عشیق» باز شد، ریاست آن انجمن با میرزا عباس خان شیدا بود که تخلّص نام «صاعد» را برای وی پیشنهاد داد نامی که بعدا آن را لقب خانوادگی خود قرار داد، تخلص «صاعد» از طرف استاد صغیر توسط مرحوم «شیدا» در همان جلسه‌ی اول انجمن برای محمد علی انتخاب شد. صاعد اصفهانی پس از آن به خواندن دروس حوزوی پرداخت و با مهدی جلوئیان همدرس شد و پنج سال را در حوزه گذراند و پس از آن به انجمن تبلیغات دینی روی آورد و به فعالیت های مبارزاتی خود به رهبری آیت الله کاشانی پرداخت، در سال 1332 و کودتای 28 مرداد تمامی نامه ها و مدارکی را که از مصدق داشت سوزاند تا به دست ماموران نیافتد. این شاعر برجسته اصفهانی با اشاره به حضور در انجمن کمال و راه اندازی انجمن صائب با برخی از دوستان خود گفت: از حوزه که برگشتم به انجمن کمال رفتم و نخستین شعری که در این انجمن خواندم شعری با این مضمون بود که « به گفتم سیرحکمت می کنم فرزانه خواهم شد/ ندانستم که ره گم می کنم دیوانه خواهم شد» و مورد استقبال قرار گرفت. وی از علاقه اش به صائب می گوید و خاطرنشان می کند که در انجمن صائب شعرهایی که حرفی برای گفتن داشتند و به دل مردم می نشستند و به درد جامعه می خوردند را می نوشتم و با حضور آقای جمشیدی، نوا، صغیر و برخی دیگر از دوستان در پیش از ظهر روزهای جمعه بر سر مزار صائب به شعر خوانی می پرداختیم در فضایی که باغی با درختان سربه فلک کشیده داشت و جویی از وسط آن می گذشت. پس از آن به سالن نفیسی دانشگاه اصفهان رفتیم و مدتی نیز 15( روز یکبار) در این مکان شعرخوانی می کردیم تا اینکه جلسات انجمن کنسل شد و توسط آقای میریان با گردهمایی 14 نفر از کسانی که به صائب علاقه داشتند انجمن ثبت شد و در مکان کنونی مزار صائب تبریزی (پژوهشکده صائب) انجمن به فعالیت خود ادامه داد. اشعار جان هستی دوباره دل هوای کربلا کرد عنان گریه از دستم رها کرد به خاطر، یاد گلبوتر تربتش رفت‌ ز اشک دیده دل را با صفا کرد خرد مفتون و حیران حسین است‌ از این شوری که در عالم به پا کرد نبودی بیش از این از عشق نامی‌ بنای عاشقی را او بنا کرد مرا بیگانه کرد از هر دو عالم‌ چو با مهرش مرا عشق آشنا کرد ثنا خوانش وفاکیشان عالم‌ که او تصنیف دیوان وفا کرد فدای جان پاکش جان هستی‌ که جان را در ره جانان فدا کرد ز خون خویش خاک کربلا را به چشم اهل بیتش توتیا کرد از او درمان طلب، گر دردمندی‌ که او هر درد بی‌درمان دوا کرد اگر مؤمن، اگر کافر به اخلاص‌ چو حاجت برد پیش او روا کرد به جز زینب که غم پرورد هستی است‌ که می‌داند غمش با ما چه‌ها کرد می جان شد طلای ناب «صاعد» غمش نازم که کار کیمیا کرد پس از حسین رسالت رسید بر زینب‌ نبود نام حسینی، نبود اگر زینب در آن محیط که امواج کفر توفان کرد نداشت کشتی دین ناخدا، مگر زینب مگر نه حضرت سجّاد در خطر می‌بود اگر نکرد صیانت از آن گهر زینب به قتلگه چو ز سجّاد کرد دلجویی‌ ز کاینات برآمد درود بر زینب حسین کاشت مسلّم نهان آزادی‌ ولی به صبر رساندش به بار و بر زینب گرفت پرچم حق در کف کفایت خویش‌ در آن مصاف بلاخیز پر خطر زینب به پاس حضرت زهراست ورنه می‌گفتم‌ هم از ملک بود افضل، هم از شبر زینب زهی شهامت و همّت، زهی به عزم بلند نیافریده خدا، زن چو نامور زینب دلی و این همه از داغ لاله‌ها خونین‌ ندیده گلشن هستی چو خون جگر زینب ز مهر، ماه نیارد جدا شدن «صاعد» حسین را همه جا بود همسفر زینب


يادداشت ها (0 مورد)
براي ثبت نظر و مشاركت در گفتگو ،در سايت ثبت نام نمائيد.
 
رودان محمدی
رودان محمدی
مدت ويدئو : 03:29
بازدید : 948
عبدالحسین  جواهری نوازنده نی
عبدالحسین جواهری نوازنده نی
مدت ويدئو : 5:55
بازدید : 325
حسینعلی خان نکیسا
حسینعلی خان نکیسا
مدت ويدئو : 04:51
بازدید : 838
هنرمند مهدیه شهریاری مقدم
هنرمند مهدیه شهریاری مقدم
مدت ويدئو : 5:00
بازدید : 112
وحید قدیریان
وحید قدیریان
مدت ويدئو : 04:26
بازدید : 647
همه ...
آزاده زارعی
آزاده زارعی
مدت پادکست : 2:23
بازدید : 700
آرش مجیدی
آرش مجیدی
مدت پادکست : 2:28
بازدید : 1278
ریما رامین فر
ریما رامین فر
مدت پادکست : 2:44
بازدید : 1054
بیژن بیرنگ
بیژن بیرنگ
مدت پادکست : 2:07
بازدید : 977
حنانه شهشهانی
حنانه شهشهانی
مدت پادکست : 1:40
بازدید : 801
همه ...
شعله قهرمانی
شعله قهرمانی
تعداد تصوير : 12
بازدید : 7858
هنر اجدادی عطیه روشنفکر
هنر اجدادی عطیه روشنفکر
تعداد تصوير : 12
بازدید : 607
سعید داخ
سعید داخ
تعداد تصوير : 12
بازدید : 1374
گیتی خامنه
گیتی خامنه
تعداد تصوير : 20
بازدید : 4100
سامان احتشامی
سامان احتشامی
تعداد تصوير : 8
بازدید : 2451
همه ...