آستین نو بخور پلو

در حال بارگذاری ...پادکست

15 مهر 1398

روزی بهلول در کوچه های شهر مشغول قدم زدن بود تا اینکه درب خانه ای را باز دید. وقتی به آن در می نگریست دریافت که آن جا خانه ی مردی فرزانه است و شاگردانش به محضر وی حاضر می شوند. بهلول هم خود را میان شاگردان قرار داد و وارد خانه شد. بهلول با دقت بسیار به سخنان استاد گوش می کرد، پس از مدتی که سخنان استاد تمام شد وی مسئله ای را بنا بر گفته هایش بیان کرد تا شاگردانش با توجه به درس امروز آن را حل کنند.بهلول که جواب مسئله را می دانست از جایش برخاست تا پاسخ صحیح را بگوید اما دیگران او را به سخره گرفتند و به لباس های کهنه و مندرس او خندیدند. بهلول که این چنین دید بی آن که چیزی بگوید از آن مجلس خارج شد. فردای آن روز بهلول به بازار رفت و لباسی نو خرید و به تن کرد و به همان مجلس رفت. شاگردان با دیدن او گمان بردند وی استادی دیگر است پس در کنار پایش ایستادند و وی را در بالای مجلس و در کنار استاد نشاندند. کمی بعد که استاد آمد بحث دیروز را که نصفه مانده بود، به میان آمد. این بار بهلول بدون آنکه از جایش بلند شود پاسخش را بیان کرد. پاسخی که برخلاف روز پیش معنایی نداشت و فقط کلماتی بی سر و ته بود.استاد و شاگردان که کلمه های بی معنی او را شنیدند به خاطر لباس زیبنده ی او وی را تحسین کردند و از او خواستند تا شام را در کنار آن ها بماند، بهلول نیز دعوت آنها را پذیرفت. موقع شام خوردن، بهلول در صدر مجلس قرار گرفت. وقتی شام آوردند و غذاهای الوان را چیدند و همه مشغول غذا خوردن شدند، بهلول آستین لباسش را در بشقاب پلو کرد و مرتب می گفت: " آستین نو بخور پلو " حاضرین مجلس تعجب کردند و از او پرسیدند : " این چه کاری است که می کنی؟ آخر مگر آستین هم غذا می خورد؟ " بهلول در جواب گفت: " من همان شخصی هستم که فلان شب اینجا مهمان بودم و کسی به من اعتنایی نکرد و ناچار دم در غذا خوردم . حالا هم این تشریفات مال من نیست بلکه مال لباس من است و جا دارد که بگویم : " آستین نو بخور پلو " عاقلان مجلس از کرده خود شرمنده شدند و بر شیرین کاریهای بهلول آفرین گفتند.


يادداشت ها (0 مورد)
براي ثبت نظر و مشاركت در گفتگو ،در سايت ثبت نام نمائيد.
 
ندو که نمی رسی.....
ندو که نمی رسی.....
مدت ويدئو : 5:00
بازدید : 271
بخیل
بخیل
مدت ويدئو : 3:11
بازدید : 71
کوتاهی در انجام کار خیر
کوتاهی در انجام کار خیر
مدت ويدئو : 3:26
بازدید : 245
داستان قلیه ماهی و سوشی
داستان قلیه ماهی و سوشی
مدت ويدئو : 4:44
بازدید : 80
صدایش صبح بلند می شود
صدایش صبح بلند می شود
مدت ويدئو : 5:00
بازدید : 304
همه ...
داستانک ابتکار
داستانک ابتکار
مدت پادکست : 1:46
بازدید : 543
داستانک امیدواری
داستانک امیدواری
مدت پادکست : 1:17
بازدید : 764
فرصتی برای دوست داشتن
فرصتی برای دوست داشتن
مدت پادکست : 3:57
بازدید : 606
افسانه شب نشینی حیوانات
افسانه شب نشینی حیوانات
مدت پادکست : 6:40
بازدید : 323
همه ...
اپرای هانسل و گرتل
اپرای هانسل و گرتل
تعداد تصوير : 20
بازدید : 1276
کاریکاتور فقر و ریشه کنی فقر
کاریکاتور فقر و ریشه کنی فقر
تعداد تصوير : 12
بازدید : 1737
بقعه پیر تاکستان
بقعه پیر تاکستان
تعداد تصوير : 12
بازدید : 3109
دختـر بچـه ی گل فروش
دختـر بچـه ی گل فروش
تعداد تصوير : 1
بازدید : 6876
عمل جراحی
عمل جراحی
تعداد تصوير : 1
بازدید : 1764
همه ...