حکایت گنج

در حال بارگذاری ...پادکست
10.9

10 دي 1397

در روزگاران گذشته مردی روستایی گاو آهنش را به زمین برد تا زمینش را شخم بزند زمانی که داشت با خویش خود زمین را شخم می زد به کوزه ای در زمین برخورد که سرش با گج پوشیده شده بود.آنرا باز نمود و دید که در کوزه پر از جواهر می باشد.او از کار دست کشید و با خود گفت که با دیدن این گنج دیگر کار نمیکنم...به شنیدن ادامه این حکایت شما را دعوت میکنیم.


يادداشت ها (0 مورد)
براي ثبت نظر و مشاركت در گفتگو ،در سايت ثبت نام نمائيد.
 
به مقام رسیدن بایزید بسطامی
به مقام رسیدن بایزید بسطامی
مدت ويدئو : 01:39
بازدید : 734
هر که با نوح نشیند چه غم از طوفانش
هر که با نوح نشیند چه غم از طوفانش
مدت ويدئو : 3:57
بازدید : 212
پنج الاغ زیر بار شیطان
پنج الاغ زیر بار شیطان
مدت ويدئو : 3:54
بازدید : 73
میوه دانش بکار بستن آن است
میوه دانش بکار بستن آن است
مدت ويدئو : 2:39
بازدید : 246
همه ...
شب امتحان دانشجو
شب امتحان دانشجو
مدت پادکست : 3:02
بازدید : 299
تا سر حد مرگ
تا سر حد مرگ
مدت پادکست : 1:50
بازدید : 459
استماع قرآن
استماع قرآن
مدت پادکست : 0:53
بازدید : 400
مسلمان و كتابى
مسلمان و كتابى
مدت پادکست : 2:01
بازدید : 471
کفش هایی برای قدم زدن در بهشت
کفش هایی برای قدم زدن در بهشت
مدت پادکست : 2:50
بازدید : 344
همه ...
بقعه پیر تاکستان
بقعه پیر تاکستان
تعداد تصوير : 12
بازدید : 2987
اپرای هانسل و گرتل
اپرای هانسل و گرتل
تعداد تصوير : 20
بازدید : 1161
کاریکاتور فقر و ریشه کنی فقر
کاریکاتور فقر و ریشه کنی فقر
تعداد تصوير : 12
بازدید : 1454
عمل جراحی
عمل جراحی
تعداد تصوير : 1
بازدید : 1669
دختـر بچـه ی گل فروش
دختـر بچـه ی گل فروش
تعداد تصوير : 1
بازدید : 6578
همه ...