فوت کوزه گری

در حال بارگذاری ...پادکست

01 اسفند 1395

این ضرب المثل زمانی به کار می‌رود که کسی همه چیز را برای انجام کاری می‌داند به جز یک نکته مهم و نهایی. پسری پیش استاد كوزه گری رفت و با خواهش و التماس فراوان به شاگردی استاد درآمد. پسر بسیار باهوش و زرنگ بود و استاد کم کم به او علاقه پیدا کرد و تمام تجربه های كاری خود را به او یاد داد . شاگرد وقتی تمام كارها را یاد گرفت . شروع به ایراد گرفتن كرد و گفت مزد من كم است . و كم كم زمزمه كرد كه من می توانم بروم وبرای خودم كارگاهی راه اندازی كنم و كلی فایده ببرم . هرچه استاد كوزه گر از او خواهش كرد مدتی دیگر نزد او بماند تا شاگردی پیدا كند و كمی كارها را یاد بگیرد تا استاد دست تنها نباشد ، پسرك قبول نكرد و او را دست تنها گذاشت و رفت و كارگاهی راه اندازی كرد و همانطور كه یاد گرفته بود كاسه ها را ساخت و رنگ كرد و روی آن لعاب داد و در كوره گذاشت . ولی متوجه شد كه رنگ كاسه های او مات است و شفاف نیست. دوباره از نو شروع كرد و خاك خوبتر انتخاب كرد و در درست كردن خمیر بیشتر دقت كرد و بهترین لعاب را استفاده كرد و آنها را در كوره گذاشت ولی باز هم مشكل قبلی بوجود آمد . شاگرد فهمید كه تمام اسرار كار را یاد نگرفته . نزد استاد رفت و مشكل خود را گفت . و از استاد خواهش كرد كه او را راهنمائی كند . استاد از او پرسید كه چگونه خاك را آماده می كند و چگونه لعاب را تهیه می كند و چگونه آنرا در كوره می گذارد . شاگرد جواب تمام سوالها را داد . استاد گفت : درست است كه هر شاگردی باید روزی استاد شود ولی تو مرا بی موقع تنها گذاشتی . بیا یك سال اینجا بمان تا شاگرد تازه هم قدری كار یاد بگیرد و آن وقت من هم تو را راهنمائی خواهم كرد و تو به كارگاه خودت برو . شاگرد قبول كرد یكسال آنجا ماند ولی هر چه دقت كرد متوجه اشتباه خودش نمی شد . یك روز استاد او را صدا زد و گفت بیا بگویم كه چرا كاسه های لعابی تو مات است . استاد كنار كوره ایستاد و كاسه ها را گرفت تا در كوره بگذارد به شاگردش گفت چشمهایت را باز كن تا فوت وفن كار را یاد بگیری . استاد هنگام گذاشتن كاسه ها در كوره به آنها چند فوت می كرد . بعد از او پرسید : ” فهمیدی “ . شاگرد گفت : نه . استاد دوباره یك كاسه دیگر برداشت و چند فوت محكم به آن كرد و گرد وخاكی كه از آن برخاسته بود به شاگرد نشان داد و گفت : این فوت و فن كار است ، این كاسه كه چند روز در كارگاه می ماند پر از گرد و خاك می شود در كوره این گرد وخاك با رنگ لعاب مخلوط می شود و رنگ لعاب را كدر می كند . وقتی آنرا فوت می كنیم غبار پاك می‌شود و رنگ لعاب روی آن روشن و شفاف می‌شود و جلا پیدا می‌كند. حالا برو و كارگاهت را روبراه كن و "فوت کوزه گری" را فراموش نکن. معادل استانی این ضرب المثل در فرهنگ فولکلور استان مرکزی هم وجود دارد که شاگرد گیوه دوزی پس از سالها کسب تجربه در محضر استاد خود به استاد قابلی تبدیل می شود و برای خود کارگاهی باز می کند ولی مشتری های چندانی پیدا نمیکند تا انکه به سراغ استادش می رود و از او می خواهد رمز موفقیتش یا به عبارتی فوت کوزه گری رابه او بیاموزد که استاد به زبان شعر می گوید باید کاسب پاشکسته باشد یعنی مثل فردی که پایش شکسته و توان حرکت ندارد در مغازه اش بماند و به کار وفعالیت بپردازد.


يادداشت ها (0 مورد)
براي ثبت نظر و مشاركت در گفتگو ،در سايت ثبت نام نمائيد.
 
نه خانی آمده ، نه خانی رفته است
نه خانی آمده ، نه خانی رفته است
مدت ويدئو : 02:53
بازدید : 328
مرغ یک پا دارد
مرغ یک پا دارد
مدت ويدئو : 02:27
بازدید : 2082
سزاوار تنبلی
سزاوار تنبلی
مدت ويدئو : 02:00
بازدید : 901
آدم خوب براش خوبی می رسه
آدم خوب براش خوبی می رسه
مدت ويدئو : 00:40
بازدید : 1020
همه ...
دود چراغ خورده
دود چراغ خورده
مدت پادکست : 4:29
بازدید : 392
باد در فرهنگ مردم هندیجان
باد در فرهنگ مردم هندیجان
مدت پادکست : 5:50
بازدید : 413
تیری به تاریکی رها کردن
تیری به تاریکی رها کردن
مدت پادکست : 4:24
بازدید : 648
وعده سرخرمن
وعده سرخرمن
مدت پادکست : 3:31
بازدید : 3609
ایراد بنی اسرائیلی
ایراد بنی اسرائیلی
مدت پادکست : 1:51
بازدید : 482
همه ...
هيچ موردي يافت نشد.