حکایت گنج

در حال بارگذاری ...پادکست
17.7

10 دي 1397

در روزگاران گذشته مردی روستایی گاو آهنش را به زمین برد تا زمینش را شخم بزند زمانی که داشت با خویش خود زمین را شخم می زد به کوزه ای در زمین برخورد که سرش با گج پوشیده شده بود.آنرا باز نمود و دید که در کوزه پر از جواهر می باشد.او از کار دست کشید و با خود گفت که با دیدن این گنج دیگر کار نمیکنم...به شنیدن ادامه این حکایت شما را دعوت میکنیم.


يادداشت ها (0 مورد)
براي ثبت نظر و مشاركت در گفتگو ،در سايت ثبت نام نمائيد.
 
ازدواج آسان
ازدواج آسان
مدت ويدئو : 2:32
بازدید : 52
حکایت شکارگاه
حکایت شکارگاه
مدت ويدئو : 4:51
بازدید : 89
خرید اینترنت
خرید اینترنت
مدت ويدئو : 5:00
بازدید : 55
داستان هویج تخم مرغ یا قهوه؟
داستان هویج تخم مرغ یا قهوه؟
مدت ويدئو : 1:48
بازدید : 71
معلم اخلاق / خاطرات رهبر انقلاب
معلم اخلاق / خاطرات رهبر انقلاب
مدت ويدئو : 3:58
بازدید : 237
همه ...
داستان اسکندر مقدونی
داستان اسکندر مقدونی
مدت پادکست : 5:28
بازدید : 2238
حضرت ابراهیم و زنده شدن مردگان
حضرت ابراهیم و زنده شدن مردگان
مدت پادکست : 3:23
بازدید : 536
حکایت زاهد و دیو و دزد
حکایت زاهد و دیو و دزد
مدت پادکست : 3:58
بازدید : 105
کار هایی که می توانی
کار هایی که می توانی
مدت پادکست : 2:53
بازدید : 524
پادشاه و سرباز پیر
پادشاه و سرباز پیر
مدت پادکست : 1:08
بازدید : 712
همه ...
اپرای هانسل و گرتل
اپرای هانسل و گرتل
تعداد تصوير : 20
بازدید : 1319
عمل جراحی
عمل جراحی
تعداد تصوير : 1
بازدید : 1787
بقعه پیر تاکستان
بقعه پیر تاکستان
تعداد تصوير : 12
بازدید : 3135
کاریکاتور فقر و ریشه کنی فقر
کاریکاتور فقر و ریشه کنی فقر
تعداد تصوير : 12
بازدید : 1806
دختـر بچـه ی گل فروش
دختـر بچـه ی گل فروش
تعداد تصوير : 1
بازدید : 6989
همه ...