اصل موضوع

در حال بارگذاری ...پادکست

29 خرداد 1398

اگر کسی بخواهد مسائل بزرگ را کوچک جلوه دهد این مثل را به کار می برد و به کنایه می گوید:« بله اصل موضوع فلان چیز است یا اصل موضوع همان است که گفتم.» و اکنون حکایت این مثل: در روزگار گذشته و در دشتی بزرگ قاطر و شتری در کنار هم با خوشی زندگی می کردند. روزی از روزها قاطر نزد شتر رفت و گفت:« ای استاد بزرگوار، امروز آمده ام تا موضوع مهمی را بپرسم و از تو پند بگیرم و عیب خودم را اصلاح کنم.» شتر با تعجب گفت:« اختیار داری دوست گرامی، البته کسی که به راستی می خواهد پند بگیرد می تواند به آسانی از هر چیزی عبرت بگیرد.» قاطر آه بلندی کشید و گفت:« مشکل من این است که هنگام راه رفتن خیلی زود سکندری می خورم و بر زمین می افتم. اکنون می خواهم بدانم که در راه رفتن من چه عیبی است و افتادن من چه علتی دارد؟ چرا شتر هیچگاه سکندری نمی خورد و بر زمین نمی افتد؟» شتر گفت:« بدان دوست من که علت سکندری خوردن و افتادن تو شتاب است. ما شترها آرام راه می رویم و هول نمی شویم، شتاب بیش از اندازه موجب دردسرهای زیادی می شود.» قاطر پوزخندی زد و گفت:« جناب شتر شما اشتباه می کنید. تند و رفتن و زود رسیدن که عیب نیست، باید علت اساسی را پیدا کرد.» شتر گفت:« هدف من عیب جویی نبود، اما یک چیز دیگر یادم آمد و آن دقت و اطمینان است. ما شترها وقتی شروع به رفتن می کنیم راهمان را تا آن جا که چشم کار می کند زیر نظر می گیریم، آنگاه با دقت به پیش می رویم.» قاطر که از شنیدن حرف های شتر بسیار آزرده خاطر شده بود گفت:« خب من هم وقتی راه می روم به زمین نگاه می کنم، کور که نیستم باید اصل موضوع را پیدا کرد.» شتر پاسخ داد:« یک چیز دیگر هم هست که می تواند علت افتادن باشد و آن این است که وقتی کسی راهی را انتخاب کرده و نمی تواند کارش را عوض کند باید فکرش را با کارش سازگار کند.» قاطر که اوقاتش به کلی تلخ شده بود گفت:« ای شتر، چرا توهین می کنی؟ چموش و بازیگوش که می گویی خودتی. راستی پس چرا کینه ی شتری و سرمستی شتران را نمی گویی؟ البته بدان که من از بار بردن بیزارم ولی خب ناگزیر کارم را می کنم.» شتر که دانست قاطر حاظر نیست عیب خودش را بپذیرد و در اندیشه ی اصلاح رفتارش باشد زیرا او نیامده که پند بشنود بلکه آمده است عذری برای افتادنش پیدا کند و آنگاه تقصیر را گردن چیز دیگری بیاندازد. پس شتر رو به قاطر کرد و گفت:« درود بر تو. اما می دانی که شتر را هم گاهی اشتر می گویند؟ اشتر و استر را به یک شکل می نویسند جز اینکه اشتر سه نقطه بیشتر دارد. من می گویم شاید اینکه اشتر هیچگاه نمی افتد و استر بر زمین می خورد همین است. گویا عیب اساسی در همین سه نقطه است. این هم که درست کردنش دیگر در دست من و تو نیست و گناهش کردن کسانی است که اشتر را با سه نقطه بیشتر و استر را با سه نقطه کمتر می نویسند.» قاطر که از سخنان شتر خرسند شده بود پاسخ داد:« بله درست است اصل موضوع همین است و مقصر اصلی همین سه نقطه است.»


يادداشت ها (0 مورد)
براي ثبت نظر و مشاركت در گفتگو ،در سايت ثبت نام نمائيد.
 
جگرشیر نداری سفر عشق مرو
جگرشیر نداری سفر عشق مرو
مدت ويدئو : 1:20
بازدید : 148
دهانش بوی شیر می دهد
دهانش بوی شیر می دهد
مدت ويدئو : 02:43
بازدید : 1456
ضرب المثل از ماست که بر ماست
ضرب المثل از ماست که بر ماست
مدت ويدئو : 02:46
بازدید : 416
زردآلو را برای هسته اش می خورم
زردآلو را برای هسته اش می خورم
مدت ويدئو : 05:05
بازدید : 1706
همه ...
کار نیکو کردن از پر کردن است
کار نیکو کردن از پر کردن است
مدت پادکست : 2:56
بازدید : 253
اگرخرنبودی پیش دام پزشك نرفتی
اگرخرنبودی پیش دام پزشك نرفتی
مدت پادکست : 0:24
بازدید : 465
چل سرو (چشم چشم به راه)
چل سرو (چشم چشم به راه)
مدت پادکست : 2:08
بازدید : 418
تعبیر از پشت خنجر زدن
تعبیر از پشت خنجر زدن
مدت پادکست : 3:52
بازدید : 1665
اینها همه شعر است
اینها همه شعر است
مدت پادکست : 4:15
بازدید : 601
همه ...
هيچ موردي يافت نشد.