اثر ولایت

در حال بارگذاری ...پادکست

19 مهر 1391

عدی بن حاتم طائی از کبار صحابه و از علاقه‌مندان و شیفتگان مولای متقیان است… در زمان خلافت علی‌ (ع) در خدمت آن حضرت بود و سه پسرش بنام طریف و طرفه و طارف در رکاب آن حضرت در صفین شهید شدند. بعد از شهادت علی (ع) و استقرار خلافت معاویه، اتفاق افتاد که بر معاویه وارد شد. معاویه برای اینکه بلکه بتواند با یادآوری داغ فرزندان عدی او را وادار کند که درباره علی (ع) مطابق میل معاویه حرفی بزند به او گفت: این الطرفات؟ پسرانت چه شدند؟ عدی با کمال متانت و خونسردی گفت: در صفین پیشاپیش علی شهید شدند. مخصوصا کلمه پیشاپیش علی را اضافه کرد که رضایت و افتخار خود را برساند. معاویه گفت: علی درباره تو انصاف را رعایت نکرد که پسران تو را پیشاپیش جبهه فرستاد تا کشته شدند و پسران خود را در پشت جبهه نگه داشت که زنده ماندند. عدی گفت: بلکه من درباره علی انصاف را رعایت نکردم که او کشته شد و من زنده ماندم. معاویه دید از نقشه خود نتیجه نمی‌گیرد لحن خود را عوض کرد. گفت: اوصاف علی را برای من بگو. عدی گفت: مرا معذور بدار. گفت: ممکن نیست. عدی گفت: به خدا قسم علی ژرف نظر و نیرومند بود، به عدالت سخن می‌گفت و با قاطعیت فیصله می‌داد، علم و حکمت از اطرافش می‌جوشید، از زرق و برق دنیا متنفر و با شب و تنهایی شب مانوس بود. زیاد اشک می‌ریخت و بسیار فکر می کرد. در خلوت‌ها از نفس خود حساب می‌کشید و بر گذشته دست ندامت می‌سود. لباس کم و زندگی کوتاه و فقیرانه را می‌پسندید. در میان ما که بود مانند یکی از ما بود. اگر چیزی از او می‌خواستیم می‌پذیرفت و اگر به حضورش می‌رفتیم ما را نزدیک خود می‌برد و از ما فاصله نمی‌گرفت. آنقدر با هیبت بود که در حضورش جرات تکلم نداشتیم، آنقدر عظمت داشت که چشم‌ها را به طرفش بلند نمی‌کردیم. وقتی لبخند می‌زد دندان‌هایش مانند یک رشته مروارید به نظر می‌آمد. اهل دیانت و تقوا را احترام می‌کرد و نسبت به بینوایان مهر می‌ورزید. نه نیرومند از او بیم ستم داشت و نه ناتوان از عدالتش نومید می‌شد. به خدا قسم یک شب به چشم خود دیدم که در محراب عبادت ایستاده بود در حالی که شب، تاریکی خود را همه جا کشیده بود. اشک‌هایش بر ریشش می‌غلطید. مانند مارگزیده به خود می‌پیچید و مانند مصیبت دیده‌ها می‌گریست. الان مثل اینست که آوازش را با گوشم می‌شنوم که می‌گفت: ای دنیا آیا متعرض من شده‌ای و به من رو آوردی؟ برو دیگری را بفریب. وقت تو نرسیده است، ترا سه طلاقه کرده‌ام و رجوعی در کار نیست. لذت تو ناچیز و اهمیت تو اندک است. آه آه از توشه‌ی اندک و سفر طولانی و انیس کم! سخن عدی که به اینجا رسید، اشک معاویه سرازیر شد. شروع کرد با آستین خود اشک خود را پاک کردن. آنگاه گفت: خداوند رحمت کند علی را، همین طور بود که گفتی! اکنون بگو حالت تو در فراق او چگونه است؟ گفت: مانند زنی که فرزندش را در دامنش سر بریده باشند. معاویه گفت: آیا هیچ فراموشش می‌کنی؟ عدی گفت: مگر روزگار می‌گذارد فراموشش کنم؟!


يادداشت ها (0 مورد)
براي ثبت نظر و مشاركت در گفتگو ،در سايت ثبت نام نمائيد.
 
نکته های سوره مبارکه زلزال
نکته های سوره مبارکه زلزال
مدت ويدئو : 05:08
بازدید : 562
موارد وجوب وضو
موارد وجوب وضو
مدت ويدئو : 4:00
بازدید : 75
شهید عباسقلی مصطفی
شهید عباسقلی مصطفی
مدت ويدئو : 1:36
بازدید : 218
توکل ابوذر
توکل ابوذر
مدت ويدئو : 2:27
بازدید : 496
زائران رضوی
زائران رضوی
مدت ويدئو : 02:22
بازدید : 271
همه ...
دعای روز سوم ماه مبارک رمضان
دعای روز سوم ماه مبارک رمضان
مدت پادکست : 1:18
بازدید : 831
معنای دائم الفیض بودن خدا چیست
معنای دائم الفیض بودن خدا چیست
مدت پادکست : 3:20
بازدید : 26
منتظران واقعی
منتظران واقعی
مدت پادکست : 3:50
بازدید : 737
دعای فرج امام زمان (ع)
دعای فرج امام زمان (ع)
مدت پادکست : 3:00
بازدید : 814
پیروزی در اسلام
پیروزی در اسلام
مدت پادکست : 4:32
بازدید : 320
همه ...
چهار قل
چهار قل
تعداد تصوير : 1
بازدید : 849
تصاویر قدیمی از کربلا در یک قرن پیش
تصاویر قدیمی از کربلا در یک قرن پیش
تعداد تصوير : 8
بازدید : 556
اعتکاف
اعتکاف
تعداد تصوير : 12
بازدید : 1060
زیارت عاشورا
زیارت عاشورا
تعداد تصوير : 1
بازدید : 1257
نمایشگاه غنچه های خونین
نمایشگاه غنچه های خونین
تعداد تصوير : 16
بازدید : 2180
همه ...